شناخت یهودیان مخفی

بازی انگلیسی

مقدمه : از امدن اخرين دين الهي نزديک به 1400 سال مي گذرد ، ديني که در عين صلابت و قدرت با داشتن انسجام دروني فوق العاده و جهان شمول بودن بي نظير خود ايينه تمام نماي اديان الهي است که خداوند در بزرگترين معجزه پيامبر خاتم (ص) يعني قران فرمود : إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام (ال عمران 19 ) . با امدن دين مبين اسلام جن و انس و فرزندان خلف انان در ائيين يهود و نصارا کمر همت بسته تا اسلام را همانند ائيين موسي و عيسي به انحراف و تحريف بکشانند و کارشان را در همان سال هاي حضور پيامبر ،در ماجراي مباهله شروع کردند و خداوند هم پيش داستانه در قران فرمود يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده 51) يهود و نصارا به دوستي خود نگيريد . ماجراي نبرد جريان حق و باطل که از ابتداي هبوط ادم به وجود امد و تاکنون نيز ادامه دارد با امدن دين اسلام شدت بيشتري گرفت ، در اين ميان گاهي جبه حق پيروز مي شد و گاهي جبه ي باطل . اما فرزندان خلف شيطان يعني دول روس و بخصوص انگليس براي ايجاد بدعت و وارد کردن اخرين ضربه کاري بر پيکره اسلام طرحي را که حاصل کار بزرگاني همچون سر همسفر بود را در دستور کار قرار دادند و ان طرح اين بود ايجاد اديان و عرفان هاي نوظهور غير الهي براي ايجاد انحراف در اديان الهي که نتيجه اش به وجود امدن بهائيت در تشيع و وهابيت در تسنن بود در مورد ائيين بهائيت در پرونده ويژه شماره 1 به تفضيل صحبت شد اما مختصر توضيحاتي داده مي شود: بعد از تير باران علي محمد باب بدست با کفايت امير کبير حسينعلي نوري مشهور به بهاء الله رهبري فرقه ضاله بهائيت را بر عهده گرفت ، پس از او پسر ارشد او عباس ملقب به افندي پس از کشمکش هاي بسيار با برادر خود رهبري اين فرقه را بر عهده گرفت . بايد گفت عباس افندي ملقب به عبد البهاء سومين شخصيت محوري فرقه بهائيت و به نوعي تثبيت کننده جايگاه اين فرقه در دوران 19 ساله رهبري خود بود . او با سفر هاي خود و با کمک انگليس توانست سازماندهي مناسبي به بهائيت بدهد و تشکيلاتي سازماني براي اين فرقه ايجاد کند و به نوعي بنيان فکري و تئوري بهائيت را فراهم کرد ، بعد از تبعيد هاي متعددش از جمله در ترکيه به شهر عکا در فلسطين رفت و دستور داد جسد پدر خود حسينعلي را نيز به انجا منتقل کنند و انجا را مرکز بهائيان در جهان قرار داد . شايد بناي فعلي شهر حيفا در اسرائيل روي اين شهر بنا شده باشد . که اين را عباس افندي مديون انگليسي ها و فرمانده نظامي بخش فلسطين ان است که انگليسي ها هم به پاس خدمات او ، عنوان شواليه و لقب (سر) به او اعطا کردند . پس از عباس افندي نوه دختري او شوقي افندي رهبري بخشي از جامعه بهائيان اسيا و امريکا را بدست گرفت زيرا عده اي از بهائيان اروپا که ملقب به بهائي پروتستان هستند ولايت چارلز ميس ريمي را پذيرفتند که اين خود گواه پدر خواندگي انگليسي ها ست ! شجره نامه افراد سرشناس بهائي ها را که بررسي بکنيم پس از عباس افندي و شوقي افندي و ... به فردي به نام محمود رضا عباس ميرزا مي رسيم که نام فعلي و امروزي اين فرد محمود عباس مشهور به ابومازن رئيس تشکيلات خود گردان فلسطين مي باشد . شايد اين اتفاق باور نکردني باشد که با هم به بررسي دلايل ان مي پردازيم . محمود عباس : محمود عباس معروف به ابومازن در ?? مارس ????، در شهر صفد فلسطين که تحت قيموميت انگليس قرار داشت به دنيا آمد . پدر وي فردي تجارت پيشه بود که با قبائل بدوي اطراف شهر روزگار مي گذراند و با آغاز ورود به پايه هفتم تحصيلات و شکل گيري دولت نامشروع رژيم صهيونيستي در سال 1948 مجبور شد به همراه خانوادهاش راهي سوريه شود. عبدالقادر ياسين در روزنامه «الاسبوع العربي»، چاپ قاهره در تاريخ 13/1/2000 اولين فردي بود که ادعا کرد محمود عباس يک بهائي ايراني الاصل است . سرلشکر ستاد مصر «صلاح‌الدين سليم» که اکنون در دوران بازنشستگي با نام مشاور و کارشناس با دو مؤسسه «مرکز ملي مطالعات خاورميانه» و «مرکز مطالعات عربي» در قاهره همکاري دارد، گفتار عبدالقادر ياسين را تأييد مي‌کند. تاکنون مدارک مستدل و محکمي مبني بر ايراني بودن محمود عباس وجود ندارد و لي پرسش هاي بسيار جدي وجود دارد که تاکنون تاريخ به ان جواب روشني نداده است : 1ـ نام کامل او محمو‌درضا عباس ميرزاست؛ ترکيب دو نام «رضا» و «عباس» در خانواده‌هاي فلسطيني اصلا رايج نيست و عمدتا در خانواده‌هايي به کارمي‌رود که داراي ريشه فارسي هستند. 2ـ نام فاميلي ميرزا نيز در بين عرب‌ها و به ويژه فلسطيني‌ها اصلا رايج نيست، بلکه نامي تقريبا صددرصد ايراني به شمار مي‌رود. 3ـ نام ميرزا به رغم آن که معاني خاصي در بين ايراني‌ها دارد، اما در بين بهايي‌هاي ايراني نيز مرسوم بوده که از نام «بهاء»، عباس ميرزا گرفته مي‌شده است. از همين رو، آنهايي که محمود‌عباس را بهايي مي‌دانند، بر اين باورند که نام او (ميرزا ) از مؤسس فرقه بهاييت و نام عباس از عباس افندي متوفاي 1921 در فلسطين گرفته شده که يکي از عناصر کارساز بهاييان در فلسطين شمرده مي‌شد. 4ـ بهايياني که از ايران رفته و در فلسطين مستقر شده‌اند، عمدتا در شهرهاي حيفا (که در نزد بهاييان مقدس است) و صفد استقرار يافته‌اند و محمود عباس (ابومازن) خود متولد صفد است. اين ها تعدادي از دلايلي ايراني بودن ابومازن است که نمي توان به راحتي از کنار ان ها گذشت ، از طرفي پر واضح است که ميان تمامي جنبش هاي فلسطيني و محمود عباس تفاوت فکري و اصولي بسياري وجود دارد و موضع گيري هاي او عليه مقاومت و انتفاضه فلسطين و امتيازات بيشمار او در مذاکرات سازش با اسرائيل گوياي اين موضوع مي باشد . مواضع جانبدارانه رئيس تشکيلات خودگردان در برابر اسرائيل و کشور هاي نظير امريکا و انگليس و همچنين عدم قرار گيري نام او در ليست ترور موساد معماهاي بسياري را در باره ي هويت و ماهيت اصلي اين فرد مرموز بر جاي گذاشته است . هرچند که نمي توان به طور قطع و يقين گفت که ابومازن ايراني و بهائي است اما نمي توان با قاطعيت اين ادعا را رد کرد اما با توجه به موقعيت استراتژيک اسرائيل و نقش محمود عباس اگر اثبات شود که او ايراني است به يقين مي توان گفت که او يک بهائي است و باز هم بوي انگليس و مخصوصا عوامل پشت پرده وزارت خارجه ان در اين طرح و نقشه چه در سکنا گزيدن بهائي ها و چه در استقرار دولت اسرائيل به مشام مي رسد . بنيامين نتانياهو : نخست وزير فعلي اسرائيل و جاني درجه يک جهان بنا بر برخي از گفته ها يک ايراني يهودي بوده است . بنا بر برخي از گفته هاي شاهدان عيني و هم کلاسي هاي او نام اصلي اين فرد شاهرخ و فاميلي او خشنود بوده و نام يهودي وي آبراهام بوده است و ساکن شمشير گر محله (محله يهودي نيشن بابل) مي باشد . در گذشته شهر بابل جمعيت يهودي نسبتا بالايي داشته و برخي از شاهدان از حضور و اشنايي با او سخن مي گويند . مدارک تحصيلي نتانياهو در مدرسه بدر بابل موجود مي باشد و عده اي از کهن سالان بابل شهادت داده که اورا مي شناند و با او هم کلاس بوده اند . باور اين قضيه سخت است اما هنوز عمه اين جاني بزرگ در محله يهودي نشين بابل ساکن مي باشد . منزل مسکوني او طبق گفته اهل محل تا چند سال پيش قبل از تصاحب شهرداري پا برجا بوده و عکس هايي از او نزد برخي از هم سالانش مي باشد که مي تواند مدرکي معتبر در مورد هويت اصلي اين فرد باشد . انچه که مسلم است به دليل شخصيت بنيامين نتانياهو و ماهيت اسرائيل و جمهوري اسلامي يقينا به طور رسمي پژوهشي نخواهد شد يا مدارک تحصلي و شخصي او توسط آموزش و پرورش و ثبت احوال منتشر نخواهد شد و همکلاسي هاي او هم مدارک و عکس هاي خود را بنا به دلايل متعدد منتشر نخواهند کرد اما تاييد جمع کسيري از افراد معتمد شهر تاريخي بابل اين فرد يهودي ايراني الاصل مي باشد که تا سال 1337 شمسي در ايران زندگي کرده است . از طرفي فراموش نکنيم با توجه به اثبات شدن ايراني بودن موشه کاتسو هشتمين رئيس جمهور اسرائيل که اصليتي يزدي و معروف به موسي قصاب بوده است و همينطور شائول موفاز که نام اصلي وي شهرام مفضض کار بوده و متولد تهران و اصليتي اصفهاني دارد نمي توان اين ادعا را نيز به راحتي رد کرد ، از طرفي بنا به دلايل گفته شده نمي توان گفت که ايا اين ادعا روزي اثبات خواهد شد يا خير . با توجه به اين که ايراني ها در اخر الزمان نقش هاي بسيار کليدي دارند و شايد به نوعي ترسيم کننده چينش جهاني حکومت عدالت الهي در اخر الزمان باشند جبه باطل به مرکزيت انگليس که بعد از قرون وسطا به طور شگفت انگيزي اين مسئوليت را به بهترين شکل ممکن انجام داده است با مطالعات گسترده و ايجاد تئوري هاي کار ساز براي جلو گيري از اين امر الهي يعني استقرار حکومت عدل الهي در زمين ، مي خواهد به دست ايراني ها چينش شيطاني اخر الزماني خود را پياده کند که ايجاد فرقه بهائيت در تشيع و وهابيت در تسنن و ايجاد کشور جعلي اسرائيل در فلسطين ان هم به دليل افسانه هولوکا ست و ... از دلايل محکم صحت اين ادعا مي باشد . وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ و ما در زبور پس از تورات نوشته ايم که اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393ساعت 14:31  توسط کاوه دانمارکی   | 

لزوم نابودی اسرائیل از دیدگاه امام خمینی(ره)

لزوم نابودی اسرائیل از دیدگاه امام خمینی(ره): "امروز قبله اول مسلمین به دست اسرائیل، این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است. امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقه افکنی می‌کند. بر هر مسلمان لازم است که خود را علیه اسرائیل مجهز کند. من نزدیک به بیست سال است خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اخیر اسلامی ایران کمتر از گذشته نمی دانم. قبلا هم تذکر داده‌ام، دولت غاصب اسرائیل، با هدف هایی که دارد برای اسلام و ممالک مسلمین خطر عظیم دارد و خوف آن است اگر مسلمین به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگیری از آنها امکان پذیر نشود و چون احتمال خطر متوجه اساس اسلام است لازم است بر دول اسلامی بخصوص و بر سایر مسلمین عموما که رفع این ماده فساد را به هر نحو که امکان دارد بنمایند. تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است ! اسرائیل هم از امریکاست ." نکته های رهیافت پیش رو: نکته ۱- این مقاله در دو محور دلایل فقهی ضرورت حمله به اسرائیل و ابعاد تاکتیکی حمله نظامی ایران به اسرائیل تنظیم شده است و محورهای سیاسی و تبعات اقتصادی حمله نظامی ایران به اسرائیل در فرصت های بعدی منتشر خواهد شد. نکته ۲- حمله نظامی ایران به اسرائیل شامل ۲ پرده و ۸ گام است. در این طرح تنها گام اول از پرده اول از حمله نظامی ایران به اسرائیل بیان می شود و توضیح کامل ۸ گام این حمله در زمان مقتضی منتشر خواهد شد. نکته ۳- این طرح تنها نظر شخصی نویسنده آن است و از طرف دولت جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه ضمانتی بر پذیرفتن و اجرای آن وجود ندارد. دلایل فقهی ضرورت حمله نظامی ایران به اسرائیل وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّـهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا ۚ إِنَّ اللَّـهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ ﴿بقره١٩٠﴾ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ۚ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ۚ وَلَا تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّىٰ یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ ۖ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ۗ کَذَٰلِکَ جَزَاءُ الْکَافِرِینَ ﴿بقره١٩١﴾ با کسانى که با شما آغاز کارزار مى‌کنند در راه خدا کارزار کنید، ولى ستمکار [و آغازگر] نباشید، چرا که خداوند ستمکاران را دوست ندارد (بقره ۱۹۰)و هر جا که بر آنان دست یافتید بکشیدشان و آنان را از همانجا که شما را رانده‌اند برانید، و فتنه شرک بدتر از قتل است، و در مسجدالحرام با آنان کارزار نکنید، مگر آنکه آنان در آنجا با شما کارزار کنند، و چون کارزار کردند بکشیدشان که سزاى کافران چنین است‌ (بقره۱۹۱) جهاد جهاد در لغت از «جَهد» به معنای مشقت و زحمت یا از «جُهد» به معنای وسع و طاقت است و در اصطلاح تلاش و زحمت در راه خداست. جهاد در تمامی ابعاد اقتصادی،سیاسی،فرهنگی و نظامی قابل تبیین است اما بکارگیری جهاد به تنهایی، جهاد نظامی را تبادر به ذهن می کند. جهاد نظامی به دو قسم ابتدایی و دفاعی تقسیم شده است. جهاد ابتدایی جهاد ابتدایی یکی از انواع جهاد است و تنها هنگامی موضوعیت پیدا می کند که کفار و مشرکان در برابر تبلیغ اسلام توسط مسلمین دست به اسلحه ببرند و در غیر اینصورت موضوع جهاد ابتدایی خود بخود منتفی می شود،از این رو از این نوع جهاد به جهاد عقیدتی نیز تعبیر شده است که برخی از غزوات پیامبر اسلام(ص) در زمره جهاد ابتدایی قرار دارد. در حقیقت فلسفه جهاد ابتدایی مبارزه با کسانی است که با انتشار اسلام مبارزه می کنند و هدف آن رها کردن مردم از قید اسارت و بردگی فکری و اجتماعی و هدایت به اسلام است و بر خلاف برخی اقوال و تبلیغات سو این نوع از جهاد ارتباطی با کشورگشایی و گسترش اجباری اسلام ندارد بلکه برای واژگون کردن نظامات غلط و ظالمانه و دادن امکان مطالعه و بررسی آزادانه اسلام به مردم می باشد و هدف آن دفاع از توحید و دین الهی به عنوان یک حق فطری انسانی است. جهاد ابتدایی لزوما نیازی به اذن معصوم ندارد در خصوص امکان انجام جهاد ابتدایی در زمان غیبت امام معصوم و بدون اذن ایشان اختلافاتی بین فقها وجود دارد و برخی از فقها حضور معصوم یا منصوب امام معصوم را از الزامات جهاد ابتدایی می دانند و از طرف دیگر گروهی دیگر از فقها به لزوم حضور معصوم یا منصوب ایشان برای جهاد ابتدایی قایل نبوده و دستور فقیه جامع الشرایط را برای جهاد ابتدایی کافی می دانند. از جمله فقهایی که قایل به جواز انجام جهاد ابتدایی در زمان غیبت بدون اذن امام معصوم و بر اساس فرمان فقیه جامع الشرایط هستند می توان به بزرگانی مانند شیخ مفید،شیخ ابوالصلاح تقی ابن نجم الدین حلبی از شاگردان سید مرتضی و شیخ طوسی و شیخ سلار ابن عبدالعزیز دیلمی اشاره کرد. حتی فقیه بزرگوار صاحب جواهر که در باب عدم جواز جهاد ابتدایی در زمان غیبت قایل به وجود اجماع بین فقها است در نهایت می فرماید:ممکن است ما دراین اجماع خدشه کنیم که در زمان غیبت امام معصوم ولایت فقیه عمومیت دارد و در برگیرنده مورد جهاد هم هست، چنان که عموم ادله جهاد هم این را تایید می کند. در همین زمینه امام خامنه ای نیز در پاسخ به استفتایی در خصوص امکان انجام جهاد ابتدایی به فرمان فقیه جامع الشرایط و در زمان غیبت امام معصوم فرموده اند : "بعید نیست که حکم به جهاد ابتدایى توسط فقیه جامع‌الشرایطى که متصدّى ولایت امر مسلمین است، در صورتى که مصلحت آن را اقتضا کند، جایز باشد، بلکه این نظر اقوى است." جهاد دفاعی جهاد دفاعی نوع دیگر جهاد است که طی آن مسلمانان باید با دشمن مهاجمی که اساس و کیان اسلام را تهدید می‏کند و منافع مسلمین را به مخاطره انداخته است پیکار کرده و از اسلام و سرزمینهای اسلامی در برابر تهاجم دشمن که با هدف استیلا بر سرزمینهای اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان طراحی شده است دفاع کنند. امیرالمومنین نیز در همین باره در خطبه ۲۷ نهج البلاغه می فرمایند: آگاه باشید من شب و روز،پنهان و آشکارا شما را به مبارزه این جمعیت (معاویه‏و پیروانش)دعوت کردم و گفتم پیش از آنکه با شما بجنگند با آنان نبرد کنید. به خدا قسم هیچ ملّتى در خانه اش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد. به گفته مفسرین بر اساس فرمایش حضرت علی (علیه السلام) شروع به جنگ با دشمنانی که جنگیدن آنان با مسلمانان نزدیک است و حمله قریب الوقوع آنان به مسلمین قطعیت یافته واجب است که البته این جهاد با توجه به تعریف جهاد ابتدایی جز انواع آن قرار نمی گیرد. حمله نظامی ایران به اسرائیل مصداق جهاد ابتدایی نیست. با توجه به تعاریف ذکر شده از انواع جهاد و استناد به مفاهیم جهاد ابتدایی و جهاد دفاعی، حمله نظامی ایران به اسرائیل بر اساس دلایلی که ذیلا بیان خواهد شد از مصادیق جهاد ابتدایی نیست و جهاد دفاعی بشمار می رود، هر چند اگر آن را جهاد ابتدایی نیز بشمار آوریم مطابق با نظر بعضی از فقها و ولی فقیه حاضر که به آن اشاره شد در زمان غیبت و با اذن و فرمان ولی فقیه جامع الشرایط نیز می توان به انجام آن مبادرت کرد. ۱- دفع هجوم اسرائیل به بلاد مسلمین چنانکه گفته شد، هدف جهاد دفاعی دفع هجوم دشمنان به اسلام و مسلمین است و برخلاف جهاد ابتدایی که هدفش دعوت مشرکان به اسلام است و جز واجبات کفایی محسوب می شود،جهاد دفاعی واجب عینی است. در همین خصوص امام خمینی(ره) در مساله ۲۸۲۶ توضیح المسائل می فرمایند: "اگر دشمن بر بلاد مسلمانان و سرحدات آن هجوم نماید، واجب است بر جمیع مسلمانان دفاع از آن به هر وسیله‏اى که امکان داشته باشد از بذل جان و مال. و در این امر احتیاج به اذن حاکم شرع نیست." نکته بسیار مهم در مورد تقسیمات مردم دنیا و ملتها برگرفته از آیات و روایات این است که در اسلام تقسیمات سیاسی کشورها و مرزهای موجود بین واحد های سیاسی موضوعیت ندارد و آنچه که حائز اهمیت است تقسیم ملل و سرزمینها بر اساس اعتقادات و ادیان به دو گروه کلی بلاد مسلمین و بلاد کفار است. در این صورت کل مسلمین و کشورهای اسلامی یک پیکر واحد بشمار رفته و دفاع از تمامیت ارضی مسلمانان در تمام دنیا بر تمام مسلمانان دنیا واجب است و هرگونه تعرض به بخشی از خاک یک ملت مسلمان به منزله تعرض و تجاوز به تمام مسلمانان تلقی شده و دفاع از مسلمان مظلوم بر دیگر مسلمانان ساکن در اقصی نقاط دنیا بر اساس احکام جهاد دفاعی واجب است. حال با در نظر گرفتن تعرض و تجاوز دولت جعلی اسراییل به سرزمین فلسطین به عنوان بخشی از بلاد اسلامی و در برگیرنده قبله اول مسلمین ،دفاع از مسلمانان فلسیطن و از این بخش مقدس از بلاد اسلامی به هر وسیله‏اى که امکان داشته باشد واجب است که در این حالت حتی احتیاجی به اذن حاکم شرع هم نیست. ۲- مقابله با استیلای اسرائیل بر بلاد فلسطین صرف نظر از تعرض اسرائیل به سرزمین فلسطین و مسلمانان آن دیار چنانکه واضح است و سران این رژیم هیچگاه منکر آن نشده اند این رژیم جعلی سودای تسلط بر سایر سرزمینهای اسلامی همجوار را در سر می پروراند و در این راه هر روز در حال تدارک و زمینه چینی این تسلط از راههای مختلف است. در همین خصوص امام خمینی در مساله ۲۸۲۷ توضیح المسائل می فرمایند: "اگر مسلمانان بترسند که اجانب نقشه استیلا بر بلاد مسلمین را کشیده‏اند چه بدون واسطه یا به واسطه عمال خود از خارج یا داخل واجب است دفاع از ممالک اسلامى کنند به هر وسیله‏اى که امکان داشته باشد." همچنین آن حضرت در تحریر الوسیله "خوف تسلط سیاسی" دشمن کافر بر حوزه اسلام و شهرهای آن را موجب واجب شدن دفاع می دانند. هدف از جهاد ابتدایی؛ حمله به غیر مسلمانان برای مسلمان کردن آنان ذکر شده در حالی که هدف از حمله نظامی ایران به اسرائیل به دلیلی که نقشه استیلا بر بلاد مسلمین را کشیده‏ و تا آنرا اجرا کرده است اولا برای دفاع از مسلمانان فلسطین و ثانیا دفع ضرر احتمالی گسترش این تعرض است. از این رو و با توجه به نکات مذکور در باب جهاد ابتدایی و توسعه طلبی رژیم صهیونیستی و ضرر قطعی این رژیم جعلی برای اسلام و بلاد اسلامی حمله به اسرائیل از باب جهاد دفاعی بر تمام مسلمانان دنیا واجب عینی می باشد. ۳- خوف از تسلط اسرائیل بر ممالک اسلامی امام خمینی(ره) همواره مسلمانان را دعوت به هوشیاری می کردند و از تسلط اجانب بر مسلمین انذار داده اند. ایشان در مسأله ۲۸۲۸ می فرمایند : "اگر در داخل ممالک اسلامى نقشه‏هایى از طرف اجانب کشیده شده باشد که خوف آن باشد که تسلط بر ممالک اسلامى پیدا کنند، واجب است بر مسلمانان که با هر وسیله‏اى که ممکن است، نقشه آنها را به هم بزنند، و جلوگیرى از توسعه نفوذ آنها کنند." در جهاد ابتدایی حمله به "بلاد" غیر مسلمانان آمده است در حالی که اسرائیل فاقد بلاد و سرزمین است و در سرزمین اشغال شده فلسطین به سر می برد. اسرائیل در خاک مردم مسلمان فلسطین به مثابه غده سرطانی است که داخل یک مملکت اسلامى نقشه‏هایى کشیده شده است و خوف آن می رود که تسلط بر ممالک اسلامى پیدا کنند لذا واجب است بر مسلمانان که با هر وسیله‏اى که ممکن است، نقشه آنها را به هم بزنند، و جلوگیرى از توسعه نفوذ اسرائیل کنند. ابعاد تاکتیکی حمله نظامی ایران به اسرائیل اسرائیل برای حمله به ایران نیازمند اجازه، هماهنگی و کمک امریکا و غرب می‌باشد. ایران باید در زمان کنونی که غرب و امریکا در وضعیت انفعال قرار دارد اسرائیل را نابود نماید. به دلیل مشخصات منحصر به فرد دولت آقای دکتر احمدی‌نژاد و بیداری اسلامی کشورهای منطقه متاثر سیاست های نظام و دولت دهم جمهوری اسلامی ایران؛ حمله نظامی ایران به اسرائیل باید در زمان کنونی و تا قبل از سال ۲۰۱۴ پایان دولت دهم انجام شود. لذا مبتنی بر دکترین دفاع پیش دستانه بایستی اسرائیل را طی ضربه اول و ضربه نهایی مورد حمله نظامی سنگین قرار داد. در گام اول از پرده اول حملات نظامی ایران به اسرائیل باید نقاط صفر زمینی اسرائیل مورد انهدام قطعی قرار گیرد. برای این منظور ایران می تواند از موشک های دور برد استفاده کند. از شرقی ترین نقطه ایران تا غربی ترین نقطه اسرائیل حدود ۲۶۰۰ کلیومتر می باشد. اهداف استراتژیک در عمق خاک اسرائیل با موشک های متعارف ایران قابل دسترسی است. بعضی مشخصات و نقاط مهم اسرائیل که باید مورد حمله قرار بگیرد مردم اسرائیل باید از بین بروند اسرائیل تنها کشور عمدتاً یهودی در جهان است بر پایه آخرین سرشماری، سازمان مرکزی آمار اسرائیل، این کشور در حدود هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تن جمعیت داشته‌است که در حدود پنج میلیون و ۷۰۰ هزار نفر از ساختار جمعیتی آن را یهودیان تشکیل داده‌اند. و مابقی ساختار جمعیتی از مسلمان‌ها، مسیحیان، دروزها و سامریون تشکیل شده‌است. هم‌چنین بزرگ‌ترین بخش از اقلیت‌های قومی را شهروندان موسوم به عرب اسرائیلی تشکیل می‌دهند. • ناحیه شمالی. جمعیت: ۹۰۰/۲۴۱/۱. مرکز: ناصره • ناحیه حیفا. جمعیت: ۷۰۰/۸۸۰. مرکز: حیفا • ناحیه مرکزی. جمعیت: ۰۰۰/۷۷۰/۱. مرکز: رمله • ناحیه تل‌آویو. جمعیت: ۹۰۰/۷۷۰/۱. مرکز: تل‌آویو • ناحیه اورشلیم. جمعیت: ۳۰۰/۹۰۷. مکز: اورشلیم • ناحیه جنوبی. جمعیت: ۲۰۰/۲۰۱/۱. مرکز: بئرشبع ساکنین تل آویو، اورشلیم و حیفا را حتی با موشک های شهاب ۳ هم می توان مورد هدف قرار داد. تراکم و میزان جمعیت این سه نقطه که با کمترین فاصله از هم قرار دارند نزدیک ۶۰% از مردم اسرائیل را تشکیل می دهد. لذا می توان با موشک سجیل زیرساختها من جمله تاسیسات نیروگاهی، سوختی، آب و فاضلاب، حمل و نقل و ارتباطات و در مرحله بعدی با موشک های شهاب۳ و قدر و عاشورا فضای مسکونی شهر را تا انهدام قطعی مردم اسرائیل مورد حمله قرار داد. انهدام زیرساخت های اسرائیل انهدام زیرساخت های اسرائیل مانند ایستگاه های راه آهن، فرودگاه ها و تاسیسات هسته ای و اتمی با موشک های سجیل بایستی در دستور کار قرار بگیرد. ایران در ده سال قبل از این با موشک هایی که در دسترس داشت قادر به انجام این عملیات در عمق خاک اسرائیل بود. انهدام پایگاه های اتمی اسرائیل نیروگاه هسته ای «رافائل» نیز از قدیمی ترین نیروگاه های اسرائیل است. این نیروگاه مرکز اصلی مهندسی اتمی اسرائیل به شمار می رود. نیروگاه اتمی «عیلبون» دیگر نیروگاه اتمی اسرائیل است که در زیر زمین روستای «نبرین» قرار دارد. ساکنان این روستا سال ۱۹۴۸ مجبور به مهاجرت شدند. این نیروگاه انبار تسلیحات تاکتیکی هسته ای اسرائیل است. اسرائیل در کلاس موشک هایی با قابلیت حمل کلاهک اتمی، موشک میان برد و دوربرد زمین به زمین «اریحا» را که موشکی تاکتیکی است در آنجا نگه داری می کند. برد این موشک ها بین ۵۰۰ تا ۱۴۸۰ کیلومتر است. به گزارش روزنامه یدیعوت آحارونوت، رون بن یشال تحلیلگر مسائل نظامی صهیونیستی گفته بود: "هیچ جایی در اسرائیل نیست که در تیررس موشک های ایران نباشد. رون بن یشال گفت: هرچند انبارهای موشکی اسرائیل از لحاظ کمی و کیفی پیشرفته هستند اما تعداد موشکهای موجود در آن که به ۱۰۰ هزار فروند می رسد همواره در تیررس موشک های ایران است." اهدافی مانند نیروگاه اتمی دیمونا واقع در مرکز تحقیقات هسته ای نقب از جمله این اهداف می باشند. دیمونا مهمترین نیروگاه هسته ای اسرائیل به شمار می رود که متشکل از ۱۰ ساختمان با حدود سه هزار نفر دانشمند و کارشناس فنی است. کارخانه آزمایش پلوتونیوم اسرائیل نیز در آنجا قرار دارد. سایت هسته ای اسرائیل برای تولید سوخت های با غنای بالای ۹۰% برای کلاس های هسته ای موشکی و بمب های هسته ای می باشد. آزمایشگاه مشترک آمریکا و اسرائیل برای آزمایش عملیات سایبری بر علیه تاسیسات هسته ای ایران نیز در دیمونا می باشد. استاکس نت؛ کرم اینترنتی (worm) است که با هدف تخریب و توقف فعالیت تاسیسات هسته ای نطنز در دیمونا آزمایش شده بود. اکستاکس نت جهت نفوذ در کامپیوترهای کنترل و مدیریت مبتنی بر تکنولوژی های شرکت زیمنس ساخته شد. این کرم اینترنتی توسط یک متخصص روس همکار در پروژه نیروگاه اتمی بوشهر با وسائل ذخیره ساز کامپیوتری به سرعت در تاسیسات هسته ای ایران منتشر شد که با هوشیاری و دفاع سایبری متخصصین ایرانی این حمله ناکام ماند. با توجه به استراتژی مطرح شده اوباما در دوهفته گذشته که در آن استفاده از نیروهای زمینی همانند آنچه در افغانستان و عراق اتفاق افتاد جای خود را به حوزه های دیگری من جمله جنگ سایبری داده است. از این منظر و جهت است که بایستی هدف دیمونا در اولیت حمله ایران به اسرائیل قرار گیرد. انهدام پایگاه های هوایی اسرائیل اسرائیل دارای ۱۲ فرودگاه می باشد که تنها سه فرودگاه آن مسافربری می باشد و مابقی پایگاههای نیروی هوایی رژیم صهیونیستی است. پایگاه هوایی SedotMikha محل استقرار موشک های بالستیک جریکو می باشد که در جنوب شرقی پایگاه هوایی Tel Nof محل استقرار هواپیماهای اف۱۵ مجهز به تسلیحات هسته ای قرار دارد. پایگاه هوایی Ramon نیز هواپیماهای اف۱۶ را نگهداری می کند. انهدام شناورهای سطحی اسرائیل انهدام نیروهای سطحی و زیر سطحی کشتی های پشتیبانی ارتش اسرائیل به سه روش امکان پذیر است : ۱- توسط حملات موشکی در دریاهای تحت نفوذ جمهوری اسلامی ۲- توسط گروه های عملیات ویژه در تمامی نقاط جهان ۳- مین های دریایی که انواع مختلفی دارد و شامل نمونه های مغروق و کنترل از راه دور است. این سلاح می تواند توسط قایق ها و زیردریایی های ایرانی در آب های اطراف اسرائیل کار گذاشته شود و در صورت لزوم به کارگیری شود. موشکهایی که می توان اسرائیل را از بین برد پس از سالهای جنگ تحمیلی با توجه به شرایط موجود منطقه و نتایج حملات موشکی به اسرائیل و فناوری های در دسترس، مسئولان دفاعی کشور اصلی ترین بخش از راهبرد دفاعی کشور در امر بازدارنگی را بر توسعه موشک های بالستیک میانبرد و دور برد استوار کرده اند. تلاش برای افزایش برد، دقت و همچنین تأثیر گذاری و تنوع سرجنگی این موشکها در این روند توسعه مشهود است. در این گزارش به معرفی مختصر موشک های میان برد و دور برد بالستیک کشور می پردازیم که توانایی رسیدن به محدوده غده سرطانی منطقه یعنی رژیم اشغالگر قدس و نابودی مطلق آن را دارند. پس از آزمایش موشک شهاب ۳ در سال ۱۳۷۷ و اعلام مشخصات آن از جمله برد در حدود ۱۳۰۰ کیلومتر، نگاه دشمنان به توانایی موشکی ایران تغییر کرده و کم کم آرامش از میان نظامیان و بعدها سیاسیون صهیونیست به آرزویی برآورده نشدنی تبدیل شد. زیرا ارائه نمونه های جدیدتر، دوربردتر و دقیق تر از خانواده موشکهای شهاب۳ نشان دهنده رسیدن ایران به سطوح بالای فناوری موشکی داشت که نوید محصولات مخوف تری را در آینده می داد. موشک شهاب۳ شهاب۳ در ادامه روند توسعه موشک های شهاب-۱ و ۲ و با رویکرد اعمال تغییرات طراحی در سامانه های مختلف بوجود آمد. شباهت های زیادی از نظر فن آوری بین شهاب ۲ و ۳ وجود دارد، اما شهاب۳ پیشرفته تر بوده و از نظر الکترونیک با فن آوری جدید و رایانه هدایتی پیشرفته از نظر سخت افزار و نرم افزار در ساخت آن استفاده شده است. برد این موشک بیش از ۱۳۰۰ کیلومتر عنوان شد که به معنای توانایی رسیدن به سرزمین های اشغالی فلسطین در صورت شلیک از نواحی غربی کشور بود. نمونه های مختلفی از شهاب۳ تولید شده و به خدمت نیروهای مسلح کشور وارد شد که از نظر برد و زیرسامانه ها ارتقاء یافته اند اما همگی یک مرحله ای سوخت مایع بوده و از سامانه هدایت اینرسیایی برخوردارند. کلاهک آخرین نمونه های شهاب۳ از نوع جدا شونده است که پس از رسیدن به قوس نزولی در ارتفاع مناسب از بدنه موشک جدا شده و به سمت هدف ادامه مسیر داده و باعث ناتوانی دشمن در انهدام آن می شود. همچنین انواع مختلف کلاهک از جمله کلاهک بارانی روی این موشک قابل بکارگیری است. طول این نمونه ها حدود ۱۶.۵ تا ۱۷ متر بوده و برد آنها تا ۱۸۰۰ کیلومتر در نمونه های نهایی عنوان شده است. جرم کلاهک آنها نیز تا ۱۰۰۰ کیلوگرم برآورد شده است. با توجه به اینکه کمترین فاصله از نواحی غربی ایران تا دورترین نقطه در سرزمین های اشغالی به ۱۲۰۰ کیلومتر نمی رسد خانواده شهاب۳ تهدیدی کاملاً جدی برای هر متجاوز و دشمن محسوب می شود. عاشورا این موشک بر اساس موشک شهاب۳ ساخته شده و از نوع سوخت مایع و دوربرد است. شکل ظاهری کلاهک این موشک مانند آخرین نمونه های شهاب سه دارای کاهش قطر در قسمت های بالاتر است. در این موشک از زیرسامانه های بومی استفاده شده و قابلیت حمل چند نوع سر جنگی از ویژگی های این موشک است. منابع داخلی برد این موشک را ۲۵۰۰ کیلومتر عنوان کرده اند هر چند که کارشناسان خارجی ۲۵ تا ۵۰ درصد برد بیشتری را برای آن متصور هستند. با توجه به نزدیک بودن ابعاد این موشک و شهاب۳، استفاده از سامانه های پرتاب قبلی برای بکارگیری آن مقدور است. این برد برای هدف قرار دادن دورترین نقطه در فلسطین اشغالی از نیمه شرقی هم کشور کافی است. قدر موشک قدر۱ که در سال ۱۳۸۶ معرفی شده در ادامه توسعه موشک های دوربرد سوخت مایع شهاب به تولید رسید و در واقع یکی از نمونه های خانواده شهاب محسوب می شود. برد این موشک تک مرحله ای در حدود ۲۰۰۰ کیلومتر عنوان شده و از ویژگی های آن زمان کوتاه تر آماده سازی آن در مقایسه با موشک های قبلی است. بدین تریب سرعت واکنش این موشک بالاتر است. نمونه هایی از این موشک مجهز به کلاهک خوشه ای نیز معرفی شده که کلاهک این موشک ها نیز از نوع جدا شوند است. نوع قدر F طولی برابر با ۱۵.۸۶ متر و بردی در حدود ۱۹۵۰ کیلومتر و هدایت اینرسیایی دارد. سجیل موشک سجیل نیز مانند قدر و عاشورا در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ خورشیدی معرفی شده و برخی آنرا برترین موشک بالستیک ایرانی می دانند. گواه این مدعا اعتراف کارشناسان خود دشمن در نبود مشابه خارجی برای سجیل است. سجیل اولین موشک دوربرد سوخت جامد ایران و به احتمال بسیار بالا خط شکن موشک های ایرانی در جهت محو اسرائیل از روی نقشه (در صورت نیاز به استفاده از عامل نظامی) خواهد بود. این به دلیل سامانه پرتاب متحرک با قابلیت حمل موشک آماده پرتاب است. این موشک به دلیل استفاده از سوخت جامد به سرعت و ظرف چند دقیقه آماده پرتاب شده و پس از شلیک نیز پرتابگر آن به سرعت محل را ترک می کند. این ویژگی باعث کاهش احتمال نابودی موشک قبل از پرتاب می شود. همچنین به دلیل شتاب بسیار بالای سجیل امکان ردگیری آن برای دشمن در فازهای اولیه پرتاب بسیار کم و عملآً شانس دشمن برای انهدام سجیل در طی پرواز ناچیز است. برد سجیل نیز ۲۰۰۰ کیلومتر عنوان و تاکنون در دو نمونه سجیل ۱ و ۲ معرفی شده که خود نشانگر تلاش صنایع مربوطه برای بهسازی آن است. این موشک از نوع دو مرحله ای بوده که پس از اتمام سوخت مرحله اول، این بخش از موشک جدا شده و مرحله دم روشن می شود. با اینکار بخشی از جرم بدنه که خالی شده و باز اضافه محسوب می شود از موشک جدا شده و به افزایش برد کمک می کند. ایران در کمتر از ۹ دقیقه اسرائیل را نابود می کند سجیل جزو موشکهای از مجموعه موشک های بالستیک کشور است که با خروج از جو و طی مسیر در چنین ارتفاعی به داخل جو بازگشته و با سرعت حدود ۱۰ تا ۱۲ ماخ(حدود۳۴۰۰ تا ۴۰۸۰ متر بر ثانیه) به سوی هدف سرازیر می شود که انهدام آنرا برای تمام سامانه های دفاع هوایی موجود ناممکن کرده است. این نکته نشانگر پیشرفت فناوری موشکی کشور در رسیدن به چنین دستاورد مهمی است. همچنین فناوری سوخت جامد مرکب که در این موشک استفاده شده علاوه بر ویژگی های رانشی مطلوب، عمر انبارداری بالایی را نیز برای این موشک به دنبال دارد. سامانه هدایت موشک های بالستیکی که به آنها اشاره شد از نوع کنترل بردار رانش است که با استفاده از تیغه هایی در خروجی پیشران موشک اقدام به تغییر جهت گازهای خروجی از موشک کرده و جهت موشک را تصحیح می نمایند. این سامانه بسیار بهتر از سامانه های متکی به سطوح کنترلی بالک عمل کرده و یکی از عوامل دقت بالای موشکهای ایرانی، بهینه سازی این سامانه در کشور است. ۴ویژگی مهم «سجیل ۲» نسبت به شهاب ۳ ۴ویژگی موشک زمین به زمین سجیل ۲ به نسبت موشک شهاب ۳ را می توان نوع سوخت، سرعت، دقت و سیستم ناوبری آن ذکر کرد. ایجاد یک توان دفاعی موشکی از اواخر دهه ۷۰ شمسی (اواخر دهه ۹۰ میلادی) در دو مرحله و بعد از تاسیس سازمان هوافضا در وزارت دفاع کشورمان آغاز شد که نیروی موشکی با سوخت مایع و نیروی موشکی با سوخت جامد را دربر میگرفت. ابتدا در زمینه سوخت مایع آغاز به مطالعه و تحقیق و تولید شد که نتیجه اولیه آن خط تولید موشکهای زمین به زمین با سوخت مایع بود و در این مرحله موشکهای شهاب و خصوصا شهاب ۳، قدر و انواع دیگر تولید شدند. چرا امکان استفاده از سیستمهای ضد موشکی علیه ایران وجود ندارد؟ موشک ۲۳۶۲۳ کیلوگرمی سجیل، در زمان ۸۳۵ ثانیه(۱۳ دقیقه و ۵۵ ثانیه) به بیشینه برد خود می رسد. این موشک طولی در حدود ۱۷.۵۷ متر، ۱.۲۵ متر قطرو سر جنگی به جرم ۵۰۰ کیلوگرم از نوع جدا شونده دارد که این دو ویژگی یعنی حجم کوچک هدف و سرعت باالای آن؛ احتمال موفقیت دشمن را در استفاده از سیستمهای ضد موشک خود به حداقل می رساند. سامانه های هدفگیری ناوبری و هدایت سجیل دقت بسیار بالایی را برای آن به ارمغان آورده اند که برای این موشک ارزش عملیاتی زیادی را ایجاد کرده است. موشک سجیل ۲ از سوخت جامد استفاده میکند که نسل جدیدتری از سوخت موشک به شمار میرود. همچنین این موشک از سرعت و دقت بیشتری در برخورد با هدف بهره برده و از عملکرد منحصر به فردی در سیستم ناوبری به نسبت دیگر موشکهای زمین به زمین ایران برخوردار است. موشک های سوخت مایع با توجه به نیاز به شارژ شدن سوخت در مخازن پیش از پرتاب، زمان آماده سازی زیادی دارند. در این حالت امکان شناسایی موشک پیش از پرتاب وجود دارد. برای رفع این مشکل از سالها پیش سیلوهای زیرزمینی برای پرتاب موشک های بالستیک در نقاط مختلف کشور ساخته شده می توان موشک شارژ شده و آماده شلیک را تا چند ماه در آنها نگاه داشت. با توجه به تعداد زیاد این سیلوها پس از رسیدن زمان تخلیه هر موشک، تعداد زیادی موشک دیگر در سایر سیلوها وجود دارند که آماده پرتاب هستند. بدین ترتیب از موشک های سوخت مایع کشور نیز می توان برای حمله اولیه به دشمن استفاده نمود. تمامی موشک های بالستیک نامبرده از نظر سامانه های هدایت و برای کاهش بازتاب راداری بهسازی شده آماده شلیک به سوی دشمن هستند. از نظر تعداد به اذعان کارشناسان خارجی تعداد موشک های ایرانی شلیک شونده به اسرائیل در هر روز دهها فروند و برای چند ماه می تواند، باشد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 18:42  توسط کاوه دانمارکی   | 

شیعه شدن یک تاجر یهودی نزد یک مرجع تقلید

شیعه شدن یک تاجر یهودی نزد یک مرجع تقلید دو فرزندم از چند سال پیش به کانادا سفر کرده و در آن کشور زندگی می کنند. آنان نیز قصد دارند طی چند روز آینده مسلمان شوند و مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را انتخاب کنند. به گزارش انیب به نقل ازشیعه انلاین، اخبار رسیده از شهر مقدس قم حاکی از آن است که یک تاجر یهودی با حضور در دفتر حضرت آیت الله سید "صادق شیرازی" از مراجع تقلید قم، به دین مبین اسلام و مذهب تشیع گروید. این تاجر یهودی که اهل شهر رشت در استان گیلان است، شهادتین را در حضور حضرت آیت الله شیرازی بر زبان جاری کرد. او بعد از شیعه شدن،‌ نام خود را از "فریدون" به "حسین" تغییر داد و از مسلمان و شیعه شدنش ابراز خوشحالی و خوشبختی کرد. این یهودی تازه مسلمان شده همچنین خطاب به این مرجع تقلید گفت: دو فرزندم از چند سال پیش به کانادا سفر کرده و در آن کشور زندگی می کنند. آنان نیز قصد دارند طی چند روز آینده مسلمان شوند و مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را انتخاب کنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 10:35  توسط کاوه دانمارکی   | 

چرا حسین فریدون به مذاکرات وین پیوست؟؟؟

چرا حسین فریدون به مذاکرات وین پیوست؟؟؟
دستیار ویژه رئیس‌جمهور حامل راهكارهائی است كه آقای روحانی برای برطرف شدن موانع موجود بر سر راه مذاكرات و رسیدن به توافق نهائی و جامع در نظر گرفته است.

 سفر حسین فریدون، برادر و دستیار ویژه رئیس‌جمهور به وین برای حضور در مذاكرات وزرای خارجه كشورهای غربی عضو گروه 1+5 با وزیرخارجه ایران درباره تدوین متن توافق‌نامه نهائی و جامع هسته‌ای، نشان دهنده پیدایش پیچیدگی در این مذاكرات است.

دستیار ویژه رئیس‌جمهور حامل راهكارهائی است كه آقای روحانی برای برطرف شدن موانع موجود بر سر راه مذاكرات و رسیدن به توافق نهائی و جامع در نظر گرفته است.

سفر وزرای خارجه كشورهای غربی عضو گروه 1+5 به وین نیز با همین هدف صورت گرفته كه مذاكرات را در سطح سیاسی و فراتر از كارشناسی هسته‌ای به نتیجه برسانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 19:56  توسط کاوه دانمارکی   | 

حسن روحانی یک میلیارد تومان به بیمارستان یهودیان در تهران کمک کرد

"حسن روحانی" رییس جمهور ایران یک میلیارد تومان به یگانه بیمارستان یهودیان در کشور خود کمک کرد. به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان (شفقنا افغانستان) به نقل از ریا نووستی به نقل از خبرگزاری "ایرنا"، "حسین فریدون" برادر و دستیار ویژه رییس جمهوری ایران صبح پنج شنبه با حضور در بیمارستان دکتر سپیر( بیمارستان جامعه یهودیان ایران) از اهدای کمک یک میلیارد تومانی   رییس جمهوری به این بیمارستان خبر داد. حسین فریدون اظهار داشت: "با شروع به کار دولت، 500 میلیون تومان به بیمارستان دکتر سپیر اختصاص داده شد و امروز هم 500 میلیون تومان دیگر تقدیم مسئولان این بیمارستان شد". یادآور می شود بیمارستان دکتر سپیر، متعلق به جامعه یهودیان ایران، بیش از 70 سال قبل تاسیس شده است. در حال حاضر 25 هزار یهودی در ایران زندگی می کنند. انتهای پیام www.afghanistan.shafaqna.com
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 19:54  توسط کاوه دانمارکی   | 

سرگذشت تلخ چارلی چاپلین (عاقبت یهودیان ضد صهیونیسم)

امیدوارم با خواندن مطلب زیر کمی بیشتر به ماهیت کثیف یهودیان علی الخصوص صهیونیان که جزء لاینفک فراماسون ها هستند ، پی ببرید و ملاحظه نمایید که آنان حتی نسبت به خود نیز ترحمی ندارند . لازم به ذکر است خداوند متعال در قرآن کریم نیز به عمق دشمنی این قوم لجوج و عنود با مسلمین اعم از شیعه و سنی و عدم امکان ایجاد هرگونه دوستی واقعی با آنان اشاره می فرماید به طور مثال : خداوند متعال در قرآن کریم، یهودیان را در لیست بدترین دشمنان اهل ایمان معرفی می‌‌‌کند و می‌‌‌فرماید: {لتجدنّ أشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود والذین أشرکوا}خواهی دید که دشمن‌ترین مردم برای مؤمنان، یهودیان و مشرکانند. [مائده: 82] حدود پنجاه سوره از صد و چهارده سوره قرآن اعم از مکی و مدنی صراحتاً یا اشارتاً از قوم بنی‌اسرائیل و یهود صحبت می‌‌‌کند. چرا خداوند متعال بخش قابل ملاحظه‌ای از وحی آسمانی ر ا به معرفی این دسته از انسانها اختصاص می‌‌‌دهد؟! آیا این کار به صورت تصادفی صورت گرفته است؟ هرگز این طور نیست؛ بلکه به طور یقین در آن اسراری نهفته و حکمتی نهان است که آیات قرآنی به طور واضح و آشکار از این ماجرا پرده‌ برداری کرده و حقیقت را بر همگان هویدا می‌‌‌سازد. حال به اصل ماجرا می پردازم که از وبلاگ searchnato.blogfa برداشت شده است : "چارلز اسپنسر چاپلين"يهودي زاده فقيري بود كه دوران كودكي را در دشواري و تنگدستي گذراند و در نخستين سالهاي شكوفايي سينما در امريكا ،با تكيه بر خلاقيت و استعداد خود به اوج شهرت رسيد.او به عنوان يك هنرمند يهودي ،در اكثر نقش هاي سينمايي اغازين خود ،تصويري بديع و جذاب از يك يهودي سرگردان به نمايش گذاشت و اين همان الگوي مطلوب سياستگذاران هاليوود محسوب مي شد. به تدريج چاپلين به محبوب ترين هنرمند تاريخ سينما تبديل شد و تهيه كنندگي اثارش را نيز بر عهده گرفت.ان زمان اين فرصت براي او پديد امده بود تا پس از سالها ،به دلمشغولي هاي خود بپردازد و فارغ از نظام مافيايي حاكم بر هاليوود ،حرف دل خويش را به زبان تصوير بيان كند ،ولي لابي صهيونيزم در هاليوود اين روال را نمي پسنديد و از همين جا بود كه دشمني ها اغاز شد. چارلي چاپلين كه تا ان وقت در نقش يك فقير خانه به دوش ،تمثيلي از مظلوميت جهاني يهوديان بود ،از قالب يهودي سرگردان بيرون امده و در نقش هايي متفاوت (همچون :انساني ماشيني ،ثروتمندي عياش يا ديكتاتوري زورگو )نظام ارزشي غرب را به مسخره مي گرفت و اين روالي نبود كه صهيونيزم هاي هاليوود انرا تحمل كنند.به همين سبب ماشين سانسور هاليوود به كار افتاد و چاپلين را مانند بسياري ديگر از هنرمندان مستقل هاليوود (به جرم واهي كمونيست بودن ) براي هميشه از عرصه بازيگري كنار گذاشت. چاپلين ناگزير به اروپا رفت و هم زمان با ترك هاليوود ،بازگشت او به امريكا ممنوع شد! و اين گونه بود كه پرونده هنري مشهورترين بازيگر يهودي تاريخ سينما به جرم تمكيننكردن از مرام صهيونيزم بين الملل براي هميشه بسته شد و او واپسين سالهاي عمر خود را در عزلت و گمنامي سپري كرد به طوري كه بسياري از ما اگر عكس واپسين سالهاي عمر وي را ببينيم ،اورا نخواهيم شناخت. در اين حق كشي ،چاپلين تنها نبود و اين روند تا به امروز در هاليوود ادامه دارد ،براي مثال ،"ايزابل اجاني"فرانسوي كه جايزه بهترين زن را در كن 1994 گرفته بود ،جايزه را از او گرفته و به ديگري دادند و حتي تهمت ايدزي بودن به او زدند ،چون حاظر نشده بود عرب بودن پدرش را منكر شود! در مورد "الن دلون" و "ژان پل بلموند"فرانسوي ،"سوفيا لورن" ايتاليايي،و "اما تامسون" انگليسي ،"كوين كاستنر" امريكايي و "ونسيرادرگريف" انگليسي هم چنين حق كشي هايي را روا داشتند.در مقابل ،بسياري از گمنامان عرصه بازيگري به دليل برخورداري از حمايت لابي صهيونيزم ،ره صد ساله را يك شبه پيمودند و ... حكايت همچنان باقي است...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:58  توسط کاوه دانمارکی   | 

ریشه یهودیان کاشان

یهودیان کاشان قبل از انقلاب خصوصا قبل از تشکیل اسراییل در کاشان یهودیان بسیاری می‌زیستند. مقبره خاخام ملا مشه هلوی (فقیه، شاعر، حکیم، منجم و عارف بزرگ یهودی در اوایل دوران صفوی) از بزرگان یهود در کاشان در منزل مسکونی خود در خیابان کنونی«دارایی» وجود دارد. این شهر در حقیقت محل اقامت یهودیان رانده شده از اسپانیا در دروان تفتیش عقید می‌باشد و همان‌گونه که Anton Felton می‌نویسد، بنا بر اسناد تاریخی موجود، شهر کاشان «مرکز فرهنگی یهودیان ایران» بوده‌است و وجود عده‌ای با چهره ایی شبیه اسپانیایی‌ها (موهای بور و چشمان سبز و آبی) به دلیل مسلمان شدن عده‌ای زیاد از این یهودی‌ها در دوران مختلف بوده‌است.. خاخام یدیدیا شوفط حاخام اعظم سابق ایران و رهبر روحانی یهودیان ایرانی تبار جهان متولد کاشان است. در کتاب خاطرات حاخام یدیدیا شوفط نوشته منوچهر کهن درباره یهودیان کاشان چنین نوشته شده‌است: حدود ۵۰۰ سال قبل که سیصد هزار نفر از یهودی‌ها را بدون هیچ آذوقه و پوشاک، با منتهای بدبختی از اسپانیا اخراج کردند، به ایران مهاجرت کرده‌ایم.(صفحه ۱۴) بنا بر گزارش‌های آلیانس در سال ۱۹۰۶م/۱۳۲۴ق، در کاشان ۲هزار یهودی در ۱۳۰ خانه در میان ۵۰هزار مسلمان زندگی می‌کرده‌اند. یک مدرسهٔ یهودی در سال ۱۹۱۰م/۱۳۲۸ق، توسط یک خیّر محلی به نام یقوطئیل تأسیس شده‌است. ۱۳۸۰ یهودی در ۱۹۴۳م/۱۳۲۱ش، در کاشان زندگی می‌کرده‌اند(عالم یهود،۳۷۹، ۷۳-۴۷۲). بسیاری از این یهودیان، کاشان را به مقصد تهران، لندن و اسرائیل ترک کردند. لرد دیوید آلیانس(متولد ۱۹۳۲م/۱۳۱۰ش)، اهل کاشان، که در ۱۷سالگی به لندن مهاجرت کرد، به یکی از بزرگ‌ترین صنعت‌گران نساجی در انگلستان بدل شد. در پایان قرن بیستم، کاشان که روزگاری «اورشلیم کوچک» نامیده می‌شد، دیگر جایی برای یهودیان نداشت. منابع[ویرایش](گزارش آلیانس)ENCYCLOPAEDIA JUDAICA, 2nd ed, vol 11, p 820 ۱ - خاطرات حاخام یدیدیا شوفط نوشته منوچهر کهن 2 - Anton Felton «فرش یهودیان یران» که در آن به کتاب Dischnitzer M. تاریخ هنرها و صنیع یهودیان» از انتشارات Jonathan David – لندن – ۱۹۴۵، اشاره می‌کند. 3 - http://www.iranjewish.com/Essay/Essay183_31_farsh.htm انجمن کلیمیان ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 9:53  توسط کاوه دانمارکی   | 

کاسبی کارمندان شرکت مخابرات اصفهان/فروش مکالمات ضبط شده شهروندان

مدیرعامل شرکت مخابرات استان اصفهان گفت: تعدای از کارمندان شرکت مخابرات استان اصفهان مکالمات محرمانه برخی از شهروندان اصفهانی را می فروختند. حسین کشایی در جمع خبرنگاران بدون اشاره به تعداد افراد متخلف و مدت زمانی که اقدام به این تخلف کرده اند گفت: در چند ماه گذشته پرونده‌ای در این زمینه مطرح شد که برخوردهای لازم با این افراد صورت گرفت و آمادگی برخورد شدیدتر و بیشتر نیز وجود دارد. وی با بیان اینکه تمام همکاران شرکت مخابرات سوگند یاد کرده‌اند که امین اطلاعات خصوصی مردم باشند گفت: همانطور که در برخی از ادارات دیگر نیز به رغم سوگند یاد کردن کارکنان آن، تخلفاتی می کنند، در شرکت مخابرات نیز ممکن است افرادی دست به تخلفاتی بزنند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 14:1  توسط کاوه دانمارکی   | 

هیا’ت کارشناسی رژیم صهیونیستی در ایران!!

در شرایطی که ایران به دلیل نامشروع بودن رژیم صهیوینستی، هیچ‌ رابطه‌ای با این رژیم برقرار نکرده است، یک نویسنده اسرائیلی در ادعایی عجیب، مدعی شده ایران و این رژیم تاکنون چند بار‌ مقطعی تماس‌هایی با هم برقرار کرده‌اند؛ تماس‌هایی که حتی به ورود کار‌شناسان اسرائیلی به خاک ایران نیز انجامیده است. به گزارش «تابناک»، مئیر جاودانفر، تحلیلگر ایرانی ـ اسرائیلی در مطلبی که به تازگی در سایت «المانیتور» منتشر کرده، به بررسی مواردی پرداخته که به ادعای وی، به برقراری «کانال‌های سری» میان ایران و رژیم اسرائیل انجامیده است. بنا بر این گزارش، جاودانفر خبر وقوع زلزله بزرگ اخیر در استان سیستان و بلوچستان را دستمایه قرار داده و اشاره می‌کند، آخرین باری که در گذشته زلزله‌ای شدید و ویرانگر در ایران اتفاق افتاد، به سال ۲۰۰۳ و زلرله بم مربوط می‌شود که به جان باختن بیش از سی هزار نفر انجامید. به ادعای وی، هرچند در آن زمان اعلام شد، ایران هیچ گونه کمکی را از رژیم اسرائیل نخواهد پذیرفت، روزنامه «یدیعوت آحارانوت» سه سال بعد نوشت که در سال ۲۰۰۶، ایران به کار‌شناسان اسرائیلی اجازه داده از مناطق حادثه دیده بر اثر زلزله بازدید کنند. هرچند این روزنامه به تاریخ دقیق این امر اشاره نکرده، ‌با توجه به اینکه در گزارش «یدیعوت آحارانوت» آمده بود، این افراد در روز «عید فصح» در ایران بوده‌اند و تاریخ این عید روز دوازدهم آوریل است. جاودانفر نتیجه می‌گیرد، این سفر ‌در حدود همین تاریخ انجام شده است. در گزارش این روزنامه آمده بود، کار‌شناسان مذکور با استفاده از روادیدی به ایران آمده بودند که ملیت واقعی آن‌ها را آشکار نمی‌کرد تا افراد غیرمتبط از ماجرا اطلاع پیدا نکنند؛ بنابراین، تنها افراد معدودی در ایران از ماجرای سفر سه کار‌شناس اسرائیلی آگاهی داشته‌اند. ادعای این گزارش آن است، از آنجا که بسیاری از جاده‌ها و پل‌های ساخته شده در منطقه موردنظر در دوران پیش از انقلاب از سوی اسرائیلی‌ها ساخته شده بود، ایران در نظر داشت با مشورت با این کار‌شناسان، بازسازی مناطق زلزله زده را تسریع کند. اما جاودانفر بر این باور است، انگیزه «آریل شارون»، نخست وزیر وقت رژیم اسرائیل از فرستادن کار‌شناسان مذکور، چیزی بیش از یک انگیزه مقطعی بوده و با هدف پیگیری مسیری انجام شده که در سال ۱۹۹۶ از سوی بنیامین نتانیاهو آغاز شده بود. در سال ۱۹۹۶ و زمانی که نتانیاهو به عنوان نخست وزیر برگزیده شد، شارون را ‌‌وزیر خارجه خود منصوب کرد. جاودانفر همچنین به مقاله‌ای اشاره می‌کند که در سال ۱۹۹۷ در روزنامه «جروزالم پست» منتشر شده که در آن آمده بود، به باور نتانیاهو، سیاست‌های دولت‌های قبلی به رهبری «اسحاق رابین» و «شیمون پرز» در قبال ایران غیرسازنده بوده و بر این اساس، وی تصمیم گرفته ضمن متوقف کردن اقدامات علیه ایران، نشانه‌هایی مبنی بر تمایل به گفت‌و‌گو برای ایران بفرستد. به ادعای این روزنامه، نتانیاهو در آن زمان حتی دستور داده بود، پخش برنامه‌های ضدایرانی از ماهواره «آموس» این رژیم متوقف شود؛ افزون بر این، گفت‌و‌گو‌ها بر سر بدهی یک میلیارد دلاری رژیم اسرائیل به ایران نیز آغاز شده بود. اما از دید جاودانفر، دوره تنش‌زدایی میان ایران و رژیم اسرائیل، هنگامی به اوج رسیده که بر پایه گزارش منتشره در خبرگزاری «شین هوا»ی چین، گروهی متشکل از شانزده کار‌شناس کشاورزی اسرائیلی به ایران سفر کرده و با معاون وزیر کشاورزی ایران دیدار داشته‌اند. در این راستا، فردی که نتانیاهو به عنوام مسئول برقراری ارتباط با ایران منصوب کرده، آریل شارون بوده است. با این حال، این تماس‌ها اندکی بعد با مانع روبه‌رو شده و زمانی که دو طرف بر سر پرداخت بدهی رژیم اسرائیل به توافق نرسیده‌اند، دوره تنش‌زدایی نیز به پایان رسیده است. اما هنگامی که شارون در سال ۲۰۰۳ در رژیم اسرائیل به قدرت می‌رسد، تلاش‌ها برای برقراری دوباره تماس‌ها آغاز می‌شود که در سفر کار‌شناسان مذکور در سال ۲۰۰۶ بازتاب پیدا کرده است. اما باز هم ‌تفاهم نداشتن بر سر بدهی رژیم اسرائیل، این تلاش‌ها را با شکست روبه‌رو می‌سازد. در پایان جاودانفر با اشاره به مجموعه این موارد می‌نویسد: کمتر سیاستمدار اسرائیلی است که خواهان برقراری روابط و همکاری با ایران نباشد. اما این ادعاهای عجیب در حالی از سوی جاودانفر مطرح می‌شود که بر تقابل ماهوی ـ و نه سیاسی و مقطعی ـ میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل بر کسی پوشیده نیست. به هر حال، هرچند هدف نهایی طرح این ادعا‌ها در اوضاع کنونی مشخص نیست، ‌کمتر کسی است که بتواند چنین ادعاهای عجیب و البته بدون سند و مدرکی را بپذیرد.
+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 13:26  توسط کاوه دانمارکی   | 

از همجنس بازی با همتای آمریکایی تا رابطه جنسی با امیر قطر

 

براساس اعترافات لیونی؛ ‘شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر کنونی قطر و حمد بن جاسم اول وزیر قطر’ از جمله کسانی بوده اند که رابطه با آنها نمونه ای از lبهترین موفقیت های وی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بوده است.

http://www.momtaznews.com/wp-content/uploads/2014/03/e74a7974873269008bf19a9b4f393f7e.jpgبه گزارش تفسیری گروه وبگردی ممتازنیوز lبه نقل از رویداد، می توان اذعان lبه این واقعیت داشت که سران رژیم صهیونیستی معتقد lبه ایجاد جامعه ای فاسد برای پیاده نمودن اهداف شوم خود می باشند. سیاستمداران صهیونیست، برای مطیع نمودن یک جامعه سرکش، سرگرم نمودن مردم lبه نیازهای شهوانی را lبهترین راه حل خود می بینند.

حال می توان گفت این سیاست آنقدر گسترده و فراگیر شده که خود سیاستمداران و کسانی که پایه گذار این قانون بودند را درگیر امراض شهوانی نموده است. آمارهای افشاکننده فساد اخلاقی، از خاخامها گرفته تا سران رژیم صهیونیستی می باشد. بر اساس داده های “مرکز خدمات روانی وزارت آموزش و پرورش رژیم اسرائیل ” نیز در سال ۲۰۱۰ ، ۶۲۷ مورد تجاوز جنسی lبه کودکان توسط همسالانشان و یا معلمانشان که اکثر آنان خاخام می باشند گزارش تفسیری شده است. رسوایی های تاکنون lبه بار آمده سران و خاخامهای رژیم صهیونیستی یک طرف و اذعان تازه تزیپی لیونی وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی lبه برقراری روابط نامشروع با پادشاه قطر برای کسب اطلاعات سودمند، هم یک طرف.

روزنامه یدیعوت احارونوت اظهارات “تزیپی لیونی” وزیرخارجه سابق رژیم اسرائیل در مصاحبه با نشریه آمریکایی “تایم” منشر نمود. لیونی اعتراف نمود: برای منافع اسرائیل، روابط جنسی برقرار نموده ام و اگر بار دیگر لازم باشد، این کار را تکرار خواهم نمود!

لیونی گفت: “به هنگام فعالیت خود در سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) چنین عملیات ویژه از جمله برقراری روابط جنسی با بعضی شخصیت های مهم اروپایی و منطقه ای و از آن جمله بعضی سران عرب داشته ام که از آنها باج خواهی کنم و آنان را lبه دام موساد بیندازم.”
لیونی گفت: “اگر رژیم صهیونیستی lبه اطلاعات نیاز داشته باشد، باز هم رابطه جنسی برقرار خواهم نمود و یا اشخاص را خواهم کشت.”
لیونی در حالی lبه این موضوع اعتراف نمود که یکی از سرشناس ترین خاخام های رژیم صهیونیستی از برقراری روابط جنسی زنان صهیونیست با دشمنان تل آویو برای دریافت اطلاعات پرده برداشت و آن را مباح دانست و گفت: “شریعت یهودیت lبه زنان اجازه می دهد تا با دشمن برای دریافت اطلاعات مهم روابط جنسی برقرار نمایند.”


براساس اعترافات لیونی؛ “شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر کنونی قطر و حمد بن جاسم اول وزیر قطر” از جمله کسانی بوده اند که رابطه با آنها نمونه ای از lبهترین موفقیت های وی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بوده است.
البته بسیاری از سیاستمداران عرب و رسانه ها از این ارتباط باخبر بوده اند و وی در شماری از کشورهای اروپایی lبه سبب قتل و باج خواهی جنسی تحت تعقیب است، اما lبه لطف نفوذ رژیم صهیونیستی و دیانت یهود تاکنون توانسته است نجات یابد.

گفتنی است سابق بر این نیز رسانه ها از حقیقت “هم‌جنس‌باز” بودن وزیر سابق امور خارجه رژیم‌صهیونیستی و همچنین از وجود روابط جنسی وی با “رایس” وزیر امور خارجه آمریکا پرده برداشتند. “لیمور لیونات” وزیر پیشین آموزش رژیم اسرائیل اشاره نمود که وی نیز [چند ماه قبل] از وجود روابط ‌جنسی میان لیونی و “کاندولیزا رایس” [وزیر امور خارجه آمریکا] خبر داشته است.
چندی پیش نیز بعضی رسانه‌ها از روابط عاشقانه رایس با یک جوان عرب پرده برداشتند که lبه گزارش تفسیری الشروق، این جوان از نزدیکان یکی از سران سیاسی عرب است که رایس در حاشیه مسافرتهای خود lبه خاورمیانه که lبه lبهانه بررسی روند صلح منطقه انجام می‌شود با وی دیدار می‌کند. از آن سو این جوان عرب نیز با مسافرتهای خود lبه اروپا و آمریکا فرصت‌هایی برای دیدار با رایس lبه وجود می‌آورد.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 16:42  توسط کاوه دانمارکی   | 

پاسخ شریعتمداری به اظهارات علی یونسی در کنیسه یهودیان

پاسخ شریعتمداری به اظهارات علی یونسی در کنیسه یهودیان

حسین شریعتمداری در یاددشتی به اظهارات اخیر علی یونسی در دیدار با یهودیان شیراز پاسخ گفت که متن آن چنین است:

شخصی را حکایت کرده‌اند که همه جا از ارادت خود به شهیدان کربلا سخن می‌گفت و دست حسرت بر پیشانی می‌زد که کاش روز عاشورا در آوردگاه کربلا حضور داشتم و به یاری امام مظلوم حضرت سیدالشهداء(ع) می‌شتافتم. روزی اهل روستا را دعوت کرد و گفت؛ دیشب خواب عجیبی دیدم. خواب دیدم عصر عاشوراست و حضرت اباعبدالله علیه‌السلام برای نبرد آماده می‌شوند. از ایشان اجازه میدان خواستم و حضرت اجازه فرمودند و اسب و شمشیری هم در اختیارم گذاشتند، بر زین نشستم و به میدان تاختم اما، انبوه لشکر دشمنان را که دیدم، بر خود لرزیدم و راه کج کرده و از صحنه نبرد گریختم و…

کدخدای روستا که در جمع حاضران بود به وی گفت؛ اینکه از میدان جنگ گریخته‌ای به خودت مربوط است و باید به توبه «نصوح» از خدای خویش طلب آمرزش کنی، اما، اسب و شمشیری که از حضرت گرفته بودی، بیت‌المال مسلمین بوده است و باید آن را باز پس بدهی و یا بهای آن را محاسبه کرده و بپردازی!…
جمعه شب گذشته – ۱۲ اردیبهشت ماه – آقای علی یونسی دستیار ارشد رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی که به شیراز سفر کرده بود، با حضور در کنیسه یهودیان این شهر، سخنانی ایراد کرد که نه فقط با آموزه‌های اسلامی، بلکه با بسیاری از آموزه‌های پذیرفته شده در میان سایر ادیان الهی نیز مغایرت داشت.  اظهارات آقای یونسی تا آنجا که به شخص ایشان مربوط می‌شود، اهمیت چندانی ندارد ولی آقای یونسی با عنوان و تابلوی «دستیار ارشد رئیس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی»  در این سوی و آن سوی کشور و از جمله در جلسه جمعه شب کنیسه یهودیان شیراز حضور یافته و به ایراد سخن می‌پردازند و اظهارات ایشان به حساب نظام و مواضع و نظرات جمهوری اسلامی ایران نوشته می‌شود. این «عنوان» و «تابلو» دقیقا همان امانتی است که متأسفانه در جایگاه مناسب خود قرار نگرفته و بازپس‌گیری آن ضروری به نظر می‌رسد.

باید به این نکته نیز اشاره کرد حضور ایشان در کنیسه یهودیان شیراز و گفت‌وگو با هموطنان یهودی کشورمان که مانند سایر اقلیت‌های دینی در سایه جمهوری اسلامی ایران از آزادی عمل مذهبی برخوردارند و در بسیاری از امور ملی حضور و مشارکت دارند، و حتی در جریان جنگ تحمیلی شهدایی تقدیم داشته‌اند، اقدام شایسته‌ای بوده است و ضرورت رسیدگی به مسائل مورد توجه آنان در چارچوب نظام اسلامی را نمی‌توان و نباید نادیده گرفت. ولی درباره اظهارات آقای یونسی در این نشست، صرفنظر از مخاطبان حاضر در جلسه یاد شده، گفتنی‌هایی هست که فقط به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم؛

۱- آقای یونسی می‌گوید «فرهنگ ایران عرفان‌طلب است و بیشتر روح دین و مذهب را طلب می‌کند تا ظواهر مناسک را، اما می‌بینیم که گاه سینه‌زنی را تا پاسی از شب انجام می‌دهند ولی زمان اندکی برای نماز اختصاص می‌دهند.»! که باید از آقای یونسی پرسید؛

الف؛ این اظهارات چه  ارتباط و ضرورتی برای هموطنان یهودی دارد؟ مگر مسئله آنها، «سینه‌زنی» یا دغدغه برای نماز است؟! که دستیار ارشد(!) رئیس‌جمهور نگران است  مبادا سینه‌زنی آنها زیاد طول بکشد و خدای نخواسته نماز صبحشان قضا شود؟!

ب: اساسا چه نیازی بود که آقای یونسی  مسائل اختصاصی اسلام و تشیع را در جمع هموطنان یهودی مطرح کنند؟! اگر ایشان نسبت به مسائل یاد شده درباره سینه‌زنی و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام توصیه‌ای دارند، به حکم عقل و شرع باید در جمع عالمان دینی مطرح فرمایند تا در صورت لزوم پاسخ روشنی نیز دریافت کنند.

ج: دستیار ارشد می‌گوید «فرهنگ ایران، عرفان‌طلب است و بیشتر روح دین و مذهب را طلب می‌کند» و سپس به موضوع سینه‌زنی و نماز می‌پردازد و توضیح نمی‌دهد که کدام عرفان مورد نظر ایشان بوده است؟! عرفان تقلبی برخی از منحرفان – مشهور به درویش‌های هندی – که به بهانه «طریقت» یا به قول آقای یونسی «روح دین»، از انجام تکالیف دینی با عنوان «شریعت» طفره می‌رفتند. همان‌ها که وقتی گفته می‌شد چرا روزه نمی‌گیرید می‌گفتند؛ همه ما مسافر آن دنیا هستیم و روزه بر مسافر واجب نیست! و هنگامی که به آنان اعتراض می‌شد که چرا نماز نمی‌خوانید؟ به بخش اول آیه شریفه «لاتقربوا الصلوه  – به نماز نزدیک نشوید» استناد می‌کردند و بقیه آیه شریفه «و انتم سکاری» یعنی در حال مستی نماز نخوانید را نادیده می‌گرفتند؟!… و یا عارفان وارسته و به حق پیوسته‌ای نظیر حضرت امام(ره)، آیت‌الله میرزا حسینقلی همدانی، آیت‌الله قاضی تبریزی، آیت‌الله شاه‌آبادی، آیت‌الله میرزا جوادآقا ملکی تبریزی و صدها عارف وارسته دیگر که عارفان فقیه‌اند و بیرون از انجام تکالیف شرعی و پایبندی به آداب شریعت، به هیچ طریقتی قائل نبوده و نیستند و… به عنوان نمونه – و فقط نمونه- همه آن بزرگواران بر اقامه عزای سالار شهیدان(ع) و سینه‌زنی و سوگواری برای حضرت اباعبدالله(ع) و یاران شهید آن حضرت توصیه اکید دارند تا آنجا که حضرت امام راحل ما (ره) می‌فرمایند محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و آیت‌الله قاضی‌تبریزی تاکید می‌کنند «محال است انسان به جز از راه سیدالشهداء علیه‌السلام و اقامه عزا برای ایشان به مقام توحید برسد» و در همان حال تمامی این بزرگواران- از سابق و لاحق-  بر انجام تکالیف شرعی و آنچه در رساله‌های عملیه آمده و آورده‌اند اصرار اکید دارند. بنابراین باید از آقای یونسی پرسید که اولا؛ از کدام عرفان سخن می‌گوئید؟ و ثانیا؛ چرا اینگونه مسائل را که متأسفانه در آن ورود ندارید، مطرح می‌فرمائید و ثالثا؛ این موضوع با جمع هموطنان یهودی که مخاطب شما بوده‌اند چه نسبتی داشته و دارد؟!

۲- دستیار ارشد رئیس‌جمهور فرموده‌اند «امروز حکومت بنی‌اسرائیل هم در نسل جدید به آنچه نسل جوان ایران درخصوص همزیستی و اصلاح‌طلبی می‌گوید نزدیک شده است»!

الف: باید از  ایشان پرسید که منظورشان از «حکومت امروز بنی‌اسرائیل» کدام حکومت است؟! آیا بنی‌اسرائیل در صحرای آریزونا! قطب‌شمال! جنگل‌های استرالیا! و یا نقطه دیگری از کره‌زمین حکومتی تشکیل داده‌اند که غیر از آقای یونسی هیچ دیارالبشر دیگری از آن خبر ندارد؟!
به یقین اینگونه نیست و منظور از «حکومت امروز بنی‌اسرائیل»، همان رژیم جعلی و کودک‌کش اسرائیل است که جناب دستیار ارشد رئیس‌جمهور با گشاده‌دستی موجودیت آن را – احتمالا بی‌آن که بخواهند و قطعا بدون آن که بتوانند – به رسمیت شمرده‌اند!

ب: آقای یونسی در این بخش از اظهارات خود-شاید بدون آن که متوجه باشد- زلف رژیم صهیونیستی را با بخشی از اصلاح‌طلبان گره زده است! که اگر منظور ایشان از جوانان اصلاح‌طلب، کسانی است که دارای یک سلیقه سیاسی خاص در چارچوب نظام هستند، باید گفت؛ روح و روان آنها نیز مانند سایر مردم این مرز و بوم از صهیونیست‌های کودک‌کش و جنایتکار بیزار است و فلسطین را متعلق به مردم فلسطین می‌دانند و نه جرثومه‌های فسادی که این سرزمین مقدس را اشغال کرده‌اند و اما، چنانچه منظور ایشان، همان گروه اندک و کم‌شماری است که در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی ۸۸ و در پوشش ادعای اصلاح‌طلبی دست به وطن‌فروشی زدند، باید گفت؛ این بخش از اظهارات آقای یونسی- بی‌آن که متوجه باشند- قابل انکار نیست و نتانیاهو نیز از آنان با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در داخل ایران»! یاد کرده بود.

۳- آقای یونسی در بخش دیگری از سخنان خود می‌گوید: «اگر من آخوند و آن خاخام بگذاریم، همه مردم خوب با هم زندگی می‌کنند.»
این بخش از اظهارات ایشان نیز عجیب و تأسف‌آور است و باید پرسید؛

الف: کدام شخصیت روحانی در داخل کشور علیه هموطنان یهودی سخن گفته و یا در گذران زندگی و انجام تکالیف و آداب دینی آنان مشکلی ایجاد کرده است؟ همانگونه که خاخام‌های ایرانی هم علیه هموطنان مسلمان خود رویه‌ای مشابه داشته‌اند. بنابراین نگاه دستیار ارشد نباید به داخل کشور باشد و اگر باشد، خطای بزرگ دیگری در کنار سایر خطاهای خویش مرتکب شده‌اند.

ب: و اما، اگر منظور ایشان «از من آخوند» و «آن خاخام» مواضع و عملکرد شخصیت‌های روحانی ایران و خاخام‌های ساکن رژیم صهیونیستی است که باید پرسید، کدام شخصیت روحانی در ایران غیر از تاکید بر حق مردم مظلوم فلسطین و ضرورت پایان دادن به رژیم جعلی و کودک‌کش اسرائیل سخنی بر زبان چرخانده و یا بر قلم رانده است؟! آیا جناب یونسی، جنایات رژیم صهیونیستی را انکار می‌کنند؟ و سرزمین فلسطین را متعلق به مردم مظلوم و آواره فلسطین نمی‌دانند؟ و اما، از سوی دیگر، کدام خاخام‌ مخالف رژیم جعلی اسرائیل  را می‌توان یافت که فرصت و اجازه حضور در فلسطین اشغالی داشته باشد؟ آیا جناب یونسی نمی‌دانند که خاخام‌های یهودی مخالف رژیم صهیونیستی حق حضور در فلسطین اشغالی را ندارند؟! بنابراین آیا از نظر دستیار ارشد، اعتراض شخصیت‌های متعهد و حق‌طلب روحانی و همچنین اعتراض مشابه برخی از خاخام‌های یهودی به اشغال فلسطین و جنایات بی‌شرمانه صهیونیست‌ها جرم بزرگی است که نباید مرتکب شوند! و به اعتقاد آقای یونسی، همین اعتراض‌های حق‌طلبانه از سوی به قول ایشان «من آخوند و آن خاخام» مانع زندگی آرام مردم است؟

۴- آقای یونسی درباره کوروش، تاریخ باستان ایران و سرگذشت قوم یهود و… نیز اظهارات غیرواقعی دیگری داشته است که می‌گذاریم و می‌گذریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:44  توسط کاوه دانمارکی   | 

بیش از 1 میلیارد و 900 میلیون ضد یهودی در دنیا

آماری که به تازگی منتشر شده است نشان می دهد که احساسات ضد یهودی در خاورمیانه از هر منطقه دیگری بیشتر است.
کشیدن تصویری ضد یهودی در گورستان یهودیان در لهستان
 
کشیدن تصویری ضد یهودی در گورستان یهودیان در لهستان
منابع: آنتی وار، تایمز آف اسرائیل، ای دی ال
نتایج حاصل شده از یک بررسی منتشر شده از سوی "مجمع ضد افترا" (ADL) نشان می دهد که خاورمیانه ضد یهودی ترین منطقه دنیاست. این گزارش به تازگی تحت عنوان "جهانی ۱۰۰ ملیتی: فهرست یهود ستیزی" منتشر شده است.
"آبراهام" مدیر این سازمان می گوید که برای اولین بار ما در دنیا، آماری در مورد احساسات ضد یهودی موجود در دست داریم. داده ها با استفاده از شاخص های موجود در  ۱۰۰ کشور جهان جهان ما را قادر می سازد تا فراتر از حوادث و شعارهای ضد یهودی نگاه کنیم و اینکه بتوانیم شیوع نگرش و طرز تفکر ضد یهودی در سرتاسر جهان را به خوبی بررسی کنیم. ما می توانیم هم اکنون کشورهایی که بیشترین و کمترین احساسات ضد
برای اولین بار ما در دنیا آماری در مورد احساسات ضد یهودی در دست داریم.
یهودی دارند را تا حدودی بشناسیم.
اما نکته جالبی که در این نظر سنجی وجود دارد این است که ایران جزء کشورهایی است که کمترین احساسات ضد یهودی در آن وجود دارد.
در صدر لیست این نظر سنجی فلسطین و کرانه باختری رود اردن وجود دارد و پس از آن عراق قرار گرفته است. این درحالیست که ایران حتی جزء ۲۰ کشور اول دارای احساسات ضد یهودی نیست.
آبراهام معتقد است برخی از مهمترین نکات این نظر سنجی عبارت است از:
این نظر سنجی مشخص می کند که بیش از یک چهارم از مردم دنیا ضد یهودی هستند.
در حدود ۷۳% از پاسخگویان این نظر سنجی گفتند که آنها هرگز با یک یهودی دیدار نکرده اند.
مهمترین منطقه با تفکرات ضد یهودی خاورمیانه و شمال آفریقا با ۷۴% است و بعد از آن اروپای شرقی با ۳۴% است.
استرالیا و نیوزلند منطقه ای هستند که در آنجا کمترین تفکرات ضد یهودی با ۱۴% وجود دارد.
سه کشور در خارج از خاورمیانه وجود دارد که دارای بیشترین تفکرات ضد یهودی هستند. این سه کشور عبارتند از: یونان با ۶۹%، مالزی با ۶۱% و ارمنستان با ۵۸%.
در حدود ۴۹% مسلمانان دارای تفکرات ضد
خاورمیانه و شمال آفریقا با ۷۴% و پس از آن اروپای شرقی با ۳۴% دارای بیشترین گرایش ها و تفکرات ضد یهودی هستند.
یهودی هستند. این درحالیست که ۲۴% مسیحیان دارای تفکرات ضد یهودی هستند.
کرانه باختری رود اردن و نوار غزه با ۹۳% بیشترین تفکرات ضد یهودی را در خود جا داده اند. در میان کشورهای عربی، مراکش با ۸۰% دارای پایین ترین سطح تفکرات ضد یهودی است. ایرن تنها کشور خاورمیانه است که با ۵۶% دارای کمترین تفکرات ضد یهودی است.
فیلیپین، سوئد، هلند و ویتنام با ۶ درصد جز کشورهایی هستند که تفکرات ضد یهودی در آنها در سطحی پایین قرار دارد.
۹ درصد آمریکایی ها و ۱۴ در صد کانادایها دارای تفکرات ضد یهودی هستند.
در اروپای غربی بیشترین تفکرات ضد یهودی درکشورهای، یونان با ۶۹% و فرانسه با ۳۷% و آلمان با 27% وجود دارد. در اروپای شرقی لهستان با ۴۵% و بلغارستان با ۴۴% دارای بیشترین تفکرات ضد یهودی هستند و جمهوری چک با ۱۳% دارای کمترین تفکرات ضد یهودی است.
مردان بیش از زنان داراری تفکرات ضد یهودی بودند.

این نظر سنجی با چندین جمله و سوال از پاسخ دهندگان به دست آمده است که این سوالات و آمار دقیق آن در ذیل آمده است:

 آیا یهودیان به اسرائیل بیشتر وفادار هستند یا به کشوری که در آن زندگی می کنند؟
۵۶ درصد ایرانیان موافق بودند که آنها به اسرائیل وفادار هستند. این آمار در کشورهای دیگر بسیار بالاتر
سه کشور در خارج از خاورمیانه وجود دارد که دارای بیشترین تفکرات ضد یهودی هستند. این سه کشور عبارتند از: یونان با ۶۹%، مالزی با ۶۱% و ارمنستان با ۵۸%.
بود. عربستان ۷۱%، لبنان ۷۲%، عمان ۷۶%، مصر ۷۸%، اردن ۷۹%، کویت ۸۰%، قطر ۸۰%،‌امارات ۸۰، بحرین ۸۱%، یمن ۸۱%،‌عراق ۸۳، فلسطین ۸۳%.
آیا یهودیان در اقتصاد جهانی دارای قدرت بسیار زیادی هستند؟
۵۴% ایرانیان موافق، عربستان ۶۹%، عمان ۷۲%، مصر ۷۳%، امارات ۷۴%، لبنان ۷۶%، قطر ۷۵%، بحرین ۷۸% اردن ۷۹%، کویت ۷۹%، یمن ۸۲%،‌عراق ۸۴%، فلسطین و غزه ۹۱‌%.
آیا یهودیان قدرت زیادی در بازارهای مالی جهانی دارند؟
۶۲% ایرانی معتقدند بله، عمان ۶۸%، مصر ۶۹%، عربستان ۶۹%، امارات ۷۱%، قطر ۷۱%،‌اردن ۷۶%، بحرین ۷۶%، لبنان ۷۶%، کویت ۷۷%،‌یمن ۷۸%، عراق ۸۵ %،‌فلسطین و غزه ۸۹%.
آیا یهودیان درباره آنچه در هولوکاست برای آنها اتفاق افتاد زیاد صحبت می کنند؟
۱۸% ایرانیها موافق بودند. یمن ۱۶%،‌عربستان ۲۲%، مصر ۲۳%، کویت ۲۴%،‌لبنان ۲۶%، اردن ۲۹%، عراق ۳۳% عمان ۴۲%، امارات ۴۵%،‌ قطر ۵۲%،‌فلسطین و غزه ۶۴%.
آیا یهودیان به جزء هم نوع خود به کسی دیگر اهمیت نمی دهند؟
ایران ۵۰ % موافق، مصر ۶۸%،‌عمان ۷۰%، لبنان ۷۱%،‌کویت ۷۳%، امارات ۷۳%، عربستان ۷۴%، اردن ۷۵%، قطر ۷۵%، عراق ۷۶%، فلسطین و غزه ۸۴%.
آیا یهودیان کنترل بسیاری بر روابط جهانی دارند؟
۴۹% ایرانیان موافقند. عمان ۶۷%، عربستان ۷۰%، مصر ۷۱%،‌ قطر ۷۳%، امارات ۷۳%، عراق ۷۷%، لبنان ۷۷%، اردن ۷۷%، کویت ۸۰%، یمن ۸۰%، فلسطین و غزه ۸۸%.
آیا یهودیان بر حکومت آمریکا کنترل بسیاری دارند؟
ایرا ۶۱ % پاسخ مثبت
آمار نشان می دهد که بیش از 26 درصد از پاسخ دهندگان یعنی در حدود یک میلیارد و 900 میلیون نفر در دنیا دارای احساسات ضد یهودی هستند.
دادند. عمان ۶۷%، عربستان ۷۰%، امارات ۷۲%،‌اردن ۷۳%، لبنان ۷۳%،‌قطر ۷۳%، مصر ۷۴%، بحرین ۷۷%، کویت ۷۸%، یمن ۷۹%، عراق ۸۵%،‌فلسطین و غزه ۸۵%.
آیا یهودیان فکر می کنند آنا از ملتهای دیگر بهتر هستند؟
۵۲% ایرانیها موافقند. لبنان ۶۱%، مصر ۶۶%، عمان ۶۶%، قطر ۶۷%، بحرین ۶۸%، امارات ۶۸%، عربستان ۶۹%، کویت ۷۱%، فلسطین و غزه ۷۲%، اردن ۷۳%، عراق ۸۰%.
آیا یهودیان بر مطبوعات و رسانه های جهانی کنترل بسیاری دارند؟
ایران ۵۵% مثبت، عمان ۶۵%، مصر ۶۹%، عربستان ۶۹%، قطر ۷۰%، امارات ۷۰%، لبنان ۷۳%، عراق ۷۷%، اردن ۷۷%ف فلسطین و غزه ۸۸%.
آیا یهودیان مسئول جنگهای جهانی هستند؟
۵۸% ایران موافق، قطر ۶۴%، لبنان ۶۵%، امارات ۶۵%،‌ کویت ۶۶%،‌عربستان ۶۶%، مصر ۶۶%، اردن ۶۷%،‌ فلسطین و غزه ۷۸%،‌یمن ۸۴%،‌عراق ۸۵%.
آیا مردم از یهودیان به دلیل طرز رفتار شان متنفرند؟
۶۴% ایران پاسخ مثبت دادند. بحرین ۷۶%،‌ کویت ۸۰%، مصر ۸۱%، عمان ۸۱%، عراق ۸۱%، عربستان ۸۱%، قطر ۸۲%، امارات ۸۲%، اردن ۸۴%، فلسطین و غزه ۸۷%،‌ یمن ۹۰%.
داده های این مرکز مشخص می کند که ایران نه تنها کشوری با حداقل احساسات ضد یهودیست بلکه در شاخصهای دیگر نمرات به مراتب بهتری داشته است و این بسیاری به فکر فرو برده است.
این آمار نشان می دهد که بیش از 26 درصد از پاسخ دهندگان یعنی در حدود یک میلیارد و 900 میلیون نفر در دنیا دارای احساسات ضد یهودی هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:34  توسط کاوه دانمارکی   | 

مهاجرت یهودیان اوکراین به سرزمین های اشغالی

آژانس یهود امروز یکشنبه اعلام کرد، تعداد یهودیانی که به علت افزایش تنش در اوکراین به سرزمین های اشغالی فلسطین مهاجرت کرده اند ۱۴۲ درصد رشد داشته است.

به گزارش تسنیم به نقل از خبرگزاری فرانسه، آژانس یهود ضمن اشاره به ادامه تنش های سیاسی و درگیری های داخلی در اوکراین از رشد ۱۴۲ درصدی مهاجرت یهودیان اوکراین به سرزمین های اشغالی فلسطین از ابتدای امسال تاکنون در مقایسه با سال ۲۰۱۳ میلادی خبر داده است.

بر اساس این گزارش در ۴ ماه نخست ۲۰۱۴ میلادی بیش از ۷۶۲ یهودی از اوکراین به سرزمین های اشغالی فلسطین مهاجرت کرده اند. این رقم در ۳ ماه نخست سال گذشته به ۳۱۵ نفر رسیده بود. سخنگوی آژانس یهود در این باره تاکید کرد: با تشدید بحران اوکراین تعداد مهاجران اوکراینی طی ماه های مارس و آوریل به شدت افزایش یافته است و پیش بینی می شود این تعداد طی ماه های آینده نیز به سرعت افزایش یابد.

وی افزود: تعداد کسانی که روند و پروسه مهاجرت را آغاز کرده اند به طور فزاینده ای افزایش یافته و تعداد افرادی که خواستار دریافت اطلاعات مربوط به مهاجرت شده اند نیز با رشد زیادی روبرو شده است.این مقام آژانس یهود گفت: این مساله به خاطر نااطمینانی ایجاد شده به واسطه شرایط کنونی اوکراین است که موجب گسترش خشونت ها به سایر مناطق کشور نیز شده است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 23:26  توسط کاوه دانمارکی   | 

پاسخ به یک سوال

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 17:29  توسط کاوه دانمارکی   | 

شرح درد هولناک یک آفتابه دزد+عکس دلخراش

رضا صفری 43 ساله (عکس زیر) به اتهام دزدی محکوم به قطع انگشتان دست راست و پای چپ شده و تا کنون 17 سال از عمر خود را در زندان گذرانده است. شرح وضعیت او را از زبان خودش میخوانیم:

من رضا صفری فرزند ولی الله متولد 1350 درشهرستان اراک می باشم که هم اکنون از زندان کرج تماس میگیرم. درسالهای 70 الی 74 به دلیل بیکاری و شدت فقرخانوادگی مجبور به انجام چند فقره سرقت شدم که واقعا ازروی نیاز و احتیاج بوده است.درمهرماه سال 74 دستگیر شده وبه زندان اراک افتادم که محکوم به قطع دست راست بطوریکه کف دست و انگشت شصت باقی بماند و پرداخت ردمال شدم.وقتی حکم دادگاه به من ابلاغ شد فکر کردم قاضی جهت ترساندن بنده این حکم را صادرکرده است اما متاسفانه این حکم در تاریخ 30 مرداد 76 وقتی تنها یکروز به ماه رمضان مانده بود اجرا شد. این درحالی بود که بنده فقط 26 سال از سن من گذشته بود. این واقعه اتفاق بسیارناگواری بود که برای من اتفاق افتاده بود به همین جهت اسم قاضی آذریان و شعبه 4 دادگستری اراک برای همیشه در خاطرم ماندگار شد وآن روزرا خوب به یاد دارم.ساعت 10.30 صبح مورخه 30 مرداد 76 به نگهبانی خوانده شدم ومتوجه شدم تعدادی اززندانیانی که به جرم سرقت آنجا بودند و چند نفر از نگهبانها نیزبه جهت تماشای اجرای حکم به محوطه هواخوری زندان احضار شده بودند بلکه درس عبرتی باشد برای دیگر زندانیان، انگشتان دستم را بوسیله قیچی آهن بر برقی که هنوز ردی ازخون برآن بود ومعلوم بود که بارها برای اجرای چنین احکامی از آن استفاده نموده اند، بدون بیهوشی و بی حسی قطع کردند، پس از اجرای حکم به بیمارستان ولیعصر اراک اعزام شدم وقتی پزشک معالج بنده را درآن وضعیت دید شروع به اعتراض کرد وبا داد و بیداد برسرماموراعزام که اسمش را خوب به یاد دارم به نام گروهبان یکم اکبر کندی بود گفت چرا با بیمارستان هماهنگ نشده است من را که ازاین اتفاق شوکه شده بودم و هنوز نمیدانستم چه بلایی برسرمن امده است به اتاق عمل بردند و مورد مداوا قرار دادند، پس ازانجام عمل همان شب دوباره به زندان برگشتم.

بعد ازقطع انگشتانم دیگرآدم قبلی نبودم وبه دلیل فشارهای عصبی وروانی که برمن وارد شده بود و همچنین ادامه داشت بسیار افسرده شده بودم بطوریکه پس ازچندی تحت درمان قرار گرفتم و روزانه تعداد 12 قرص اعصاب استفاده میکردم و البته همیشه با خودم میگفتم ای کاش به جای قطع انگشتان دست،مرا اعدام می کردند حداقل یک بارمی مردم. بعد ازاجرای حکم می دیدم که رفتاراطرافیانم ودوستان عوض شده است و برخی ازمن دوری میکردند و برخی دیگر ترحم، همین رفتار باعث می شد از آنها کناره گیری کنم و همیشه با خودم خلوت کنم و تنهایی را ترجیح دهم. مدت 5 سال درزندان به سر بردم و فقط 40 روز به آزادی ام مانده بود که مادرم متاسفانه چشم ازجهان فرو بست وغم از دست دادن مادر به غمهای بیچارگیم اضافه شد. 10 دیماه سال 79 اززندان آزاد شدم و به خانه پدری برگشتم، خانه ای اجاره ای و اما من مانده بودم با پدری سالخورده و دو خواهرکوچکتر با دستی قطع شده که من را ازدیگران متمایز می کرد. بیرون اززندان وضعیت بدتری درانتظار من بود. هر کجا می رفتم همه مواظب من بودند و با ورودم به هرجا همه خودشان را جمع و جور می کردند و خیلی زود با یک خداحافظی فرار می کردند. حتی بین غریبه ها هم دیگر جایی نداشتم آنهم به دلیل قطع انگشتانم که مهری بود بر پیشانی من ، با این اوصاف با تمام تلاشی که برای پیدا کردن کار می کردم به نتیجه ای نرسیدم، کار که نمیدادند هیچ،باعث انگشت نما شدنم هم میشدند. بیش از 6 ماه تلاش کردم اما بیهوده بود. نداشتن کار وعدم درآمد با وجود فقر اقتصادی و گرسنگی خود و خانواده ام باعث شد دوباره دست به سرقت بزنم، یکسال بعد از آزادی ام از زندان در تاریخ 19/10/1380 دوباره دستگیر و در شعبه 1 دادگستری اراک توسط قاضی شعبه بنام آشورلو محکوم به قطع انگشتان پا چپ ، بطوریکه تمامی انگشتان پایم قطع شود، شدم. در سال 81 پدر سالخورده ام نیز فوت کرد که ضربه روحی مهلکی به من وارد شد. بنده را در زندان و دو خواهر کوچکترم را در خانه تنها گذاشت تا اینکه در 30 شهریور ماه 88 زمانیکه باز هم یکروز به ماه رمضان مانده بود پس از 8 سال انتظار در اجرای حکم با همان قیچی آهن بر برقی که انگشتان دستم را گرفت، انگشتان پای چپم را قطع کردند،احساس پوچی و بیهودگی در من دو چندان شد، خصوصا وقتی در انجام بسیاری از کارهای روزمره به خاطر نداشتن انگشت ناتوانی ام را می دیدم و از دیگران کمک می خواستم، این احساس بیشترو بیشترمیشد، یکسالی از قطع انگشتان پایم گذشت تا توانستم روی پایم راه بروم که نداشتن انگشت باعث شده بود در راه رفتن دچار مشکل گردم و به کمر درد مزمن دچار شوم و هم اکنون سالهاست که مجبورم با خوردن قرصهای مختلف هم از فشارهای روحی و روانی ام بکاهم و هم دردهای مختلف ناشی از قطع اعضا را تسکین دهم. مدت 2 سال بعد از اجرای حکم در تاریخ 17/3/90 به زندان کرج در استان البرز تبعید شدم که متاسفانه به این دلیل دیگر نمی توانم تقاضای اعسار کنم و ردمال را بصورت اقساط پرداخت نمایم و ازاد شوم، دیگر نمیتوانم در شهر خودم باشم بلکه بتوانم به شکلی با شاکی ارتباط برقرار کرده و از او رضایت بگیرم ضمن اینکه رنج دوری از خانواده ام امان از من بریده و در طی این سه سال هیچ ملاقاتی با آنها نداشته ام که این هم غمی است طاقت فرسا بر غمهای دیگر.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 13:58  توسط کاوه دانمارکی   | 

یهودیان مخفی

مقدّمه
سخن از یهود هرگز پایان نخواهد یافت تا آنگاه که حیات این دولت نامشروع که با پشتیبانی قویّ استکبار جهانی و در رأس آن «ایالات متّحدۀ آمریکا» و دیگر کشورهای مسیحی «اروپا» و در رأس آنها «انگلیس» و «فرانسه» سرزمین مقدّسی را غصب و اهالی آن را آواره کرده‌اند، به پایان برسد … یهود توانایی تثبیت سیطرۀ خود را از طریق لابی‌های صهیونیستی که بر تمام امور و شئون این کشورها حکم می‌راند، به دست آورده است و این امر پس از تخریب دیانت این کشورها که همان مسیحیّت می‌باشد، ممکن گردیده است. آنها مسیحیّت را به طور کلّی از مفاهیم و عقاید آن تهی نموده و به جای آن، چیزی موسوم به فلسفه را که از ساخته‌های دست یهود است، قرار داده‌اند.

آنها از همان قرن اوّل مسیحیّت، در پی دفن دیانت مسیحیّت که عیسی بن مریم(ع) آورندۀ آن از سوی پروردگار جهانیان که بدون تردید وجود فرزند و شریکی را در پادشاهی برای خود نمی‌پذیرفت، بودند. هنگامی که «شائول» یهودی که مسیحیان او را پولس (پل) می‌نامند، وارد این دین شد، دیانت مسیحیّت را تحریف کرد و به ناحق و دروغ ادّعا کرد که عیسی بن مریم(ع)، بندۀ خدا
و پیامبر اوست… و خداوند از آنچه این دغل باز ملعون می‌گوید، بسیار برتر و بالاتر است.

از آن زمان، دیانت مسیحیّت رو به نزول گذارد، تا جایی که آنان پایان این دیانت را مغرب زمین اعلام کرده و به جای آن، سیستم و نظریّه‌ها و آرای فلسفی را قرار دادند. باید گفت که فیلسوفان یهودی، ید طولایی در پیوند و انتشار این‌گونه فلسفه‌های الحادی و کفرآمیز داشته‌اند و یکی از نویسندگان فرانسوی، موسوم به لوک فری که برخی او را از فلاسفۀ معاصر فرانسه به حساب می‌آورند، هنگامی که پست وزارت آموزش و پرورش را در زمان ژاک شیراک، رئیس جمهور فرانسه، در اختیار داشت، اعتراف نمود که:
فلسفه در غرب، در دوران اخیر، جایگزین دین گردیده است و مردم دیگر به دنبال آرامش بخشیدن به نگرانی‌های خود از طریق مسیحیّت نبوده و جهت و سمت‌گیری آنان تنها به سوی فلسفۀ قدیم و جدید می‌باشد … این یک تحوّل شگفت‌آور و خیره کننده است که نظیر آن تا به حال در هیچ یک از نقاط جهان دیده نشده است، از این رو، آنچه اکنون بر غرب حکم می‌راند، فلسفۀ سکولاریسم است، نه دین مسیحی!!۱

فیلسوفان یهود توانستند از این‌گونه نظریّات و آرای فاسد فلسفی، حدّاکثر بهره‌برداری ممکن را با جایگزین کردن آن به جای دیانت مسیحی بنمایند. چگونه دست‌های پنهان یهود توانست افکار و عقاید دیانت مسیحیّت را تغییر دهد؟ … در این باره پروتکل‌ها چنین می‌گویند:

و به زودی فلاسفۀ ما زشتی‌های تمامی ادیان غیریهودی را آشکار و رسوا خواهند نمود؛ امّا هیچ کس بر دیانت ما سلطه پیدا نخواهد کرد؛ زیرا دین ما حق است … ما در همۀ کشورهایی که رهبری جهان را در دست دارند، ادبیات بیمارگونۀ کثیفی را که موجب فساد روح‌ها می‌شود، منتشر می‌سازیم و به زودی، پس از مدّت زمان کوتاهی که به رسمیّت شناخته شویم، بر سیطرۀ بیشتر چنین ادبیاتی ادامه خواهیم داد تا اشاره‌ای آشکار به اختلاف آن با آموزه‌هایی باشد که از مواضع پسندیدۀ ما ناشی شده است و به زودی دانشمندان ما که به منظور رهبری مردمان غیریهود تربیت گردیده‌اند، با ایراد خطابه‌ها و برنامه‌ریزی و رهبری مذاکرات، بر عقل‌های مردان تأثیر گذارده و آنها را به سوی این گونه دانش‌ها و افکار که هماهنگ با منافع ماست، جذب خواهند نمود.۲

آنها به آنچه می‌خواستند، رسیدند و افکار انحرافی خود را منتشر کردند و ایادی پنهان یهود از طریق همین عوامل و خائنانی که به لباس دیگر ادیان درآمدند، توانستند به درون این ادیان نفوذ نمایند، چه بسیار یهودیانی که به لباس مسیحیّت درآمدند و به ریاست کلیسا رسیدند و آن را از درون به فساد کشاندند و چه بسیار یهودیانی که به فلسفه گرائیدند تا نظریات و افکاری را ایجاد نمایند که در تضادّ با همۀ هنجارها و سنّت‌ها و اخلاق و ادیان باشد و برخی از آنها با همین شیوه برای ورود به اسلام و برای تضعیف آن از درون، همان‌گونه که نسبت به مسیحیّت عمل کردند، تلاش نمودند؛ امّا تلاش‌های آنان شکست خورده و ناموفّق ماند؛ زیرا خداوند عزّوجلّ، به وسیلۀ قرآنی که خود حفظ آن را به عهده گرفته است، از این دین محافظت نموده است، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛۳
همانا ما ذکر (قرآن) را نازل نمودیم و خود از آن حفاظت می‌نماییم.»

و دانشمندان اسلامی در یک حرکت واکنشی نسبت به این تلاش‌های یهودیان، طرح‌های آنان را رسوا کردند. آنان فساد و انحراف کسی را که نفس او خروج از اسلام اصیل را ـ که در دو منبع اصلی اسلام، یعنی قرآن کریم و سنّت صحیح نبوی تجسّم یافته است ـ در برابر او جلوه داده، آشکار نمودند؛ امّا چه بسیارند ایادی پنهان یهود که میان صفوف دیانت‌های دیگر رخنه کرده و بذر اختلاف را میان آنان پاشیدند؛ امّا خداوند عزّوجلّ همواره خود، پوسته‌های ظاهری افرادی را که میان صفوف مسلمانان شکاف ایجاد می‌کنند، شکافته و آنان را رسوا می‌نماید:
«هرگاه که آنان آتشی برای جنگ بیفروزند، خداوند آن را خاموش می‌نماید و آنان همواره در زمین فساد می‌کنند و خداوند مفسدان را دوست ندارد.»۴

یهود امّتی است که خداوند بر آنان غضب کرده و امّتی لعنت شده می‌باشد:

«کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَی لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ؛۵
کافران بنی اسرائیل از زبان داوود و عیسی بن مریم(س) لعنت شدند.»
آنها اهل دروغ، بهتان، خیانت، مکر و حیله می‌باشند و پیامبر اکرم(ص) ما را از آنان و دنبال کردن راهشان
بر حذر داشته‌اند، ایشان فرمودند:
«آنچه را که یهود مرتکب شدند، انجام ندهید؛ زیرا آنگاه (همانند آنان) به کوچک‌ترین بهانه، حرمت‌های الهی را بر خود حلال می‌نمایید».۶

پس باید بسیار هوشیار باشیم که در آنچه آنها قرار گرفتند، قرار نگیریم … از این رو من نیز با خود عهد نمودم که با قلم خود شمشیری برّان در رسوا نمودن طرح‌ها و برنامه‌ها و توطئه‌های قومی باشم که در سرزمین ما، فلسطین فساد می‌کنند؛ کودکان و زنان و پیران را به قتل می‌رسانند؛ خانه‌ها را بر سر ساکنان آن خراب می‌کنند؛ زراعت و نسل را نابود و درختان زیتون را از بن برمی‌کنند و مراعات هیچ مؤمن و شهروندی را نمی‌نمایند.
٭ ٭ ٭

۱٫ یهودیان مخفی و تأثیر آنان در تحریف مسیحیّت؛

مقصود از یهودیان مخفی چیست؟

مقصود ما از یهودیان مخفی در دیانت‌های دیگر، در طول تاریخ، آنانی هستند که لباس ادیان و عقاید آسمانی دیگر، مانند مسیحیّت و اسلام را از روی کینه و خشم و تنفّر نسبت به آنان، به منظور ایجاد بی‌ثباتی و تزلزل درونی در آن ادیان، بر تن می‌نمایند.

بر این اساس، برخی از یهودیان به دین مسیحیّت درآمده و مسیحیّت خود را به صورت علنی ابراز داشته، امّا یهودیّت خود را برای حفظ جان و از روی نفاق مخفی می‌نمایند و تمامی اینها به منظور از میان بردن و تحریف دین مسیحی و تخریب عقاید این دین از درون می‌باشد؛ همان‌گونه که پولس یا شائول ـ بر اساس آنچه بعداً ذکر خواهیم کرد ـ و دیگر یهودیان پس از او در طول تاریخ برای تحریف مسیحیّت انجام دادند.

همچنین مقصود ما از یهودیان مخفی، کسانی هستند که از روی نفاق و حفظ جان، اسلام آورده و با حفظ عقاید یهودیشان، خود را مسلمان معرفی می‌کردند، از اوّلین کسانی که به این ترفند دست یازیدند، یک یهودی یمنی، به نام عبدالله بن سبأ و گروه او بودند که توانستند در صفوف مسلمانان رخنه ایجاد نموده و روح تفرقه و اختلاف را میان آنان پراکنده نمایند. آنان تا حدّی در این کار موفّق بودند؛ امّا موفّق به تحریف «قرآن کریم» نگردیدند؛ زیرا خداوند عزّوجلّ خود حفظ آن را به عهده گرفته و در این باره فرموده است:
«إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ؛۷ ما خود ذکر (قرآن) را نازل و خود نیز از آن محافظت می‌نماییم.»

با این همه موفّق به گسترش شکاف و اختلاف میان مسلمانان گردیدند، از این رو مقصود ما از یهودیان مخفی، یهودیانی است که دین خود را مخفی نموده و وفاداری و گرایش خود به دیگر ادیان را ابراز داشته و آشکار کرده‌اند.

ـ مارانو یا مارانوس، نام گروهی از یهودیان است که در قرن پانزدهم میلادی در اسپانیا و «پرتغال» به مسیحیّت گراییدند. آنان به نام‌های کونفرسوس یا کسانی که به دین جدید هدایت شده‌اند و کریستاس نونوس یا مسیحیان جدید خوانده شده و یهودیان مخفی موجود در «ترکیه» نیز یهودیان دونمه نامیده می‌شوند.

مقصود ما از یهودی مخفی، یهودی‌ای است که با وجود ارتباط شدید با دین اصلی خود، یعنی یهودیّت، برای حفظ جان یا از روی نفاق، تظاهر به پذیرش دین دیگری غیر از یهودیّت می‌نماید و ما از این پس به بحث دربارۀ نقش یهودیان مخفی یا به عبارت دیگر یهودیانی که بیشترین تأثیر را در برافروختن آتش انقلاب‌ها، فتنه‌ها و جنگ‌ها در دوران جدید داشته‌اند و به ویژه به نقش بارز آنها در دو جنگ جهانی اوّل و دوم از طریق سازمان‌های سرّی و مخفی که به همین منظور تأسیس گردیده است، می‌پردازیم.

۱٫ نقش یهودیان مخفی در تحریف دیانت مسیحیّت

بدون شک یهودیان مخفی دارای نقشی مهم و اساسی در تحریف دیانت مسیحیّت در زمان پیدایش و حتّی در دوران جدید بوده‌اند و نشانۀ آن را می‌توان در اعلام مجمع واتیکان در سال ۱۹۶۳ م. در قرن گذشته مبنی بر تبرئۀ یهود از خون مسیح(ع) مشاهده نمود. کاردینال آلمانی، بیّا که این سند را تسلیم پاپ واتیکان نمود، اظهار داشت که:
این سند حاصل [مطالعۀ] یک روز یا یک شب نیست؛ بلکه این خلاصه و چکیدۀ مطالعات و بررسی‌های فراوان است.

و پاپ بیست و سوم نیز با امضای این سند، پرده از آخرین تلاش یهودیّت معاصر و موفّقیت آن در وادار ساختن مسیحیان به دست کشیدن از یکی از مهم‌ترین عقایدشان فرو انداخت. او با این اقدام، به مخالفت با متون انجیلی برخاسته که در آن بر نقش اساسی یهود در مصلوب نمودن مسیح ـ بر اساس اعتقاد آنان ـ تصریح شده است؛ زیرا در «سفر اعمال رسولان»، پطرس به سه هزار نفر از یهودیان می‌گوید:
این همان عیسی است که شما او را مصلوب نمودید.۸

و در انجیل متّی که مورد استشهاد یکی از کشیش‌های طایفۀ قبطی قرار گرفته، متون انجیلی که در آن، تصمیم یهود را برای مصلوب کردن مسیح و نیز رهایی و به آسمان رفتن وی را انکار می‌نماید، ذکر کرده و به عنوان دلیل، این سخن یهودیان را نقل می‌نماید:
مسئولیّت خون او به عهدۀ ما و فرزندان ماست.۹

تاریخ‌نگار یهودی، جوزفس ولایس (۲۷ ـ ۹۷ م.) می‌گوید:

در آن هنگام مردی حکیم زندگی می‌کرد که نام او عیسی بود و به رفتار پسندیده و تقوا مشهود بود… تا جایی که می‌گوید او مسیحیّت است که رهبران و بزرگان امّت ما (یعنی یهود) از او شکایت داشته و پیلاطس بیزانسی او را برای مصلوب شدن تسلیم کرد.۱۰

این مورّخ یهودی که در اوایل قرن اوّل میلادی می‌زیست، از دیانت مسیحیّت پیروی نمی‌کرد و بر دین یهود از دنیا رفت. یک یهودی مصری به نام شاهن ماکاریوس در مورد او می‌گوید:
او از دیانت مسیحیّت پیروی نمی‌‌کرد و پدر وی در بالاترین مناصب کاهنی بود. او بر مذهب فریسی‌ها تربیت شد و مسیحیان را همچون دشمنان و حسودان نسبت به خود به حساب می‌آورد.۱۱
جوزفس ولایس از بارزترین مورّخانی به حساب می‌آید که به این متن به عنوان دلیلی بر مصلوب شدن مسیح تأکید می‌نمایند؛ امّا بسیاری از مسیحیان با این متن و تأکید آن مخالفت می‌ورزند؛ برای مثال پل مایر، استاد تاریخ قدیم کرسی «راسل سیبرت» در دانشگاه «میشیگان غربی»، پس از آنکه سخن جوزفس را که مسیحیان او را منحرف می‌دانند، به چالش می‌کشد، می‌گوید:
با وجود اینکه این متن به صورت حرفی در دست‌نوشته‌های جوزفس که به اوایل قرن سوم باز می‌گردد، ذکر شده است، مورّخ کنیسه‌ای، یوسوبیوس همراه با دانشمندان دیگر، در صحّت حملات به مسیحیّت در متن، تردید کرده‌اند؛ زیرا جوزفس، عیسی را همان مسیحی که پس از مرگ از قبر برخاست، نمی‌دانست و الّا یهودی و غیر مسیحی باقی نمی‌ماند.۱۲

ما با استدلال نسبت به همین متون از سخنان و نوشته‌های خود مسیحیان، صحّت تحریفات آنها را اثبات می‌نماییم؛ امّا به عنوان مسلمان به سخن خدای تعالی در مورد مسیح(ع) و یهود ایمان داریم، آنگاه که می‌فرماید:
«فَبِمَا نَقْضِهِم مِّیثَاقَهُمْ وَکُفْرِهِم بَآیَاتِ اللهِ وَقَتْلِهِمُ الأَنْبِیَاء بِغَیْرِ حَقًّ وَقَوْلِهِمْ قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللهُ عَلَیْهَا بِکُفْرِهِمْ فَلاَ یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِیلاً ٭ وَبِکُفْرِهِمْ وَقَوْلِهِمْ عَلَی مَرْیَمَ بُهْتَانًا عَظِیمًا ٭ وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَکِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُواْ فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ یَقِینًا ٭ بَل رَّفَعَهُ اللهُ إِلَیْهِ وَکَانَ اللهُ عَزِیزًا حَکِیمًا؛۱۳
پس به [سزای] پیمان‏شکنی‏شان و انکارشان نسبت به آیات خدا و کشتار ناحقّ آنان [از] انبیا و گفتارشان که دل‌های ما در غلاف است؛ [لعنتشان کردیم] بلکه خدا به خاطر کفرشان بر دل‌هایشان مُهر زده و در نتیجه جز شماری اندک [از ایشان] ایمان نمی‏آورند و [نیز] به سزای کفرشان و آن تهمت بزرگی که به مریم زدند و گفتۀ ایشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم و حال آنکه آنان او را نکشتند و مصلوبش نکردند؛ لیکن امر بر آنان مشتبه شد و کسانی که دربارۀ او اختلاف کردند، قطعاً در مورد آن دچار شک شده‏اند و هیچ علمی بدان ندارند، جز آنکه گمان پیروی می‏کنند و یقیناً او را نکشتند؛ بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خدا توانا و حکیم است.»

نخستین تحریف‌های دین مسیحیّت به دست مردی از یهودیان متعصّب رخ داد که با وجود اعلان مسیحی بودن خود، بیشترین اذیّت و آزار را نسبت به مسیحیان اعمال کرد. او کسی جز پولس (پل) یا شائول یهودی نبود که خود مسیحیان دربارۀ وی می‌گویند:
شائول در شهر طرسوس زندگی می‌کرد و پدرش از یهودیان معتقد به سنّت‌ها و عادات و رسوم یهودی بود و مادر وی از شخصیّت‌های ممتاز بود و کارهای قابل توجّهی را ارائه می‌کرد، از این رو دولت روم با پاداش‌های معنوی از او حمایت می‌کرد.

بر این اساس او و خاندانش از امتیازات شهروندان رومی بهره‌مند گردیدند و شائول نیز مفتخر به عبرانی بودن بود. او زبان و فلسفۀ یونانی را به خوبی می‌دانست، احساس راحتی برای شائول تا زمانی که حتّی یک مسیحی را در آسایش می‌دید، امکان‌پذیر نبود و هنگامی که اطّلاع پیدا کرد که مسیحیان «دمشق» در صلح و آرامش به سر می‌برند، همچون یک وحشی درّنده عازم آنجا شد و شروع به پراکنده کردن زهرهای مسموم کنندۀ خود در آنجا نمود تا شاید بدین وسیله شاگردان عیسی مسیح را در آنجا به قتل رساند. پس از رسیدن به آنجا شروع به دمیدن روح تهدید در آنجا نمود و خواستار خون‌ریزی بیشتر شد؛ زیرا قلب وی هیچ گاه از ریختن خون مسیحیان سیری‌پذیر نبود و این کار را به عنوان یک کار مقدّس و خدمت به خداوند تلقّی می‌کرد؛ زیرا گمان می‌کرد که نام مسیح مشابه کاتاریسم در دیانت یهود است، از این رو اقدام به تخریب کلیسایی در اورشلیم و قتل و تهدید مسیحیان از روی انتقام‌جویی نمود و تکیۀ او در این‌گونه اقدامات، پیام‌های رئیس کاهنان یهودی بود … در حالی که قطعاً رئیس کاهنان نیاز به وجود فردی که او را برای آزار و شکنجۀ پیروان عیسی برانگیزد، نداشت؛ امّا در این جوان شورشی با غیرت نسبت به جلال و شکوه خداوند، مردم او، قانون، هیکل و سنّت‌های پدران، چیزی را می‌یافت که او را شادمان می‌کرد، از این رو نامه‌هایی را به این جوان داد که از تمامی مجامع، اجتماعات و یهودیان در دمشق می‌خواست که در برابر هر مؤمن به عیسی، پایداری و مقاومت ورزند.۱۴

این سخن خود مسیحیان دربارۀ پولس یهودی یا شائول است که پس از آن (ظاهراً) به دین مسیحیّت درآمد و دین مسیح عیسی بن مریم(ع) را تحریف و تبدیل نمود، حال ببینیم این پولس یا شائول کیست؟

شناخت پولس یا شائول یهودی

پولس یا شائول بنیان‌گذار دیانت تحریف شدۀ مسیحی محسوب می‌گردد. او همان فردی است که قائل به الوهیّت عیسی بن مریم(ع) می‌باشد که حامل توحید خالص از سوی خداوند، پروردگار جهانیان بوده است… او در مورد خود می‌گوید:
من مردی یهودی بودم که در شهر طرسوس متولّد شدم، امّا بر اساس قانون مردسالاری در نزد مردی به نام گمالائیل تربیت شدم و مردان و زنانی را دستگیر و روانۀ زندان نمودم؛ همان‌گونه که رئیس کاهنان و تمامی شیوخی که از آنها پیام‌هایی را برای برادرانم در دمشق دریافت کردم، ‌گواه بر این موضوع هستند. من عازم دمشق شدم تا افرادی را که در آنجا دستگیر شده و در زندان بودند، برای محاکمه و مجازات به اورشلیم ببرم. در هنگام ظهر در زمانی که نزدیک دمشق بودم، اتّفاقی ناگهانی برای من رخ داد و پیرامون مرا نوری آسمانی فرا گرفت و من بر زمین افتادم و صدایی را شنیدم که می‌گفت: شائول، شائول، چرا مرا می‌آزاری؟

من پاسخ دادم: تو کیستی ای بزرگوار؟ او به من گفت: من عیسی ناصری هستم که تو بر او ستم می‌نمایی. کسانی که همراه من بودند، وحشت زده نور را می‌دیدند؛ امّا صدایی را که با من سخن می‌گفت، نمی‌شنیدند، من گفتم: چه کنم ای پروردگار؟ او پاسخ داد: برخیز و به دمشق برو، در آنجا کارهایی را که وظیفۀ تو انجام آن است، به تو گفته خواهد شد.۱۵

آنچه بیان شد، اقتباس متنی طولانی از «سِفر اعمال رسولان انجیل» به عنوان مقدّمه‌ای برای بیان مطالب زیر بود:

۱٫ پولس و معنی آن: کوچک یا شائول یهودی می‌باشد و به معنی خواستار است که در شهر طرسوس از شهرهای ترکیۀ قدیم و تقریباً در  سال چهارم میلادی متولّد شد؛
۲٫ توسط خاخام یهودی با نام گمالائیل مورد تعلیم و تربیت قرار گرفت؛
۳٫ پولس هیچ گونه ملاقاتی با مسیح(ع) نداشته و از شاگردان او نیز نبوده است؛
۴٫ او نیز همچون یهودیان اورشلیم (قدس) دست به آزار و کشتار مسیحیان و حتّی اسیر کردن و تسلیم نمودن آنان برای اعدام رومیان می‌زد؛
۵٫ او مسیحیانی را برای مجازات به اورشلیم می‌برده است که به سبب ایمان به مسیح، دارای ایمانی افزون‌تر از او بوده‌اند؛ زیرا آنها مسیح را تصدیق و به او ایمان داشتند؛ امّا او بنا بر اقرار خود، آنها را مورد اذیّت و آزار و شکنجه قرار می‌داده است؛ با این حال عیسی(ع) در راه بر او تنها ظاهر گشته است و نه برای آن مسیحیان تا از این طریق اسباب راحتی آنها را فراهم آورد و آنان را یاری نماید؛
۶٫ هنگامی که او به نور پدیدار شده از عیسی ناصری نگریسته، برای مدّتی او را کور کرده است؛ امّا آنها را با وجود اینکه بر اساس روایت دروغین و ساختگی به نور می‌نگریسته‌اند، کور نکرده است؛
۷٫ او صدایی را شنیده است که افراد همراه او نشنیده‌اند، با اینکه آنها نور را دیده و شاهد آن بوده‌اند؛ امّا دروغ آشکار و واضح او در تناقض آشکار کلام او پدیدار می‌گردد؛ زیرا خود او در اعمال رسولان فصل نهم می‌گوید:
و امّا مردانی که هم‌سفر من بودند، ساکت ایستاده بودند و به آن صدا گوش می‌کردند؛ امّا کسی را مشاهده نمی‌کردند.۱۶
او در روایت اوّل می‌گوید: نمی‌شنیدند و تنها نور را می‌دیدند؛ امّا در روایت دوم می‌گوید: می‌شنیدند، امّا چیزی را نمی‌دیدند. به این دروغ جعلی و ساختگی توجّه کنید.
۸٫ پولس در خلال روایتی که ذکر می‌کند: به عقیده‌ای اعتراف و اقرار می‌نماید که مسیح(ع) آن را نیاورده است و آن این است که پروردگار ـ بر اساس سخن باطل او ـ همان عیسای ناصری است و ادّعا می‌نماید که عیسی او را به پذیرش دین مسیحیّت و فراخواندن مردم به آن دعوت کرده است.۱۷

از آنچه بیان شد، روشن می‌شود که پولس قبل از پذیرش مسیحیّت، مرتکب آزار و اذیّت شدیدی نسبت به پیروان عیسی(ع) می‌شده است و همۀ اینها را بنا بر گفتۀ خود، از روی ایمان و کسب رضایت خدای عزّوجلّ انجام می‌داده است و البتّه همچون یک یهودی صالح ایمان داشته است که حقیقت کامل همان است که او و همتایان یهودی او از آن پیروی می‌کنند.۱۸ پیروان عیسی(ع) در نزد او از گمراهان کافر بوده‌اند؛ امّا پس از پذیرش مسیحیّت به باورهای کاملاً متناقض با آن، ایمان می‌آورد و آن این است که حقیقت مطلق، همان چیزی است که مسیحیان از آن پیروی می‌نمایند و دروغ و پستی، آن چیزی است که یهود و مشرکان دوگانه‌پرست که ایمان او را نمی‌پذیرند، از آن پیروی می‌کنند… و پولس چیزی جز یک لشکر دنیوی برای پیروزی بر یهود و دوگانه‌پرستان و پیروان آنها و حتّی شکنجه و کشتار جمعی آنها، کم نداشت؛ همان‌گونه که چنین خشمی را علیه کسانی که انجیل او را نمی‌پذیرفتند نیز اعمال می‌کرد…

در نتیجه شائول همچون فردی با حدّاکثر قدرت، متّکی به نفس، جاه طلب، پایدار در اهداف که هیچ چیز او را از پیمودن راهی که در پیش گرفته باز نمی‌دارد، باقی می‌ماند. چنین فردی در میان مؤلّفان کتاب‌های عهد جدید، در هیبت منحصر به فرد است. او از شخصیّتی مهیّج و جذّاب برخوردار است، همان‌گونه که به لحاظ هوش نیز در سطح بسیار بالایی قرار داشته، از انرژی و قدرت ارادۀ عظیمی سود می‌برد و از حماسۀ شکست‌ناپذیری برخوردار است که کسی را یارای متوقّف کردن آن نیست.

دکتر رابرت تسلر می‌گوید:
امّا آنچه شادی ما را نسبت به او از بین می‌برد، آن است که وی به روش بسیار شایع در مسیحیّت به این صفات اعتراف و اقرار نکرده است و این موجب کاهش شأن نظری وی می‌گردد … و امّا آنچه ما را از پولس دور نموده و حتّی موجب برچسب زدن ما به او می‌گردد، کارهایی است که رقبای معاصر او بالفعل از او مشاهده کرده‌اند، همان‌گونه که این واقعیّت از بحث‌های داغ موجود در نامه‌ها و پیام‌های او فهمیده می‌شود؛ به طور مثال:
ادّعای عصمت، به رخ کشیدن خود، کم صبری، تمایل به انتقام، آزار رساندن به مخالفان خود، عشق به سیطره و این عشق از نوعی نبوده است که افکار دینی را در خدمت این صفات قرار دهد؛ بلکه غالباً برعکس و متناقض آن بوده است. این صفات بر افکار دینی پولس غلبه داشته‌اند.

در هر حال این هم‌پوشانی نشان دهندۀ قاعده‌ای است که می‌گوید: پولس آموزه‌های مسیحی را تنها آموزه‌های حقیقی و آموزه‌های مسیحی تنها همان تعالیم پولس بدون هر گونه تفاوتی بوده است که این آموزه‌ها هم به وی وحی شده است.۱۹ از همین روست که فرمان پولس فرمان خدا تلقّی می‌گردد و این امر حتّی تا به امروز ادامه دارد و اگر فرشته‌ای به انجیل دیگری (غیر از انجیل وی) بشارت دهد، ملعون است۲۰ و بر این اساس رستگاری ابدی از آن گروهی است که بر آموزه‌های پولس به صورت حرفی، تکیه نمایند.۲۱

این خلاصه‌ای از شناخت شخصیّت پولس بنیان‌گذار مسیحیّت جدید از طریق معرفی خود او و انجیل وی، موسوم به اعمال رسولان و نیز نوشته‌های برخی از متفکّران غربی می‌باشد. این مطالب کاملاً برای ما آشکار می‌سازد که پولس دیانت مسیحیّت را تبدیل به یک دین جدید کرد که عبارت از آمیزه‌ای از عقاید فلسفی متأثّر از افکار فلاسفۀ یونانی، مانند افلاطون و دیگر فیلسوفان متأثّر از الهیّات فلسفی بود. این عقاید و فلسفه‌ها، بیشترین تأثیر ممکن را بر زندگی آیندۀ پولس از خود بر جای گذارد؛ همان‌گونه که خود وی نیز بر این واقعیّت گواهی داده و دانشمندان و بزرگان دین مسیحیّت هم آن را ذکر کرده‌اند.

نیمی از مسیحیان در روزگار پولس، بنا به گفتۀ ویل دورانت یونانی بودند. او در این باره می‌گوید:
مسیحیّت بر اساس آموزه‌های مسیح و پطرس یهودی بود، سپس در سایۀ آموزه‌های پولس نیمه یونانی شد و پس از آن در مذهب کاتولیک نیمه رومی شد و آنگاه که مذهب پروتستانی وارد آن شد، ماهیّت و قدرت یهودی به آن بازگشت.۲۲

دکتر رابرت تسلر می‌گوید:
بدیهی است که هر کس مدّعی پیروی از بنیانگذار دیانتی خاص یا از شاگردان ویژۀ او باشد به ناچار باید راه معلّم خویش را در پیش گیرد و دائماً آموزه‌ها و کلمات او را برگزیند. از این رو، این امکان وجود ندارد که بتوان تعالیم پولس را که برگرفته از بافته‌های ذهنی خود او بوده ـ و تبدیل به پایۀ اصلی بنای دین مسیحیّت گردیده است ـ به آموزه‌های عیسی نسبت داد… علّت آن است که آنچه پولس به عنوان دینی مسیحی ارائه کرده است، کاملاً در تضادّ با تعالیم عیسی بوده و او مردم را به تعالیم انجیلی فرا می‌خوانده که دارای تفاوت‌های اساسی با انجیل عیسی بوده است، در انجیل نگاشته شده توسط پولس، مطالبی وجود دارد که در تناقض با تفکّر عیسی یا رسالت و تعالیم وی می‌باشد؛ به گونه‌ای که امکان هیچ گونه توجیهی برای آن وجود ندارد؛ زیرا این تناقض‌ها غالباً مربوط به اصول اعتقادی این دین می‌باشد.۲۳

نظر من این است که پولس مخالف تفکّر پیامبر خدا، عیسی(ع) در شریعت نیز بوده است و از آنجا که اساس و پایه‌های هر دینی در اصول عقیدتی آن قرار دارد، از این رو پولس یهودی که توانست عقیدۀ تمامی انبیا(ع) را نفی نماید، توانایی این را نیز پیدا کرد که عقیدۀ توحید و الوهیّت و ربوبیّت و اسماء و صفات خداوند را نیز با عقاید شرک‌آلود و دوگانه‌پرستی که از دیانت‌های ساختگی و زمینی اقتباس کرده بود،‌ نقض نماید و با این وجود از آنجا که انهدام دین مسیحی از طریق نابود کردن اصول اعتقادی آن برای او کافی نبود، از این رو به مخالفت با شریعت عیسی(ع) نیز برخاست، شریعتی که بنا به گفتۀ خود عیسی(ع)، در اصل همان شریعت موسی(ع) بوده است:
و من آنچه از تورات را که در پیش روی من قرار دارد، تصدیق نموده تا حلال نمایم برخی از آن چیزهایی که بر شما حرام گردیده است.۲۴

این به آن معنی است که عیسی(ع) آنچه از شریعت موسی(ع) را که در برابر او قرار داشت، تصدیق می‌نماید.

ماهنامه موعود

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ نقل از کتاب «غلبه بر ترس» تألیف لوک فری، [ناشر: اوویل جاکوب ـ پاریس / ۲۰۰۶ م.] عرضه و تحلیل در روزنامۀ اماراتی البیان، روز بیستم آگوست سال ۲۰۰۹ م. برابر با ۲۸ شعبان ۱۴۳۰ ه‍ . ق،
ش ۱۰۶۵۴٫
۲٫ پروتکل‌های صهیون، پروتکل چهاردهم، ص ۱۵۳، ناشر: دارالکتاب العربی، چاپ پنجم، ۱۹۸۰، ترجمۀ استاد عبّاس محمود العقاد.
۳٫ سورۀ حجر (۱۵)، آیۀ ۹٫
۴٫ سورۀ مائده (۵)، آیۀ ۶۴٫
۵٫ همان، آیۀ ۷۸٫
۶٫ نقل از ابن بطه: ایانـۀ الکبری و مراجعه کنید به «ارواء الغلیل» شیخ البانی. (۵/۳۷۵٫
۷٫ سورۀ حجر (۱۵)، آیۀ ۹٫
۸٫ اعمال اعمال، ۳۶٫
۹٫ انجیل متّی، ۲ / ۲۵٫
۱۰٫ تاریخ یهود، جوزفس، ص ۱۰۴٫
۱۱٫ تاریخ اسرائیلیان، شاهن ماکاریوس، ص ۱۵۷٫ فریسی‌ها یک فرقۀ یهودی و خواستار پایبندی به آموزه‌های توراتی و سنّت‌های حرفی نقل شده از پیشینیان خود بودند.
۱۲٫ جوزفس، کارهای اساسی، پل لال مایر (انتشارات کرجل، ۱۹۹۴ م.)
۱۳٫ سورۀ نساء (۴)، آیات ۱۵۵ ـ ۱۵۸٫
۱۴٫ تفسیر عهد جدید، فصل نهم، هدایت شائول.
۱۵٫ اعمال رسولان، فصل بیستم و دوم، از ۳ : ۱۱٫
۱۶٫ اعمال رسولان، فصل ۹ / ۸، و نیز به اعمال رسولان فصل بیست و ششم از ۱۲: ۱۸ مراجعه نمایید و به زودی اختلافات دیگری را نیز در سخنان این دروغگوی وقیح موسوم به پولس خواهیم یافت.
۱۷٫ به اعمال رسولان فصل ۲۲ و نیز به کتاب «نیرنگ بزرگ» از رابرت تسلر، همان‌طور که بعداً خواهد آمد مراجعه نمایید.
۱۸٫ اعمال رسولان، فصل بیستم و ششم، ۱۶ : ۱۸٫
۱۹٫ غلاطیان، ۱ / ۱۱: ۱۲٫ فصل اوّل پیام پولس به غلاطیان می‌گوید: پولس رسولی نه از جنس مردم و انسان، بلکه از جنس عیسی مسیح(ع) و پدری است که او را از میان مردگان برانگیخت.
۲۰٫ غلاطیان، ۱ / ۹: ۱۰٫ و نیز فصل اوّل می‌گوید: ولی اگر ما به شما بشارت دهیم که اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان به آنچه ما شما را به آن بشارت دادیم، بشارت ندهد ملعون است.
۲۱٫ کتاب «نیرنگ بزرگ»، تألیف دکتر روبرت کلر تسلر (ضمیمۀ کتاب).
۲۲٫ منبع سابق (۱۱/۲۴۸) و مذهب پروتستانی به دست مارتین لوتر که از کلیسای کاتولیک جدا شده بود، در قرن شانزده میلادی در «آلمان» تأسیس شد که به زودی در این کتاب مفصلاً به آن خواهیم پرداخت.
۲۳٫ وی رابرت کلر تسلر متولّد سال ۱۹۱۴ م. در آلمان می‌باشد که نخست به عنوان وکیل و سپس قاضی در وزارت دادگستری آلمان کار می‌کرد، سپس استاد قانون مدنی دانشگاه زبورگ گردید و سپس به عنوان حامی و محقّق در دین و اخلاق و ملّیت به فعّالیت خود ادامه داد و کتاب وی با اعجاب و تحسین فراوان از سوی شخصیّت‌های فرهنگی و تحقیقی در زمینۀ الهیّات در اروپا روبه‌رو شد.
۲۴٫ سورۀ آل عمران (۳)، آیۀ ۵۰٫

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 13:34  توسط کاوه دانمارکی   | 

فروشگاه فروش پسران به زنان مجرد در پاريس

فروش مردان به زنان مجرد



مردانی که می خواهند در این فروشگاه به معرض فروش قرارداده شوند باید در سایت این فروشگاه ثبت نام کنند و به عضویت این فروشگاه در آیند.

در این فروشگاه مشخصات و بهای هزاران عضو این فرودشگاه در اختیار زنان مجرد قرار داده می شود.


فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد

فروش مردان به زنان مجرد


فروش مردان به زنان مجرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393ساعت 14:15  توسط کاوه دانمارکی   | 

موشهای کثیف

تاکنون مهمترین انیمیشن‌های تولید شده در جهان در شرکت های بزرگ انیمیشن سازی هالیوود همچون والت دیزنی، پیکسار، دریم ورکز، ام جی ام و یا شرکت‌های ژاپنی تحت حمایت و هدایت سردمداران هالیوود نظیر نیپون، تاتسونوکو، سونی و…. تولید شده است..

کارتون

هالیوود از زمان تشکیل خود تاکنون به شدت تحت نفوذ تفکرات صهیونیستی بود و این سرمایه داران صهیونیسم جهانی بودند که افکار برنامه سازان آن را هدایت می‌کردند. صهیونیسم حاکم بر هالیوود که هر روز تلاش دارد تا دامنه سیطره خود را بر شرکت‌های دیگر فیلم و انیمیشن سازی با خرید سهام یا نفوذ بر افکار گسترش دهد هرچند اقتصاد و به دست آوردن درآمد را از مهمترین اولویت‌های خود معرفی می‌کند، با مروری بر آثار تولیدی آنها …

به ویژه در بخش انیمیشن، این باور به شدت تقویت می‌شود که در پس این صنعت پول ساز، قطعا ایدئولوژی و تفکر خاصی نهفته که قرار است به کمک سرمایه و تکنیک در جهان گسترش یابد.
آنچه مسلم است این که از سالها پیش تاکنون، لابی صهیونیسم در هالیود، سیطره خود را در عرصه تولیدات کودک به شدت گسترش داده است. علاقه کودکان ما به داشتن تصاویر متعدد از شخصیت‌های کارتونی والت دیزنی تا عروسک‌ها و اسباب بازی‌های شخصیت‌های آنها، آنچنان شدید است که خرید آنها برای خانواده‌ها به یک عرف معمول و اجتماعی تبدیل شده است.
به عبارت دیگر، شرکت‌های انیمیشن سازی، تنها برای همان ساعتی که کودکان ما انیمیشن تولیدی آنها را می بیند، برنامه ریزی نمی کنند، بلکه تلاش می‌کنند تا فکر و ذهن کودک را حتی در رختخواب شبانه و بازی های کودکانه اش متوجه رفتار و موضوع مورد نظر خود نمایند

از این روی، می توان گفت نه تنها کودکان معصوم، بلکه والدین هم نمی توانند تصور کنند در پی این زیباییها و لطافت، ممکن است یک جهان بینی خاص و خارق العاده با اهداف بلند مدت نهفته باشد که می خواهد، چهره فرهنگ های خاص جهان را به چهره ای واحد و مطلوب سرمایه داران صهیونیسم بدل کند.
این نکته انکارناشدنی است که یهودیت صهیونیست به یاری سرمایه های هنگفت (و البته ‌اندیشه و برنامه ریزی دراز مدت) توانسته است در عرصه فرهنگ، گوی سبقت را از دیگر رقبای جهانی برباید و از این ابزار قدرتمند در راستای رسیدن به اهداف جهانی خود استفاده نماید؛ اما این نباید باعث شود که متولیان فرهنگ جامعه و رسانه‌ها خود را بازنده بدانند و لااقل با تفسیر وتبیین این امور برای والدین وخانواده‌ها باعث ارتقای سطح آگاهی عمومی جامعه شوند.
در این نوشتار تلاش خواهیم کرد برای نمونه و تنها در حد چند سطر، اشاره ای داشته باشیم به محتوای پنهان برخی از آثار مهم انیمیشن جهان که همه ما و دست کم کودکان و همه ما با آنها آشنا هستند و ساعت ها از زندگی معصومانه خود را با آنها گذرانده اند.
بی گمان نقد و تحلیل هر یک از این آثار که از قضا به لحاظ تکنیکی بسیار قابل تأمل و گفت وگو هستند، فرصت بسیاری را می طلبد و می توان درباره هر یک از آنها ساعت ها به بحث نشست، لیکن هدف این نوشتار اشاره ای به اصل موضوع و تلنگری برای مخاطب (والدین آن آثار و چشم پوشی از نقاط قوت تکنیکی موجود در آنها تنها به تحلیل محتوای کوتاهی از این آثار با هدف نمایان کردن ایدئولوژی نهفته در آن بسنده کنیم و بر این باوریم وقتی این آثار را در کنار یکدیگر قرار می دهیم، هر یک همچون اجزای یک پازل بزرگخواهند بود که در جوار هم فرهنگ صهیونیسم جهانی را تقویت کرده و ذهن کودک امروز را 
برای پذیرش تفکرات سلطه طلب صهیونیسم جهانی در آینده
 آماده می سازد

میکی موس

میکی موس
نخستین شخصیت معروف شرکت والت دیسنی، یک موش کوچک و دوست داشتنی بود به نام

“میکی موس”
مجموعه میکی موس سال هاست که تولید می شود و هم اکنون نیز شخصیت محبوب نسل دیروز و امروز به شمار می رود.
جالب است بدانیم از دیرباز یهودیان را با نام «موش کثیف» می شناختند. والت دیسنی به کمک میکی موس توانست در چند دهه کاری کند که این واژه جای خود را به «موش دوست داشتنی» بدهد و دیگر کسی نمی توانست براییهودیان تصور «موش کثیف» را داشته باشد.
میکی موس معصوم که همواره مورد تهاجم رقبای خود قرار می گرفت و تنها به کمک زیرکی بر دشمنان پیروز می شد، نمادی شد از معصومیت قوم یهود! که باید تلاش کند با تنها سرمایه خود، یعنی زیرکی، خود را از دست دشمنان جهانی رهایی دهد.

نظریه : قابل قبول !!

تام و جری(موش و گربه)

تام وجری
“جری” در مجموعه تام و جری در واقع ادامه شخصیت میکی موس است. جری موش زبل و بد جنسی است که با شیطنت و ناجوانمردی همواره بر گربه ابله و احمق پیروز می شود. این پرسش که چرا برخلاف دنیای واقعیت، همواره این موش است که برگربه پیروز می شود، چیزی است که ناخودآگاه ذهن کودک و بزرگسال را به خود معطوف می دارد و از سوی دیگر، به تدریج این حس را در ذهن کودک نهادینه می کند که می توان با دغل و حقه بازی همیشه پیروز شد
تام و جری علاوه بر اثرات خاصی که بر مخاطبان جهانی داشت، توانست حس اعتماد به نفس را در مخاطبان یهودی خود – که سالها از موش کثیف بودن در رنج بودند – نهادینه نماید. موش کثیف صفتی بود با بار معنایی ترسو بودن و منزوی که هیچ کدام از آنها در موش کوچک والت دیزنی دیده نمی شد.

نظریه : قابل قبول !!

لوک خوش شانس

لوک خوش شانس

مجموعه لوک خوش شانس، داستان گانگستر سپیدپوستی است که هیچ خانه و کاشانه‌ای ندارد؛ اما همیشه فرشته نجات سرخ پوستان بومی است و وجودش باعث می‌شود که افراد و قبیله‌های گوناگون، هیچ گاه وارد جنگ و دعوا نشوند. او به همراه اسب بذله گو و سگ شوخ طبعش همیشه به دنبال تبهکاران است و در پایان هر بخش، تنها به سوی غروب خورشید می‌رود؛ اما چرا غروب خورشید؟!! شاید اگر بدانیم غروب خورشید در کتاب مقدس، نماد سرزمینموعود یهودیان است، به خوبی پاسخ این پرسش را دریابیم. لوک خوش شانس سعی می‌کند تا به خوبی معرف یهودی خوش برخورد و مهربانی باشد که بدنبال سرزمین موعود و مادری خود است و در این راه به رسالت خود یعنی ایجاد امنیت برای دنیا عمل می‌کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 20:56  توسط کاوه دانمارکی   | 

مقاله تکان دهنده یک جوان یهودی درباره مسلمانان

به گزارش شیعه آنلاین، «من یهودی هستم و افتخار می کنم!» عنوان مقاله ای است که اخیرا یک جوان آمریکایی آن را منتشر کرده است.

او در این مقاله نوشت: من یهودی هستم و افتخار می کنم! امروز تصمیم با ماست. ای اعراب و ای مسلمانان، شکوه و عظمت شما از بین رفته. آیا ندیدید که ما با زیرکی با شما چه کار کردیم؟! در خیابان های شما راه رفتیم و وضع شما ما را به شگفتی وا نمی دارد آیا می دانید چه کار کردیم؟!

با همه سادگی حجاب دختران شما را برداشتیم و به وسیله آن [حجاب های کنار زده شده]، قرآن شما را پوشاندیم. شما تحت فرمان ما قرار گرفتید! شما را آن طور که می خواهیم و در زمانی که خواستیم به حرکت وا می داریم. شما یک دین کامل بودید ولی ما باعث شدیم که دین شما فرقه فرقه شود، لباس هایمان را به شما صادر کردیم. به بازارهایتان نگاه کنید، همه این لباس ها عامل هتک حرمت شماست و جالب است که همه شما به آن گرایش دارید. شلوارهای جوانانتان پایین کمرهایشان است و نمی دانید که این از صفات قوم لوط است.

آن وقت شما ای نادان ها فریاد می زنید: یهود سرزمین ما را دزدید و به آبروی ما توهین کرد. شما کجایید؟! در خیابان ها دخترانتان را با چه تمسخری اذیت می کنید! شما در حال سقوط و نابودی هستید در حالی که پیشرفت درسی شما برای ما شگفت آور نیست. پس شما را به خط مشی های کسالت آور مجهز کردیم و تلویزیون های شما را با برنامه های فریبنده و گمراه کننده پر کردیم. دیگر به چیزهایی که اهمیت دارد فکر نکردید و نیازی نیست که بگویید چه چیزی فکر شما را مشغول کرده است؟! پس ساکت بمانید!

ما فرهنگ دوست یابی بین دختران و پسرانتان را رایج کردیم در حالی که شما پاک ترین مردم بودید و حالا پست و بیچاره هستید! پی بردیم که زبان شما (عربی) فصیح ترین زبان است و با آن قرآن را می خوانید پس به شما گفتیم که زبانتان عقب مانده و مربوط به گذشته است. فورا از آن رویگردان شدید و به زبان های ساختگی و دروغین افتخار کردید.

دولت های شما محیط علمی را برای شما فراهم نکردند و این مسأله دانشمندانتان را وادار به فرار به کشورهای غربی کرد یا این که در کشورهایتان ماندند و در پایین ترین مرتبه زندگی کردند.

بگویید: پدرم و پدر بزرگم این چنین آن چنان بودنند در حالی که خود شما چیزی نیستید، ما شما را این گونه دوست داریم و می خواهیم این گونه باشید!

وحدت کلمه شما ما را متعجب نمی کند پس مسجدی از شیعیان را منفجر می کنیم و می گوییم اهل سنت منفجر کرد یا مسجدی از اهل سنت را ویران می کنیم و می گوییم کار شیعیان بود.

پس شما را به این شکل رها کردیم تا این که آتش جنگ بین شما شعله ور شد! به شما برگه هایی را برای خواندن دادیم و فیلم هایی که آنها را در اخبارتان پخش می کنید برای اینکه بین شما فتنه بیندازیم. به شما یک سرگرمی به اسم «بهار عربی» دادیم که با آن بازی می کنید تا آتش جنگ را بین شما برافروزیم آتشی که تا همه شما را نسوزاند، خاموش نخواهد شد.

من یک یهودی آمریکایی هستم و افتخار می کنم!

گفتنی است، می توان گفت با وجود بی شرمی و گستاخی این جوان یهودی آمریکایی، اما متاسفانه باید گفت که او راست می گوید. خدایا حال همه مسلمانان را اصلاح بگردان
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 12:13  توسط کاوه دانمارکی   | 

آشنايي با سازمان هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي

   شناخت سازمان‏هاي جاسوسي و مطالعه در تاريخچه، اهداف و عمل‏كرد آن‏ها و هم‏چنين‏‏‏ آشنايي با اسرار، شگردها و روش‏هاي جاسوسي ‏آن‏ها ‏براي هر كشور و نظام سياسي اهميت ويژه‏اي دارد، زيرا اصولاً استقلال و ثبات سياسي هر كشور به مقياس وسيعي به ميزان و كميت فعاليت اين سازمان‏ها بستگي دارد. سازمان‏هايي كه به صورت دولت‏هاي نامرئي در تمام تحولات و حوادث و آشوب‏هاي سياسي بزرگ و كوچك جهان دخالت دارند.
يك سازمان جاسوسي، به همان اندازه كه مي‏تواند در تحكيم موقعيت يك كشور و حفظ ثبات سياسي و اجتماعي و اقتصادي آن ايفاي نقش كند و عامل بقا و دوام آن در تمام زمينه‏ها ‏گردد، به همان اندازه مي‏تواند وسيله مناسبي براي نابود ساختن يك حكومت گردد.
هرگز اتفاق نيفتاده است كه ملتي قبل از ايجاد دولت خود، سرويس‏هاي اطلاعاتي‏اش را راه‏اندازي كند، اما اسرائيل اين كار را كرد و هيچ دولتي مثل دولت اسرائيل وارد كار اطلاعاتي نگرديده است. ملت اسرائيل، تاريخ خود را در كنار كار جاسوسي بنا و تأسيس كرده است. سرويس‏هاي اطلاعاتي شان چه در گذشته و چه در حال حاضر وسيله‏اي بوده است براي رسيدن به اهداف نامشروعشان. خود صهيونيسم براساس كار جاسوسي، هويت يافته و رشد و نمو پيدا كرده است. هنگامي كه مقرر شد دولت يهود تأسيس شود يهوديان با استفاده از شگردهاي جاسوسي به ايجاد دولت خود اقدام كردند.
با توجه به اين‏كه‏ در خصوص بررسي سرويس‏هاي اطلاعاتي اسرائيل، تا كنون تمركز اصلي بر سرويس موساد بوده است و عموماً به ديگر سرويس‏هاي فعال اين رژيم كه گاهاً نقشي بسيار حائز اهميت را براي صهيونيسم بين الملل ايفا مي‏نمايند، كم‏تر‏ پرداخته شده است؛ لذا در اين اندك مجال به صورت گذرا شمه‏اي كلي درباره اين سرويس‏ها ‏بيان مي‏نماييم تا شايد فتح بابي باشد براي مطالعه و مداقه بيش‏تر‏ بر هريك از ‏آن‏ها ‏به صورت مفصل و جامع. فصل اول مقاله حاضر به اين موضوع اختصاص داده شده است. در فصل دوم به منظور كاربردي نمودن موضوع، به روش‏هاي عملياتي سازمان‏هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي مي‏پردازيم. به اميد نابودي رژيم صهيونيستي...

فصل اول: معرفي سرويس‏هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي

1موساد :

        سازمان جاسوسي اسرائيل توسط رژيمي به‏وجود آمده است كه با هيچ‏يك از خصوصيات اقتصادي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و نظامي محيط اطراف خود قابل تطبيق نيست و اسرائيل در منطقه خود صددرصد بيگانه است اما اين بيگانگي و غربت كه قاعدتاً براي هر نظام سياسي، يك عامل منفي و بازدارنده تلقي مي‏شود، هيچ‏گاه مانع روند رو به رشد و حركت فراگير موساد نشده است.
موساد يا سازمان زيرزميني يهود، نام اختصاري يك عبارت 5 كلمه‏اي عبري است. موساد در حقيقت شكل تكامل يافته پليس مخفي اسرائيل و نتيجه ادغام و تركيب سازمان‏هاي مخفي و پراكنده‏اي ‏است كه از ده‏ها سال پيش و اوائل جنگ جهاني دوم به نفع يهوديان و برعليه مخالفان اين نژاد فعاليت مي‏كرده‏اند.‏
به‏وسيله‏ هاگانا يك سازمان سريِ ويژه تشكيل شد كه دفتر اطلاعات موسوم به « شي» نام گرفت.  در سال 1937 نيز هاگانا سازمان         « موساد لياليفي بيت» به معني «دفتر مهاجرت» را تشكيل داد. اين نخستين اسم اين سازمان بود.
سازمان اطلاعات اسرائيل در سال 1951 وقتي كه براي اولين بار به صورت رسمي اعلام موجوديت كرد، اين اسم را به يدك كشيد و شبكه‏هاي جاسوسي آن نيز از آن زمان موساد ناميده مي‏شوند.
با توجه به تعدد سازمان‏هاي جاسوسي رژيم صهيونيستي، رهبري اين رژيم تصميم گرفت كه سازمان ويژه‏اي ‏براي هماهنگي ميان فعاليت‏هاي اين سازمان‏ها ‏تأسيس كند. اين سازمان « دژ مستحكم براي خدمت به اسرائيل» نام گرفت و مسئوليت تأسيس آن به  روفين شيلواح واگذار شد. نامبرده كسي بود كه پس از تشكيل موساد، رسماً رياست آن را عهده دار شد.
با توجه به گزارشي كه در سال 1996 منتشر شد، شمار كاركنان موساد به 1200 تا 1500 نفر از جمله 500 افسر مي‏رسيد و هركدام از آن‏ها در سن 52 سالگي بازنشسته مي‏شدند. موساد شبكه گسترده‏اي ‏از مزدوران در سراسر دنيا در اختيار دارد و هم اكنون بيش از 35 هزار عضو(20 هزار كارمند و بقيه موقتي) دارد.
از جمله عمليات هاي موساد مي توان به اين موارد اشاره كرد:

        ربايش مسئول نازي سابق به نام «آدولف إيخمان» از آرژانتين. اين عمليات سال 1960 رخ داد. او را به اسرائيل منتقل كردند و پس از محاكمه اعدام گرديد. موساد توانست رهبر سازمان سپتامبر سياه را ترور نمايد. كما اين‏كه‏ اين سرويس، رهبر جنبش اسلامي به نام فتحي شقاقي را نيز در اكتبر 1995 در مالتا ترور كرد. اين عمليات‏ها ‏از جمله عمليات‏هايي ‏است كه به عنوان موفقيت در پرونده موساد ثبت و ضبط گرديده است.
موساد داراي چند شاخه اصلي است كه هركدام از آن‏ها مأموريت خاصي دارد. مي‏توان گفت كه مأموريت اين شاخه‏ها ‏به ترتيب ذيل است:
- جمع آوري اطلاعات
- دسته بندي داده‏ها
- بررسي و ارزيابي اين اطلاعات
- نظارت و جاسوسي
- عضوگيري و اجراي عمليات در خارج از فلسطين از جمله قتل و تصفيه مخالفان
- بخش ويژه فيلم برداري، جعل، رمزيابي و دستگاه‏هاي ارتباطي
- بخش ويژه آموزش و برنامه ريزي و افزايش كارايي كاركنان موساد
- بخش ضداطلاعات و نفوذ نيروهاي غيرخودي

- بخش عمليات:

           بخش عمليات، مهم‏ترين ‏ شاخه موساد محسوب مي‏شود و ماموريت آن سازمان‏دهي فعاليت جاسوسان و مزدوران اين سازمان در گوشه و كنار جهان است.
هم‏چنين‏‏‏ يكي نيروي خارجي ديگر موسوم به « عل» به معني عالي رتبه وجود دارد كه كار آن جمع‏آوري اطلاعاتي از داخل آمريكا درباره كشورهاي عربي است و سفرها و ديدارهاي هيأت‏هاي سياسي را كنترل مي‏كند.
مهم‏ترين ‏و خطرناك‏ترين اين يگان‏ها؛ ‏يگان « دوفدوفان» است. اين يگان آموزش‏هاي نظامي و رواني مخصوصي مي‏بينند و اعضاي آن به قاتلاني حرفه‏اي ‏كه كشتار و قتل نزد آنان بسيار آسان و مثل آب خوردن است، تبديل مي‏شوند.
موساد داراي يك كميته ديگر موسوم به « وادات» است كه كار آن هماهنگي سري با خارج و داخل اسرائيل مي‏باشد و به‏صورت هفتگي نشستي برگزار مي‏كند. رئيس وادات همان رئيس موساد است كه همكارانش او را مامون صدا مي‏كنند. اما اعضاي كميته وادات عبارتند از:
- مدير سازمان اطلاعات نظامي موسوم به « امان»
- مدير سازمان اطلاعات داخلي « شين بت»
- مدير سازمان امنيت عمومي « شاباك»
- مدير مركز مطالعات و برنامه ريزي وزارت امور خارجه(اين مركز در زمينه جاسوسي سياسي يا ديپلماتيك تخصص دارد).
- مدير بخش عمليات ويژه پليس موسوم به « ماتام»
- مشاوران خصوصي نخست وزير در امور سياسي، نظامي، امنيتي و مبارزه با تروريسم
2- شين بت(شاباك) :

         هنگام تأسيس دولت عبري تعداد مأموران اطلاعاتي و امنيتي آن 184 نفر بود. اين افراد در آن زمان به دستور مقامات نظامي، يك يگان نظامي موسوم به « شين بت» وابسته به رژيم صهيونيستي تشكيل دادند. شين بت خلاصه كلمه « خدمت به امنيت» است.  «يسر هرئيل» از زمان شكل گيري اين سازمان تا سال 1952 رئيس آن بود. نامبرده بعدها به رياست موساد هم رسيد.
شين بت در دهه اول شكل گيري رژيم صهيونيستي مراقب تحركات دشمنان حزب كار كه تا سال1977 بر اسرائيل حكموت مي‏كرد، بود. حزب كار در اين سال‏هاي طولاني توانست شين بت را به يك سازمان اسطوره‏اي ‏براي حمايت از رژيم صهيونيستي در مقابل توطئه‏هاي داخلي و جاسوسان شوروي و فدائيان عرب كه با پشت سر گذاشتن سيم‏هاي خاردار وارد سرزمين‏هاي اشغالي مي‏شدند، تبديل كند.
فعاليت‏هاي شين بت كاملاً سري بود و حتي مردم اسم رئيس آن را هم نمي‏‏‏‏دانستند و سال‏ها ‏تحت نظارت و مسئوليت‏‏‏ دفتر نخست وزير فعاليت مي‏كرد.
كلمه شين بت اندك اندك خود را به شاباك تغيير داد. شاباك به معني امنيت عمومي يا شين بت عمومي است. بعد از رسوايي مأموران شاباك در پرونده « اتوبوس 300» در سال 1986 ، «آبراهام شالوم» رئيس آن استعفا داد.

3- يگان عرب نماها :

        اولين عرب نماي عضو ارتش صهيونيستي « يسرائيل عبدو بن ‏يهودا» نام داشت كه در ژوئن 1999 فوت كرد. وي پدر عرب نماها خوانده مي‏شد. فعاليت‏هاي وي در فلسطين در جريان جنگ 1948 آغاز شد و يگان عرب نماها را فرماندهي نمود.
اين يگان هم‏چنان به قوت خود به فعاليت‏هايش ادامه مي‏دهد. قبل از اين «يوسي ميلمان» روزنامه نگار صهيونيست با انتشار گزارشي از فعاليت اين يگان در ميان عرب‏هاي اسرائيل پرده برداشت. وي در گزارش خود آورده بود كه اعضاي اين يگان در روستاهاي فلسطيني با معرفي خود به عنوان عرب زندگي و حتي با دختران فلسطيني نيز ازدواج مي‏كنند.
اسحاق رابين وزير جنگ رژيم صهيونيستي در انتفاضه اول يگان ويژه موسوم به عرب نماها را تشكيل داد. اين يگان شامل چهار بخش است:
- «دوفدوفان» براي فعاليت در كرانه باختري
- «شمشون» براي فعاليت در نوار غزه
      مهم‏ترين و خطرناك‏ترين اين يگان‏ها ‏يگان « دوفدوفان » است. اين يگان آموزش‏هاي نظامي و رواني مخصوصي مي‏بينند و اعضاي آن به قاتلاني حرفه‏اي ‏كه كشتار و قتل نزد آنان بسيار آسان و مثل آب خوردن است تبديل مي‏شوند.
اين اشخاص لباس عربي به تن مي‏كنند و در اصل دو نوع زندگي دارند: يكي زندگي طبيعي خود در ميان يهوديان و ديگري زندگي در ميان فلسطينيان و عرب‏ها. بدين وسيله بايد لباس عربي بپوشند و لهجه‏ها ‏سرودها و آداب و رسوم عرب‏ها ‏را به دقت بياموزند تا به راحتي بتوانند در درون جامعه فلسطيني نفوذ كنند و فلسطينيان آن‏ها ‏را شناسايي نكرده و حملاتشان را خنثي نكنند.
با توجه به گزارش‏هاي مختلف اسرائيل و با استناد به قرائن و شواهد موجود مهم‏ترين ماموريت و هدف اين يگان‏ها ‏فعاليت گسترده در قلب مناطق مسكوني فلسطين و تحقق اهدافي است كه عادتا يگان‏هاي نظامي قادر به دست‏يابي به آن‏ها ‏نيستند. كار اين يگان‏ها ‏شناسايي و بازداشت افراد تحت تعقيب، رهبران و فعالان انتفاضه و ترور آن‏هاست. جمع آوري اطلاعات، فتنه انگيزي بر هم زدن اوضاع از ديگر وظايف اين سازمان است.
- «گدعونيم» وابسته به يگان مرزبانان براي فعاليت گسترده در كرانه باختري
- بخش وابسته به پليس صهيونيستي و دايره فعاليت آن منطقه قدس است.

4- امان :
        يكي از نهادهاي سازمان اطلاعات اسرائيل است و از لحاظ اداري وابسته به فرماندهي ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و تحت نظارت فرمانده اين ستاد است. اما در كل مجري تصميمات شوراي عالي امنيت ملي رژيم صهيونيستي است. به عبارت ديگر، مي‏توان گفت كه اين سازمان شبيه دايره اطلاعات نظامي و مشابه آن در ارتش‏هاي دنياست.
كلمه امان مشتق از عبارت عبري « اغاف موديعين» و معني آن «دفتر اطلاعات و امنيت» است و مخصوص امنيت نيروهاي مسلح و جمع آوري اطلاعات مهم نظامي و تاكتيكي و عملياتي درباره نيروهاي مسلح عربي و توان سياسي و اقتصادي- كه شايد بتوان براي كمك به نيروهاي نظامي و پيشبُرد اهداف در عمليات‏ها ‏از آن استفاده كرده است.
امان با تجزيه و تحليل اين معلومات و اطلاعات، نتيجه را به اطلاع مقامات عالي رتبه مي‏رساند. اين سازمان در تدوين طرح‏هاي جنگي و هماهنگي با ديگر سازمان‏ها ‏نقشي فعال دارد و از افسران اطلاعاتي مستقر در مرزها و مناطق عملياتي و افسران شناسايي- كه از وسايل و ادوات ماهواره‏اي ‏صنعتي، بي‏سيم و سيستم‏هاي الكترونيكي براي شناسايي و نظارت هوايي، دريايي، زميني استفاده مي‏كنند- اطلاعات جمع آوري مي‏كند.
اين مربوط به مرزها بود، اما اطلاعات خارجي از طريق وابسته‏هاي نظامي امان و كاركنان آن در سفارتخانه‏هاي اسرائيل در ديگر كشورها به داخل ارسال مي‏شود. هم‏چنين‏‏‏ شبكه‏هاي جاسوسي فعال در خارج از جمله سازمان اطلاعات وابسته به كشورهاي هم پيمان اسرائيل اطلاعات نظامي را جمع آوري و نتيجه فعاليت‏هاي تجسسي خود را به امان در داخل فلسطين اشغالي ارسال مي‏كنند.
امان داراي بخش‏هاي زيادي است:
- اطلاعات تاكتيكي
- اطلاعات زميني
- اطلاعات هوايي
- اطلاعات دريايي
- بخش مخصوص انجام مطالعات راهبردي در مورد ارزيابي توان سياسي و نظامي كشورهاي عربي و مواضع سياسي ‏آن‏ها
- بخش اطلاع رساني كه ارتباط تنگاتنگي با نمايندگان رسانه‏هاي خارجي (به‏ويژه خبرنگاراني كه تحولات مربوط به جنگ را پوشش مي‏دهند) در داخل اسرائيل دارد. اين بخش بر هر مطلبي كه به نقل از ارتش يا درباره ارتش صهيونيستي منتشر مي‏شود، نظارت كامل دارد.

      مهم‏ترين حادثه‏اي ‏كه در اين سازمان روي داد، پاك‏سازي نيروهاي آن و انجام اقدامات لازم براي پيشرفت سازمان به دنبال عدم پيش بيني جنگ اكتبر 1973 بود. گفتني است كه امان در گزارش‏هاي خود به هيچ وجه جنگ اكتبر 1973 را پيش بيني نكرده بود.
5- كِلمن :
         سازمان كِلمن نيز به جمع آوري اطلاعات فني و علمي مي‏پردازد كه در اواسط دهه 1960 توسط «شيمون پرز» -زماني كه وزير دفاع بود- ايجاد شد. اين سازمان، افرادي را براي جمع آوري اطلاعات درباره تحولات علمي و فني به خارج اعزام مي‏كرد و فعاليت ‏آن‏ها ‏به ويژه روي سيستم‏هاي تسليحات متمركز بود. همين سازمان، اقدام به تعيين وابسته‏هاي علمي در سفارتخانه‏هاي رژيم صهيونيستي نمود.
6- گردان لافيه :
     گردان لافيه از خطرناك‏ترين و وحشي‏ترين سازمان‏هاي جاسوسي و تروريستي اسرائيل است كه به عمليات تصفيه و ترور و بازداشت فلسطينيان دست مي‏زند. اين سازمان در مناطق مسكوني فعاليت مي‏كند و براي ترور مسئولان و رهبران مقاومت آموزش‏هاي ويژه‏اي ‏مي‏بيند.
گردان لافيه به دستور شائول موفاز رئيس سابق ستاد مشترك ارتش صهيونيستي و وزير جنگ كنوني اسرائيل و با هدف جايگزين كردن يگانهاي نظامي به جاي نيروهاي ذخيره تشكيل شد. اين اقدام در حالي صورت گرفت كه ارتش صهيونيستي مجبور به استفاده از نيروهاي احتياط به مدت 25 روز در سال شد.
منابع صهيونيستي اعلام كرده‏اند كه منطقه جنوب كوه الخليل تنها در يك سال به فعاليت 18 گردان ذخيره در آن نياز پيدا كرد ولي اين تعداد به دنبال تمديد دوران خدمت نظامي نيروهاي احتياط به دوازده يگان ذخيره كاهش يافت.
همين منابع تاكيد مي‏كنند كه ميانگين هزينه خدمت روزانه هر نظامي احتياطي 400 شيكل است و علي‏رغم كارايي و تجربه كافي نيروهاي ذخيره اما شناخت آن‏ها ‏از منطقه به اندازه نيروهاي نظامي مستقر در منطقه نيست.
اين منابع افزودند كه شيوه تشكيل اين گردان مشابه گردان‏هاي عملياتي ارتش صهيونيستي « نخشون، شمشون، دوخيفت و خروب» و گردان « نيتساح يهودا» (نظاميان وابسته به جريان مذهبي متعصب كه در اردن مستقر هستند) است كه حوزه فعاليت هميشگي ‏آن‏ها ‏اطراف شهرهاي فلسطيني مي‏باشد.
گروهبان «يهودا» فرمانده گردان لافيه مي‏گويد: از چگونگي تشكيل گردان‏هاي قبلي تجارب زيادي كسب كرديم و گردان لافيه را به عنوان گرداني پياده نظام و مخصوص اجراي عمليات‏هاي نظامي و امنيتي تشكيل داديم. اين گردان شبانگاه در ساعات خاصي كه با شرايط منطقه و ساكنان آن مناسب باشد، وارد مناطق مسكوني مي‏شود و به شكار طعمه‏هاي خود مي‏پردازد.
     فرماندهي اين گردان‏ها ‏از ميان گردان‏هاي پياده نظام ارتش اسرائيل انتخاب مي‏شود. به عنوان مثال «يهودا» فرمانده گردان، معاون فرمانده گردان 890 نيروهاي چترباز و معاونش سليم دروزي فرمانده سري گردان نخشون بود اما افسر گردان و افسران گروهان‏ها ‏از فارغ التحصيلان يگان‏هاي چترباز « ناحال» و «‏جولاني» هستند.
     ستوان يكم « آسي » فرمانده گردان « الف» مي‏گويد كه برخي نظاميان خواستار عضويت در اين گردان شده و برخي ديگر هم به اين گردان‏ها ‏انتقال يافته‏اند.‏ بايد ديگران را نيز قانع كرد كه اهميت اين گردان كم‏تر ‏ از تيپ‏هاي نظامي نيست. وي مي‏افزايد: به اطلاع ‏آن‏ها ‏رساندم كه خودم شخصاً از گردان « گرانيت » آمدم و به عضويت اين گردان جديد درآمدم چراكه مي‏دانستم فعاليت آن با فعاليت تيپ پياده نظام يكي است و تفاوتي ندارد.
7- يگان كماندويي اينترنتي اسرائيل:
     به نقل از روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارنوت» در پي افزايش نفوذ و هك پايگاه‏هاي اينترنتي واقعا حساس و مهم دولتي و غيردولتي در رژيم صهيونيستي، ارتش اين رژيم به تازگي يگان و واحد جديدي را براي مقابله با حملات اينترنتي تشكيل داده است تا با استفاده از فن‏آوري‏هاي جديد از خطرات اينترنتي كه مراكز حساس اسرائيل را تهديد مي‏كند جلوگيري كنند و اجازه ندهند هكرها پايگاه‏ها و سايت‏هاي اينترنتي اسرائيلي‏ها ‏را هك و به ‏آن‏ها ‏نفوذ كنند.
     ماموريت اين واحد جديد جلوگيري از امكان هك شدن سيستم‏هاي رايانه‏اي ‏اسرائيل و پايگاه‏ها ‏و سايت‏هاي اينترنتي و هم‏چنين‏‏‏ رسانه‏هاي الكترونيكي آن است و از طرف ديگر حمله و هك كردن پايگاه‏هايي ‏است كه منابع اسرائيلي از ‏آن‏ها ‏به عنوان خصم و دشمن ياد كردند و اين همان چيزي است كه باعث شد روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارنوت» از آن به عنوان «كماندوي اينترنتي» ياد كند.
روش‏هاي عملياتي سازمان‏هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي
1-     استراتژي‏ها :
     راهبرد سازمان‏هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي، حفظ و بقاي اين رژيم در منطقه است و روش‏هاي عملياتي سازمان‏هاي اطلاعاتي داراي يك نوع تفكر خاصي است كه به انديشه‏هاي سياسي و نظام سياسي آن برمي‏گردد. رژيم صهيونيستي از يك تفكر خاص پيروي مي‏نمايد كه حالت افراط گرايي و تهاجمي به ديگر نژادها و ملل دارد. تعدي و تجاوز به خاك ديگر كشورها به ويژه كشورهاي همسايه فلسطين اشغالي و جلوگيري از نفوذ به داخل خاك اين رژيم و سركوب و ايجاد رعب و وحشت در داخل عليه اعراب و غير يهوديان از سياست‏هاي اين رژيم تاكنون بوده است. روش‏هاي عملياتي نيز متأثر از سياست داخلي و خارجي اين رژيم مي‏باشد و مشخصات ذيل را دارد:
1- افراط گرايي
2- مجرم دانستن ديگران و نژادپرستي
 3- تجاوز كاري و تعدي به ديگران
4- تئوري نامحدود بودن قلمرو يهود
     اگر نگاهي به گذشته اين رژيم بي‏افكنيم در مي‏يابيم كه كليه عمليات‏هاي اطلاعاتي، امنيتي و نظامي ناشي از تفكرات فوق الذكر بوده است به طوري كه اين رژيم در منطقه خاورميانه تا كنون دست به كشتار مردم بي‏گناه فلسطين، عمليات خرابكارانه عليه همسايگان خود و اقدام به ترس، ترور و وحشت در منطقه كرده و اين اقدامات با هدايت سرويس هاي اطلاعاتي داخلي و خارجي، شين بت و موساد صورت گرفته است.
2- شيوه‏هاي اجرايي- عملياتي:
شيوه‏هاي اجرايي سازمان‏هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي عبارتند از:
1- جمع آوري اطلاعات سياسي، نظامي، فرهنگي، اقتصادي، علمي و... از كشورهاي بين المللي و منطقه‏اي ‏عربي و غيرعربي در جهت منافع صهيونيست‏ها؛
2- استخدام جاسوسان خود در ديگر كشورها از طريق عناصر يهودي(اين جاسوسان براي نفوذ در دولت‏هاي عربي يا كسب اطلاعات اقتصادي و صنعتي در كشورهاي پيش‏رفته استخدام مي‏شوند)؛
3 - حذف عناصر مخالف در ديگر كشورها و اعراب فلسطين اشغالي(در اين ارتباط، سازمان‏هاي موساد و شين بت از بدو تأسيس رژيم صهيونيستي دست به عمليات‏هاي متعدد ترور عليه اعراب منطقه و فلسطين اشغالي زده‏اند.‏ شهيد رنتيسي، شيخ احمد ياسين، عماد مغنيه، مرگ مشكوك ياسر عرفات و... نمونه‏هاي مختلفي است كه ردپاي موساد و شين بت به وضوح در آن ديده مي‏شود)؛
 4 - عمليات‏هاي نظامي و خرابكارانه عليه ديگر كشورها مثل جنگ‏هاي متعدد اعراب و رژيم صهيونيستي، جنگ عليه حزب ا... لبنان، حماس در فلسطين و عليه كشورهاي اردن، سوريه، عراق، ايران و...؛
5 - پرداخت هزينه‏هاي زياد براي تطميع خبرچين‏هايي ‏كه به طور موقت از ‏آن‏ها ‏استفاده مي‏شود. (شكار اين افراد، عموماً از اشخاص ناراضي دولت‏هاي متبوعشان است كه غالباً نيز با آنان با حذف فيزيكي مواجه مي‏شوند)؛
6 - استفاده از عناصر نفوذي جهت جمع آوري اطلاعات در جمعيت‏هاي مخالف رژيم صهيونيستي؛
7- دادن توصيه و طرح‏هاي عملياتي و راهبردي به وزارت خارجه يا وزارت كشور براي سركوبي مخالفان و پيشبُرد اهداف و منافع ملي رژيم صهيونيستي؛
 8- استفاده از جنگ رواني
9- جذب نيرو براي تشكيلات اطلاعاتي كه از ايدئولوژي صهيونيسم تبعيت دارند به طوري كه اشرافيت اطلاعاتي موساد، بين المللي شود؛
10- نفوذ در كشورهاي اسلامي از طريق اعزام مزدور جهت گسترش تفكر صهيونيستي و رواج اسلام با رويه تساهل و تسامح كه عمدتاً از طريق رسانه‏ها ‏و اشخاص و نهادهاي اقتصادي و سرمايه گذار صورت مي‏پذيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 14:25  توسط کاوه دانمارکی   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 13:1  توسط کاوه دانمارکی   | 

واژه مجعولي به نام "كشور يهود"

"با وجود اينكه فلسطيني‌ها بارها اعلام كرده‌اند كه اسرائيل را به عنوان "كشور يهود" به رسميت نمي‌شناسند، پس چرا بنيامين نتانياهو تا به اين اندازه بر خواسته خود براي به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان يك "كشور يهود" پافشاري مي‌كند و چرا فلسطيني‌ها اين خواسته را نمي‌پذيرند؟"
به گزارش "ايسنا"، شبكه الجزيره در تحليلي پيرامون تلاش‌هاي مقامات رژيم صهيونيستي جهت به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان يك "كشور يهود" به تشريح اهداف اين طرح مي‌پردازد: با وجود اينكه طرح مساله به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان يك "كشور يهود" يك امر جديد نيست و اين مساله در نخستين كنفرانس صهيونيست‌ها درمرداد 1376 در شهر بازل سوئيس مطرح شد، اما اين اصطلاح ظرف سال‌هاي اخير به صورتي روزافزون شيوع پيدا كرده است.
مساله يهوديت اسرائيل همواره يكي از اصول انديشه صهيونيسم بوده است و در رأس اين مساله، رويكردهاي نژادپرستانه عليه اقليت عرب در داخل خط سبز (خط فاصل ميان اراضي اشغالي در سال 1327 تا اراضي اشغالي در سال 1346) و همچنين آوارگان فلسطيني در مكان‌هاي مختلف است.
كنست (پارلمان اسرائيل) در سال 1382 پيش‌نويس قانوني را درخصوص تعميق انديشه يهوديت اسرائيل و تعميم آن بر تمام كشورهاي جهان مطرح كرد.
اعضاي فراكسيون ليكود در پارلمان اسرائيل اين پيش‌نويس قانون را ارائه دادند و پس از آنكه اعضاي پارلمان به اين پيش‌نويس راي دادند، اين پيش‌نويس تبديل به يك قانون شد. بر اساس اين قانون، اسرائيلي‌ها معتقدند كه كرانه باختري و نوار غزه نه از لحاظ تاريخي و نه از لحاظ قوانين بين‌المللي و نه از لحاظ توافقنامه‌هايي كه اسرائيل آن را امضا كرده است، اراضي اشغالي به شمار نمي‌آيد.
اسرائيلي‌ها بر اساس اين قانون خواستار گسترش شهرك‌هاي يهودي‌نشين شدند. آن‌ها همچنين خواهان پايبندي به خط قرمزهاي اسرائيل و در رأس آن حاكميت مطلق بر قدس شرقي و غربي شدند.
با نگاهي به اصطلاح مذكور مي‌توان با قاطعيت گفت كه اسرائيلي‌ها از اين طريق مي‌خواهند با ادعاي اختصاص اسرائيل به يهوديان، فلسطيني‌ها را از كشورشان بيرون كنند و در اين امر فلسطيني‌هاي ساكن در اراضي 1346 و فلسطيني‌هاي اراضي 1948 كه تابعيت اسرائيلي بر آن‌ها تحميل شده است، با يكديگر برابر هستند.
آريل شارون، نخست‌وزير پيشين اسرائيل از جمله كساني بود كه در راستاي تعميم اصطلاح يهوديت اسرائيل دست به تلاش‌هايي زده بود و وي گاهي گام‌هايي فراتر از اين امر هم برمي‌داشت، چرا كه در چندين كنفرانس خبري و در ديدارها با مقامات مختلف اعلام كرد كه مرزهاي اسرائيل از درياي مديترانه در غرب تا رود اردن در شرق خواهد بود و اسرائيل يك كشور تنها براي يهوديان تلقي خواهد شد.
شارون پيشنهادهايي را براي اسكان دادن به ساكنان نوار غزه و كرانه باختري در عراق و اعطاي تابعيت عراقي به آن‌ها را مطرح ساخت و چندين مرتبه تاكيد كرد كه اسرائيل كشوري براي يهوديان است.
علاوه بر اين، دولت‌هاي مختلف رژيم صهيونيستي ظرف سال‌هاي مختلف تلاش كردند قوانيني را تصويب كنند كه بر اساس آن، همواره اقليت عرب كه تعداد آنها به حدود 1.4 ميليون تن در فلسطين در سال 1386 مي‌رسيد، به حاشيه رانده شوند؛ كنفرانس‌هاي بسياري نيز با نام‌هاي مختلف برگزار مي‌شود تا دغدغه‌هاي اسرائيلي‌ها را درخصوص ساختار جمعيت يهوديان به دليل افزايش طبيعي تعداد اعراب مطرح كند و اين مساله عملا در كنفرانس‌هاي سالانه هرتزليا مطرح مي‌شود.
مشخص است كه اصطلاح يهوديت اسرائيل اخيرا به پايه و اساس اهداف بزرگ اسرائيل و به يك نقطه اشتراكي ميان جريان‌ها،‌ احزاب و گروه‌هاي مختلف در اسرائيل تبديل شده است.
اسرائيل به اين مساله پي برده كه تعميم دادن به شعار يهوديت اسرائيل، سودمندترين شعار براي پايان دادن به حق آوارگان فلسطيني براي بازگشت به كشورشان و از بين بردن پايه و اساس قانوني اين حق است.
آن‌ها همچنين اميدوار هستند كه از اين طريق، قطعنامه 194 مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1948 را كه بر اساس آن بر بازگشت هر چه سريعتر فلسطيني‌ها به وطن‌شان و پرداخت غرامت به آن‌ها تاكيد شده است، خط بزنند.
رويكردهاي اسرائيل در زمينه تلاش‌هاي مسوولان آن براي صدور توافق مشترك ميان اسرائيل و فلسطين در كنفرانس آناپوليس در 7 آذر1386 نمود پيدا كرد كه بر اساس آن بايد فلسطيني‌ها با مساله يهوديت اسرائيل موافقت مي‌كردند كه هدف از آن پاكسازي نژادي عليه فلسطيني‌ها و همچنين تدوين طرح‌هايي جهت بيرون راندن فلسطيني‌هاي باقيمانده در داخل خط سبز است.
اما در مقابل، طرف فلسطيني با اين درخواست اسرائيلي‌ها موافقت نكرد و علت مخالفت فلسطيني‌ها با اين طرح اين بود كه به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان يك كشور يهود راه را در مقابل بازگشت آوارگان فلسطيني مي‌بست و به اسرائيلي‌ها مجالي براي اجراي سياست ظلم‌هاي نژادي عليه اقليت عرب‌ها در داخل خط سبز مي‌داد.
از ديگر اهدافي كه با مساله به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان كشور يهود دنبال مي‌شود، تلاش براي جذب تعداد بيشتري از يهوديان جهان به اسرائيل است؛ چرا كه اسرائيلي‌ها بر اين باورند كه يهوديان در اقصي نقاط جهان يك ابزار انساني براي تحقق اهداف توسعه‌طلبانه اسرائيل و همچنين ابزاري براي ادامه طرح صهيونيسم در منطقه عربي هستند.
با وجود اينكه حدود 6 دهه از تشكيل اسرائيل گذشته است، اما دولت‌هاي مختلف آن تنها توانسته‌اند 40 درصد از يهوديان جهان را به اسرائيل جذب كنند.
در همين راستا، تل آويو با همكاري و هماهنگي با آژانس‌هاي يهودي تلاش مي‌كند تا دست به اقدامات زيادي براي جذب حدود 200 هزار يهود از آرژانتين، چند هزار يهود در اتيوپي و همچنين جذب حدود 80 هزار يهود از هند و آفريقاي جنوبي بزند.
در همين حال، مركز اطلاع رساني فلسطين در تحليلي با عنوان "به رسميت شناختن اسرائيل به عنوان كشور يهود به چه معناست؟" مي‌نويسد: "بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير اسرائيل در طرح اين خواسته خود اشتباه نمي‌كند و مي‌داند كه چه مي‌خواهد. وي همواره بر اين مساله پافشاري مي‌كند كه درگيري‌ با فلسطيني‌ها در اصل و اساس خود درگيري بر سر "ماهيت" است نه "خاك و مرز".
هيچ توافق صلحي نمي‌تواند ايمان فلسطيني‌ها و تمامي اعراب را نسبت به حق قومي و تاريخي فلسطيني‌ها در خصوص مساله فلسطين از بين ببرد. تشكيل كشور يهود در فلسطين به هر مساحتي هم كه باشد، فلسطيني‌ها و عرب‌ها آن را نخواهند پذيرفت؛ چرا كه مساله فلسطين براي آن‌ها يك حق و حقيقت است، اما ممكن است آن‌ها در آينده مجبور به اتخاذ تصميمي شوند كه به صورت اندكي يا بسيار زياد با باورهاي آنها مغايرت دارد.
فلسطيني‌ها از روي ناچاري مجبور شدند حقوق اسرائيلي‌ها را در داشتن زندگي آرام همراه با امنيت در مرزهاي تعيين شده به رسميت بشناسند، اما اين به رسميت شناختن، اقدامي متقابل نبوده است، چرا كه اسرائيل تاكنون اعلام نكرده كه حقوق فلسطيني‌ها را در اراضي اشغالي و حقوق‌ آن‌ها را در زندگي در سايه امنيت و صلح به رسميت شناخته است.
با اين وجود، اين اقدام فلسطيني‌ها، نتانياهو و امثال وي را راضي نمي‌كند، دليل اين مساله در محتوا و فحواي به رسميت شناختن اسرائيل است چرا كه فلسطيني‌ها نگفتند كه حقوق قومي و تاريخي ملت يهود را در فلسطين به رسميت مي‌شناسند.
نتانياهو به خاطر غرور و لجبازي خود از اين امر امتناع مي‌ورزد كه از فلسطيني‌ها بخواهد حقوق قومي "ملت يهود" را در فلسطين به رسميت بشناسند، چرا كه به عقيده نتانياهو براي اين "ملت يهود" همين كافي است كه خداوند خاك فلسطين را به "ملت برگزيده" خود بخشيده و اين يك "هديه رباني" است! نتانياهو تنها از فلسطيني‌ها مي‌خواهد كه اسرائيل را به عنوان "كشور يهود" به رسميت بشناسند.
همچنين نتانياهو معتقد است كه بايد ميان "كشور اسرائيل" با "زمين اسرائيل" تفاوت قائل شد. "كشور اسرائيل" كه وي از فلسطيني‌ها مي‌خواهد آن را به رسميت بشناسند، مساحت آن شامل تمامي "زمين اسرائيل" نمي‌شود، بلكه تنها بيشتر آن را در بر مي‌گيرد. اما مابقي "زمين اسرائيل" در خارج از "كشور اسرائيل" و به عبارتي شامل كرانه باختري (يهودا و شومرون) مي‌شود و بدين ترتيب مي‌توان به فلسطيني‌ها اين لطف را كرد تا با دلايل و شروطي كشوري در اين منطقه داشته باشند!
بهترين نشانه اين مساله آن است كه نتانياهو هرگز معامله‌اي پاياپا از اين قبيل را نمي‌پذيرد كه فلسطيني‌ها اسرائيل را به عنوان "كشور يهود" به رسميت بشناسند و در مقابل، اسرائيل نيز اين مساله را به رسميت بشناسد كه مردم فلسطين اين حق قومي و تاريخي را دارند كه كشورشان در اراضي اشغال شده در سال 1967 تشكيل شود.
اين مساله تنها به اين معناست كه نتانياهو مي‌خواهد به فلسطيني‌ها بگويد اسرائيل در كرانه باختري حق مالكيت دارد، اما به فلسطيني‌ها نيز اجازه استفاده از آن و تشكيل كشور خود در اين منطقه را مي‌دهد، اما "در چارچوب كشور يهود هيچ حق قومي و تاريخي براي اقليت ملي عرب قائل نخواهد بود."
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393ساعت 13:12  توسط کاوه دانمارکی   | 

کتابخانه انگلیس فاش کرد: طرح تشکیل کشوری یهودی در خلیج فارس

روزنامه صهیونیستی هاآرتص فاش کرد یک پزشک یهودی در سال 1917 طرحی را برای احداث یک کشور یهودی در خلیج فارس پیگیری می کرده است.

به گزارش خبرآنلاین به نقل از وب سایت روزنامه هاآرتص، کتابخانه انگلیس به تازگی طرح جاه طلبانه یک پزشک یهودی را برای تشکیل یک کشور یهودی در منطقه خلیج فارس افشا کرده است.

براساس این افشاگری کتابخانه انگلیس، در دوازدهم سپتامبر سال 1917، لرد فرانسیس برتی، سفیر وقت انگلیس در فرانسه نامه ای با درخواست عجیبی دریافت می کند که نویسنده آن شخصی به نام دکتر ام. ال. روتشتاین، پزشک روسی یهودی ساکن فرانسه بوده است. 

این پزشک یهودی از سفیر وقت انگلیس در فرانسه درخواست کرده بود در تشکیل یک کشور یهودی در خلیج فارس به وی کمک کند.

دکتر روتشتاین درخواست کرده بود دولت انگلیس برای تصرف احساء، شهری که اکنون در شرق عربستان واقع است نیروهای خود را به این منطقه اعزام کند. وی در این نامه نوشته بود هدفش تشکیل یک کشور یهودی در منطقه خلیج فارس است.

ها آرتص نوشته است دکتر روتشتاین در این نامه محرمانه به زبان فرانسه که پایگاه اینترنتی کتابخانه انگلیس هفته گذشته آن را افشا کردنوشته بود: «من مسئولت جمع آوری 120 هزار نیروی مبارز یهودی قوی را تا بهار آینده بر عهده می گیرم.»

ظاهرا دکتر روتشتاین در نظر داشته است این افراد برای تصرف این منطقه به نیروهای انگلیسی ملحق شوند. وی در نامه اش اذعان کرده بود در ابتدا ممکن است این نقشه غیر منطقی به نظر برسد اما قول داده بود با ورود اولین گروه هزار نفری از این نیروها به آن منطقه مسئله جدی شود.

بر اساس این طرح، پس از آن که سی هزار نفر بحرین را تصرف کردند، حمله سریع به استان احساء زمینه برای تشکیل یک کشور یهودی فراهم می شود.

وی پیش بینی کرده بود پس از این تهاجم، احتمالا ترکیه اعلام جنگ می کند اما به سفیر انگلیس اطمینان داده بود نیروهای یهودی به سرعت وارد جنگ خواهند شد و تا پیروزی نهایی به مبارزه خود ادامه خواهند داد.

وب سایت کتابخانه انگلیس در اینجا توضیح داده است که ارزیابی های روتشتاین اشتباه بوده است چرا که تا آن زمان منطقه احساء از سوی امپراتوری عثمانی به خاندان سعود واگذار شده بوده و گویا او از این موضوع اطلاع نداشته است.

آرتور جیمز بالفور، وزیر امور خارجه وقت انگلیس پیشنهاد روتشتاین را بررسی و در نهایت آن را رد کرده بود. دنیل لوه، کارشناس منطقه خلیج فارس که این نامه را برای کتابخانه انگلیس مورد بررسی قرار داده است، در مورد هویت دکتر روتشتاین در پایگاه اینترنتی این کتابخانه نوشت سند، مدرک و بیوگرافی کافی در مورد دکتر روتشتاین موجود نیست.

با این حال وی معتقد است طرح دکتر روتشتاین بخشی از یک اقدام سازمان یافته نبوده است، اگرچه تنها یک ماه پس از آن که انگلیس طرح دکتر روتشتاین را رد می کند، بالفور شخصا اعلامیه معروفش را در حمایت از ایجاد یک خانه ملی برای مردم یهود در فلسطین منتشر می کند.

 طرح دکتر روتشتاین برای تشکیل یک کشور یهودی در خارج از فلسطین تنها پیشنهاد این چنینی نبوده که رد شده است. پیشتر، اوگاندا، آرژانتین، روسیه و قبرس نیز به عنوان گزینه هایی برای تشکیل یک کشور یهودی پیشنهاد شده بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 12:21  توسط کاوه دانمارکی   | 

کارشکنی میلیارد‌ر یهودی در مذاکرات هسته‌ای ایران

کارشکنی میلیارد‌ر یهودی در مذاکرات هسته‌ای ایران
"توماس فریدمن" با اشاره به نقش "آدلسون" میلیاردر یهودی در حمایت از گروه های تندروی اسرائیلی که خواستار تشدید تحریم ها و حمله نظامی علیه ایران هستند می افزاید :"اکنون "شلدون آدلسون" میلیارد احمق یهودی که و صاحب بزرگترین کازینو در لاس وگاس با جناح راست امریکا و افراطی های هوادار اسرائیل هم پیمان شده است
کارشکنی میلیارد‌ر یهودی در مذاکرات هسته‌ای ایران

گروه سیاسی تدبیر: "توماس فریدمن" تحلیلگر روزنامه امریکایی "نیویورک تایمز" در مقاله تازه خود به نقش مخرب "شلدون آدلسون" سرمایه دار پرنفوذ امریکایی در کارشکنی در روند مذاکرات هسته ای ایران اشاره می کند. 


به گزارش "تدبیر"، "توماس فریدمن" با اشاره به نقش "آدلسون" میلیاردر یهودی در حمایت از گروه های تندروی اسرائیلی که خواستار تشدید تحریم ها و حمله نظامی علیه ایران هستند می افزاید :"اکنون "شلدون آدلسون" میلیارد احمق یهودی که و صاحب بزرگترین کازینو در لاس وگاس با جناح راست امریکا و افراطی های هوادار اسرائیل هم پیمان شده است. "آدلسون" در کارزار انتخاباتی گذشته امریکا بیش از 100 میلیون دلار سرمایه برای حمایت از نامزد حزب جمهوری خواه اختصاص داد. "میت رامنی" و "نیوت گنگریچ" از جمله اصلی ترین دریافت کنندگان پول از "آدلسون" بوده اند. او تصمیم داارد تا در انتخابات سال 2016 میلادی نیز از نامزدهای حزب جمهوری خواه حمایت مالی گسترده ای به عمل آورد. هدف او از کمک به جمهوری خواهان تقویت روند نزدیکی امریکا به رژیم اسرائیل است. آدلسون نمی خواهد امریکایی ها به اسرائیل برای عقب نشینی از سرزمین های اشغالی فشاری وارد نمایند."


او در ماه مارس گذشته نیز میزبان کنفرانسی بود که ائتلاف "یهودیان جمهوریخواه" در آن شرکت کرده بودند. رسانه های مختلف امریکایی از کمک های مالی شایان توجه "آدلسون" از سناتور "رند پائول" و "لیندسی گراهام" خبر داده اند.


"فریدمن" با اشاره به نقش مخرب این سرمایه داری یهودی در امریکا می افزاید :"نقش او نقشی مخرب و مسموم برای دموکراسی امریکا و دستاوریهای آن است. او با استفاده از پول کلانی که در اختیار دارد الیگارشی ای را تشکیل داده که در حال تخریب سیستم ما هستند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 12:20  توسط کاوه دانمارکی   | 

خلاصه ای ازدین یهود و اعتقادات یهودیان

حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ پيغمبر و رهبر قوم يهود است. خداوند توسط او دين و شريعت يهود را در كوه سينا به بني اسرائيل اعطا كرد.

 

يهود نامي است كه قرآن مجيد بر تمام امت حضرت موسي، اطلاق كرده است. بنابراين كلمة «يهود» هم بر قوم و نژاد يهود اطلاق مي شود و هم بر ديني كه حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ مأمور به تبليغ آن شده است.در ایران، از عنوان «جهود» و «کلیمی» یعنی پیرو موسی نیز برای نامیدن یهودیان استفاده می‌شود. كتاب اصلي دين يهود، عهد عتيق است كه شامل سه قسمت مي باشد.

 


قسمت اول: اسفار خمسه منسوب به موسي ـ عليه السّلام ـ است كه تورات ناميده مي شود.


قسمت دوم: تاريخ بني اسرائيل است.


قسمت سوم: نبوت انبياء ايشان مي باشد.(1) از ديدگاه ما مسلمانان، يهوديان تورات را تحريف نموده اند و خرافاتي جعل كرده و در دين يهود تغييراتي به وجود آورده اند. لذا اين كتاب و به طور كلي دين يهود علاوه به اينكه منسوخ شده است از جهت اينكه مورد دست برد قرار گرفته يك منبع تاريخي هم نمي تواند به شمار آيد. چنان كه محققين يهودي و مسيحي هم بر اين امر اعتراف كرده و آن را قبول مي كنند.(2)

 


خدا در تورات فعلي:
خدا در تورات موجود در دست يهوديان، به چهار نام ياد شده است و آن چهار نام عبارت است از: «الوهيم» و «ايل» و «يهو» و «اهيه». «ايل» يكي از اسامي خداي داراي صفات انساني است و مانند انسان راه مي رود و كشتي مي گيرد و مي خورد.(3)


مسئله قيامت
از تورات فعلي اعتقاد به قيامت استفاده نمي شود، يهوديان معتقد بوده اند كه پاداش نيكي و كيفر بدي در همين دنيا است و هر كس از آيين وحدت سرباز زند، مخصوصاً اگر بتان بيگانگان را بپرستند مسخ خواهند شد و بلا بر ايشان نازل خواهد گرديد.

 

اینکه یهودیان تلاش می کنند که دنیا را برای خود مسخرکنند و باقی مردم را حیوان می دانند هم ریشه در همین تفکر دارد.

 

زیرا وقتی از عقاید انسان اعتقاد به آخرت حذف شود و انسان انگیزه ای برای اصلاح رفتار برای رسیدن به آخرتی خوب نداشته باشد، قطعا تمام تلاشش را باید معطوف به رسیدن به دنیا و لذت بردن از همین چند سال دنیا بکند.

 

از این جهت حتی کشتن افراد وهر تجاوزی به حقوق افراد دیگر برای رسیدن به لذات دنیا جایز شمرده می شود.

 

پس نه تورات فعلي كه در دست يهوديان قرار دارد و به اسم عهد عتيق معروف است كتاب واقعي حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ است و نه يهوديان پيروان واقعي آن حضرت مي باشند.

 

حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ پيامبري است كه از طرف خداوند براي هدايت بني اسرائيل مبعوث شده و مردم را به توحيد و يگانه پرستي دعوت كرده و داراي كتاب و شريعت آسماني بوده است.


از ديدگاه قرآن تمام اديان توحيدي و پيامبران الهي، مبيّن توحيد و يكتاپرستي بوده اند، و همگي يك هدف و يك رسالت را تعقيب مي كرده اند. رسالت حضرت موسي ـ عليه السّلام ـ و حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ و حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ آخرين پيامبر الهي در همين جهت و راستا مي باشد. لذا قرآن كريم پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ را تأييد كننده و ادامه دهندة‌ آنچه كه در تورات و انجيل واقعي و تحريف نشده آمده است معرفي مي كند.(4)

 

--------------------------------------------------------------------------------

پاورقی:

1. مري جو ويور، درآمدي بر مسيحيت، قم مركز مطالعات و تحقيقات اديان، چاپ اول، 1381 ش، ص 36،.
2. توماس، ميشل، كلام مسيحي، مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب، چاپ اول، 1377، ص 32.
3. خزائلي، محمد، اعلام القرآن، اميركبير، سوم تهران،1371 ش، ص 890،.
4. آل عمران:4، 3، 2.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 12:9  توسط کاوه دانمارکی   | 

نقش یهود در انقلاب روسیه

بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

بلشویسم یهودی:

نقش یهود در انقلاب روسیه: 

زمینه برای انقلاب مارکس آماده است. تنها باید با کارگران هم صدا شده و اعلام انقلاب نماییم. این انقلاب قطع ًا پیروز خواهد شد زیرا ما نیروی متفکر جامعه هستیم و کارگران نیروی مادی آن می باشند و وقتی این دو نیرو با هم ترکیب شوند انقلاب بزرگی به  وجود خواهد آمد.   روسیة تزاری با یهودیان ضدیت داشته و در برابر مطامع صهیونیزم بین المللی مانعی مزاحم بود. از آن رو که غرب صهیونی قادر نبود با تهاجم نظامی بر کشور نیرومند روسیة غلبه کند، تصمیم گرفت که آن را از درون تخریب کرده و مقهور سازد. دولتهای انگلستان و آمریکا تحت هدایت صهیونیزم بین المللی، انقلاب کمونیستی را برای در هم شکستن بنیانهای مستحکم روسیه به ملّت آن کشور تحمیل کردند. حزب بلشویک روسیه، در حدود نیم قرن قبل از انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷، در شهر بروکسل تأسیس شد که بنیانگذاران آن جز یک یا دو نفر همگی یهودی بودند. نیمی از اعضای اولین حزب سوسیال دموکراتیک روسیه که حزب بلشویک بعدها از دل آن در آمد یهودی بودند. محفل ماسونی آمریکایی، کنفرانسی با شرکت ثروتمندترین یهودیان صهیونیست آمریکا)اسحاق مورتیمر، سیستر، لیفی، رون و شیف( تشکیل داده و درآن مقرر شد که با صرف یک میلیارد دلار و قربانی کردن یک میلیون یهودی، در روسیة تزاری انقلاب کنند… و این پول را در تبلیغات ضد دولتی صرف کردند. لنین، تروتسکی و سایر رهبران انقلاب روسیه توسط بانکهای صهیونیستی کوهن لائب و برادران لازارد و بانکداران صهیونیست  یعقوب شیف در آوریل ۱۹۱۷ قاتلان تزار و اعضای خانواده اش در اکاترین برگ عبارت بودند از ژاکوب سوردلو که بعدها رئیس جمهور روسیه شد،  ژاکوب ۱۷  نفر از ۲۲ وزیر اولین دولت کمونیستی، یهودی  ویکتور مارسدن روزنامه نگار انگلیسی مینویسد: به هنگام تولد بلشویسم، از میان ۵۴۵  نفر مقامات طراز اول آن، ۴۷۷ نفر یهودی بودند , ژوروفسکی، چاجیم گولوسکین و بالاخره پیتر جرناکوف که همگی یهودی بودند .

اسناد کنگرة آمریکا در سال ۱۹۳۳ نشان میدهد که ۴۰۶ نفر از ۵۰۳ نفر اعضای حکومت شوروی یهودی بودند. و در میان ۴۲ نفر سردبیر و ناشر مطبوعات و روزنامه های رسمی،۴۱ نفر یهودی بودند. پیتر براون در کتاب جنگل اروپایی)چاپ ۱۹۳۵( مینویسد: در کمیتة مرکزی حزب کمونیست که از ۵۹ عضو تشکیل شده، ۵۶ نفر یهودیند و سه نفر دیگر همسر یهودی دارند… تروتسکی یهودی بود. لنین و استالین نیز روابط خویشاوندی گسترده ای با یهودیان داشتند. همسران هر دو یهودی بودند و صحبتهای خانوادگی آنها به زبان یدش  انجام میشد. پدربزرگ مادری لنین نیز یهودی بود… تقریباً تمام رهبران احزاب و سازمانهای کمونیستی در کشورهای زبان یدی مختلف اعم از بلوک شرق یا غرب یهودی بودند, 

Marx and Lenin banner 300x199 نقش يهود در انقلاب روسيه

لازم به ذکر است که مارکس و لنین هر دو فراماسون بودند و دولت بلشویکی از نخستین دولتهایی بود که پس از انگلستان و آمریکا، اسرائیل را به رسمیت شناخت.  پلیس مخفى اتحاد شوروى ( Cheka ) که تحت کنترل یهودیان بود، اسامی یک میلیون و هفتصد هزار نفر که در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ کشته شده بودند را منتشر کرد. سیصد هزار نفر از قربانیان کشیش و روحانی بودند. طبق گزارش رسمی شوروی، ۱/۶۹۵/۹۰۴ نفر از ژانویه ۱۹۲۱ تا آوریل ۱۹۲۲ اعدام شدند. از جمله این قربانیان می توان به اسقف ها، استادان، پزشکان، مأموران پلیس، وکلا، کارمندان دولت، نویسندگان و… اشاره کرد.

یوری لینا، روزنامه نگار اهل استونی، که با بررسی اسناد بایگانی شوروی سابق، شواهدی دال بر ارتباط انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد می نویسد: » در روسیه رود خون جاری شد«. پس از مرگ لنین، استالین بر تروتسکی یهودی چیره شد. استالین که از نفوذ فراوان یهودیان احساس خطر کرده بود، تصفیه ای از ایشان آغاز نموده و از سال ۱۹۲۶ فعالیت سازمان فراماسونری را در اتحاد شوروی محدود نمود. صهیونیزم بین المللی در سایة تضاد ودرگیریپنجاه سالة کاپیتالیزمآمریکاوکمونیزماتحادشورویکهوجهمشترکبارزهردو،القایتفکرما دیوضدمعنویاست گامهای بلندی در راستای فرسایش قدرتهای شرق و غرب و افزایش قدرت و نفوذ خویش در نیل به سلطة جهانی برداشت. میخائیل گورباچف که از ماسونهای طریقت مالتا  بود، پس از بن بست اقتصادی اتحاد شوروی و فروپاشی آن، حکومت را به بوریس یلتسین سپرد که در ۱۶ نوامبر ۱۹۹۱ به مقام شهسوار در این گروه ماسونی رسید. آرم فدراسیون روسیه، عقاب دو سرِ ماسونی است که از زمان حکومت یلتسین به عنوان نماد روسیه برگزیده شده است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 13:9  توسط کاوه دانمارکی   | 

نمادهاي قوم يهود

كلمه اتحاد ، متحد و متحده
در راستاي اين نماد در اواخر قرن 19 قبل از كنگره بال مدارسي ويژه دانش آموزان يهودي در همه كشور با همين نام شكل گرفت ، كه ابتدا در فرانسه مدارس آليانس ( به معناي اتحاد ) براي اولين بار تاسيس و سپس در ساير كشورها نيز به سرعت منتشر شد در ايران نيز مدارسي با نام اتحاد شكل گرفت كه محل تشكيل آن در خيابان اورت و خيابان كُهِن در منطقه يهودي نشين در ابتداي خيابان دماوند بود و مدرسه اي ديگري به نام اتفاق در خيابان قدس انقلاب كه در آن استفاده از تسليحات نظامي را نيز آموزش مي دادند و بعد از انقلاب اين مدارس تعطيل شد . در ميدان شكر شكن اصفهان هم مدرسه اي با نام اتحاد تاسيس شد .
سازمان ملل متحد نيز در همين راستا اين نام را به خود گرفت ؛ آرم سازمان ملل كه عبارت است از كره زمين – شاخه زيتون 13 برگي (عدد سعد يهوديان ) – رنگ آبي و سفيد ( دو رنگ مورد اقبال يهوديان كه در پر چمشان هم مورد استفاده واقع شده است ) برگرفته از نمادهاي يهوديان است كه به آنها خواهيم پرداخت اما مسئله قابل توجه در اين مورد اهداي زمين جهت ساخت ساختمان سازمان ملل توسط راكفلر يهودي و سرمايه دار آمريكايي در نيويورك صورت گرفت . ايالات متحده آمريكا نيز از اين قاعده استثنا نيست . ساختمان كاخ سفيد توسط همين فرد پروتستان يهودي الاصل بنا شد كه معماري آن بر اساس **** يهوديان و بر اساس لژهاي فراماسونري ( ساختمانهاي تشكيل جلسلات فراماسونرها) طرح ريزي و ساخته شد ، اين كشور به عدد سحر يهوديان داراي 13 ايالات است و از همه جالبتر آرم رسمي كشور امريكاست كه متشكل از يك عقاب با بالهاي باز و پنجه هاي باز است . كه در يكي از از پنجه هايش 13 پيكان و در پنجه ديگرش يك شاخه زيتون 13 برگي است و 13 ستاره بالاي سر عقاب وجود دارد که در کنار هم يک ستاره داوود مي سازند و روي سينه عقاب يک شعمدان هفت شاخه با 6 نوار و 7 جاي سفيد (مانند پرچم امريکا) قرار دارد .

شمعدان
شمعدان نيز از ديگر نمادهاي يهوديان است . شعمدانهاي 3 شاخه و 7 شاخه و 9 شاخه و 1 شاخه و 13 شاخه كه شمعدان 7 شاخه نشان اسرائيل كنوني است و حاكميت اسرائيل و يهود و شمعدان 13 شاخه نماد سيطره كامل يهود بر همه دنيا است كه سعدش در سيطره آن است .
( پ آ ، لاپه آ، و لباس)
در دين يهود؛ اين قوم به پوشش مناسب و حجاب امر شده اند که در مورد خانمها سادگي و پوشيدگي مطرح است و در مورد آقايان بلند کردن موي شقيقه ها که آن را "پ آ" مي گويند و يهودي ارتدوکس هيچوقت نبايد آن را کوتاه کند. و موي لاپه آ خط ريش بلند از روي شقيقه تا روي صورت را مي گويند و کلاه شاپو و کت بلند و بند چرمي که مچ بند و سربند است و در سن 13 سالگي( سن بلوغ يهوديان) طي مراسمي تورات را به وسيله اين بند چرمي به مچ و پيشاني مي بندند به معناي اينکه تورات هرگز از من جدا نخواهد شد.
که اين پوشش براي يهوديان معتقد است ولي يهوديان لائيک فرهنگ برهنگي را دنبال و ترويج مي کنند
ستاره شش پر ( Magin David ) سپر داوود Y
در قرن 11 م ديويد روي ( داوود الروي) يهودي ( اهل بغداد) بود که ادعا کرد که موعود است وي که بسيار خوش رو و خوش صحبت بود مردم را تحت تاثير خود قرار داد وي سپري در دست داشت که روي سپر وي ستاره شش پر وجود داشت که به عنوان آرم يهود معروف شد. این نماد بنا به تعبیر تورات نماد حرکت از اورشلیم(بیت المقدی) به شش طرف برای تسخیر تمام جهان است.
و در تعبير ماسوني-کابالایی ستاره شش پر که از ترکيب 2 مثلث پديد مي آيد و مثلثي که قاعده آن بر زمين است r معرّف و نشانه مذکر، خورشيد ، استقرار ، استحکام مي باشد و مثلثي که رأس آن بر زمين قرار دارد Yظرافت، زنانگي، توازن و ماه مي باشد و ترکيب آن دو sبه تکامل رسيده و بيانگر انسان کامل است . (این تعابیر می تواند انحرافی باشد) البته قبل از یهودیان این نماد در معماری اسلامی به کار رفته است. مراجعه کنید به سقف مسجد جامع کبیر یزد. ستاره در بسیاری از ادیان و ملل سمبل نور و روشنایی است ولی امروزه  ستاره شش پنج پر وشش پر نماد یهود وصهیونیسم است. و مثلا ستاره هشت پر نماد اسلام است.
ستون هاي لژهاي فراماسونري
دو ستون گفته شده در توارت يکي از سمبلهاي مهم ماسونها به شمار مي رود در تورات اين دو ستون با نامهاي ياکين و بوغز آمده است . تاسيس با قدرت در صورتيکه حروف بي صداي کلمات مزبور مدّنظر قرار گيرد به دو علامت تبديل مي شود که به معني رحم و عضو باردار شونده و زاينده موجودات عالم است و بعضي ذکر يعني عضو نر و باردارکننده ، بدين صورت دو ستون سمبل زاد و ولد، تکثير و ازدياد نسل در جهان است . اگر بر روي ستونها به شاخه هاي آويزان انار دقت شود مفهوم آن بيشتر روشن مي گردد .
محل نصب دو ستون و در محل ورودي لژها نيز برابر مفاد آيات تورات است . در تورات يک ستون در سمت راست و ستون ديگر در سمت چپ واقع است . اين ترتيب با سمبوليزم جهان و طبيعت مطابقت دارد.
ستونها در نمودار متقابل با شاخه هاي ظفر و شرف است که اين دو با شاخه اساس ؛ تشکيل يک گروه مي دهند و اين گروه مظهر قدرت لايزال و برکت دهنده خداوند است . رنگهاي ستون هم بر اساس تورات تنظيم مي گردد. ظفر برنگ سفيد، شاخه هاي ذکاء قدرت و شرف به رنگ سرخ، و اساس به رنگ آبي، نشان داده مي شود . به شکلي که در سمت راست رنگهاي سفيد و در سمت چپ قرمز و در وسط آبي قرار گرفته است. علت سفيد بودن ستون سمت راست تطابق آن با سمبل خورشيد است . رنگ آبي شاخه وسط از رنگ معابد و گنبد پر ستاره آسمان نيلگون الهام گرفته شده است که اين دو رنگ جايگاه ويژه اي در ميان يهوديان دارد .
3 ستون ديگر بعد از ورود به معبد ديده مي شوند که بر اساس سه شاحه عقل و حکمت ، زيبايي و قدرت درست شده اند بر پايه روش اسکاتلندي، اين سه ستون به شکل گونيا در سه گوشه مربع مستطيل فرضي بايد قرار گيرد يکي در زاويه جنوب شرقي، ديگري در شمال غربي و سومي در زاويه جنوب غربي اين سه ستون يادآور شاگرد ، کمک استاد و استاد است .
گونيا و پرگار
گونيايي که نود درجه باز شده و پرگاري که روي درجه صفر بسته شده، سمبل سکون و بي حرکتي است که جزء نمادهاي ماسوني به شمار مي روند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 23:37  توسط کاوه دانمارکی   | 

خاطرات هاخام(خاخام) یدیدیا شوفط(شوفیط)و فرقه سازی یهودیان آنوسی

خاطرات یدیدیا شوفط

خواندنی ها و شنیدنی هایی از زبان هاخاخام ویژه !

«منوچهر کوهن: جناب حاخام. شنیده ام که زمانی یکی از یهودیان به سمت قطب یکی از سلسله های دراویش انتخاب شده است. آیا این موضوع صحت دارد؟ شما اطلاعی در این مورد دارید؟

حاخام یدیدیا شوفط: یکی از یهودیان،قائم مقام یکی از قطب های دراویش شده بود. افراد این فرقه عموما مسلمان بودند، روزی به اتفاق میرزا داود جاوید به دیدارش رفتیم. خانه ی «قطب الاقطاب» یکی از سلسله های دراویش را به او داده بودند. من نمی دانم واقعا چه طور یک نفر یهودی در میان دراویش قطب، خود را به این مقام رسانده بود. خانه و زندگی و کتاب و کتاب خانه و همه چیز آن قطب را هم تحویل این مرد یهودی داده بودند و او را هم قطب می خواندند. او اسم مسلمانی روی خودش نگذاشته بود. خلاصه بگویم به اسم مسلمان یا یهودی نبود. در واقع قطب الاقطاب بود. او یک پسر داشت از یک زن ایسرائل کاشی که پسرش می گفت پدر او حاخام بود و خود آن پسر که صد در صد یهودی است دکتر شد و با این جانب به زبان محلی ایسرائل های کاشان صحبت می کرد. قطب صدا و آواز بسیار خوشی داشت. در محافل و مجامع و مهمانی های ایسرائل های کاشان مثنوی می خواند. پس از این که به تهران رفت می گفتند این شخص معجزه می کند. شایع بود که یک بچه یهودی مفقود شده بود و آقای قطب گفته بود که پیدایش می کند. یک عده از یهودی های تهران مریدش شده بودند و اعتقاد داشتند که او غیب گویی می کند.

روزی من با مرحوم میرزا داود جاوید رفتیم به دیدن او. خانه ی میرزا داود در تهران نزدیک خانه ی آقای قطب بود. روز جمعه بود. در زدیم. همان زن کاشی که خودم کتوبایش را نوشته بودم و مرحوم پدرم براخایش را گفته بودند آمد دم در و به زبان کاشی گفت: «قطب خوابیده، چه کارش دارید؟ شما آمده اید این جا چه کنید؟»

گفتیم: «آمده ایم شوهرت را ببینیم».

گفت: «شما خوب نیست او را ببینید عاوون (گناه) می کنید اگر او را ببینید».

گفتیم: «ما می خواهیم با او ملاقات کنیم».

گفت: «خواب است».

گفتیم: «حالا ساعت 9 صبح است، هنوز خواب است؟».

گفت: «دیشب مراسم دود و دم داشتند. تا نزدیک صبح مشغول بودند». شاید منظورش این بود که مراسم سماع داشتند. این ها آن قدر اناالحق می گویند و می چرخند، تا می افتند. بعد از رقص سماع خسته می شوند و به خواب عمیق می روند. زن گفت: «آیا می خواهید بیدارشان کنم؟» گفتیم: «بله» رفت و قطب را بیدار کرد. او دم و دستگاه مفصلی داشت. اطاق ملاقات جداگانه ای داشت و کتاب خانه مفصلی که از قطب های قبلی به او رسیده بود. کاری که بعد از بیداری کرد، این بود که بساط منقل و وافور را جلو کشید. دو سه تا اسکان چای نوشید. چایی که مثل مرکب سیاه بود. پس از چند دقیقه به تدریج دو سه نفر از مریدان ایشان به دیدار او آمدند. هر کدام هدایایی آورده بودند. قطب روی فرش روی زمین نشسته بود. بعضی از ملاقات کنندگان روی صندلی و بعضی دیگر بر زمین روی فرش نشسته بودند. جناب قطب، میرزا داود را شناخت. این آقای قطب وقتی کاشان بود دم درخانه ی ما مغازه ی نجاری داشت.

از او پرسیدم: «می دانی من کی هستم؟».

گفت: «ای داد! تو قلب ات را از قلب من دور کردی. از این جهت تو را دیگر ندارم».

گفتم: «مردم می گویند شما معجزه می کنی! چه طور مرا نمی شناسی؟ شما مدتی در کاشان همسایه ما بودی، پسرت را خودم ختنه کرده ام».

قطب مدام می گفت: «تو قلب ات را از قلب من دور کردی برای این است که تو را نمی شناسم».

گفتم: «من یدیدیا هستم».

گفت: «ای ی ی».

چه کتاب خانه ای داشت! چه کتاب هایی که از چند پشت به او رسیده بود! ایشان یک کلاه با چند ترک گشاد و بلند سرش گذاشته بود. صورت اش وقتی در کاشان بود سفید بود. اما حالا تغییر کرده بود. نشسته بودم که یک نفر  آمد پشت پرده و بلند گفت: «یا حق». این گروه تا جواب یا حق را نگیرند، حق ندارند وارد شوند. آقا یا حق گفت و بعد یک نفر افسر بلند مرتبه ارتش ایران آمد توی اطاق روی صندلی نشست. قبل از آن یک پاکت که گویا پول در آن بود به آقا داد که آقا آن را زیر تشک خود گذاشت. تا آن جا بودیم باز همین مراسم ادامه داشت. آقای بسیار منظم و مرتب که تصور می کنم عضو وزارت دارایی بود، آمد داخل اطاق شد و نشست. او هم که برای آقای قطب هدیه آورده بود که آن را آوردند و او در کمد گذاشت. همه گونه هدایا می آوردند. ما قدری با او صحبت کردیم. در میان مریدان این درویش که وجودش در میان یهودیان از عجایب بود یک نفر ایسرائل بود که مردی تاجر و درس خوانده بود. فرزند این مرد اکنون در آمریکاست. او فوق العاده به قطب اعتقاد پیدا کرده بود. او یک ایسرائل مومن و تاجر معتبری بود که وارد به حوزه عرفانیان شده بود. اما بعد به خاطر مواردی که پیش آمد اعتقاد خود را به قطب کاملا از دست داد و دیگر به ملاقات او نرفت. به تدریج هر که از یهودیان به قطب اعتقاد داشت از او روی برگرداند و اینک پسر تحصیل کرده ی آن مرد درویش که با این جانب آشنایی دارد و من او را خیلی عزیز می دارم برای پدر مرحوم خود قدیش می زند و هشکابا می خواند». (نقل از کتاب خاطرات یدیدیا شوفط)

به راستی نمی توان مطلبی بر این خاطره نویسی هاخام افزود . کنیسه ، یکی از نوکران را مامور می کند که برای گرمی بازار درویشی ، تلاش کند. لابد این قطب الاقطاب از آن همه فن حریف ها بوده است. خودش یهودی ، زن اش یهودی ، پسرش هم یهودی . آنگاه این جهود ، نظامیان و ماموران مالیه، یعنی دو رکن حیاتی بقای کشور را فریب می دهد و فریفته ی خود می کند که اگر کنیسه خواست هر اطلاع پنهانی را دو دستی تقدیم قطب الاقطاب کنند.

از همه مهم تر ، آن بساط دود و دم است که گرچه ابتدا مراسم سماع گفته می شود ولی به زودی یدیدیا تعارف را بر می دارد و از بساط منقل و وافور حرف می زند. وقتی قطب الاقطاب در حضور جمع مریدان تریاک می کشد، پس کدام مرید است که جیب یهودیان گرداننده ی بازار تریاک ایران را با تاسی به قطب لبریز نکند؟!

آن گاه وقتی این رئیس فرقه ای از دراویش ، راهی گور می شود، پسرش برای او  قدیش می زند و هشکابا می خواند و احتمالا سایر دراویش هم صلوات و بقره و آل عمران می خوانند ! این است ریشه ی آن گروه یا هو کش و کلاه ترک دار کنیسه ای بر سر که جز تشویق خلق به کثافت و خیانت و خوش باشی و دوری از عبادت خداوند و رقص و سماع ، کاری نداشته اند. از همه مفتضح تر ، پیوستن چند یهودی به این قطب است تا بازارش را گرم و در باب کرامات او تبلیغ کنند و هنگامی که ارتشی و بازاری و اداری و بچه گم کرده و بی فرزند مانده و گرفتاران دیگر ، به قدر کافی در اطراف قطب جمع شدند ، راه خود را به سمت ماموریتی دیگر می گردانند.

اگر یهودیان در نفوذ دادن حقه بازانی از میان خود را به ریاست درویشان هم از قلم نمی اندازند، آیا چگونه گمان کنیم که آن ها نسبت به دیگر فرقه های اسلامی بدون عکس العمل مانده اند؟ اگر اینک و در امنیت کاذبی که یدیدیا شوفط خود را در میان آن احساس می کند، برملا کردن چنین حقایقی را بدون مانع دیده است، آیا نباید امیدوار باشیم که یهودیان دیگری با احساس امنیت بیشتر کتاب های تازه تری از قماش فرزندان استر بنویسند و احتمالا خبر دارمان کنند که چه کسانی را در طبقه ی علمای ما جا زده اند.

اگر کسی فرض می کند که گفته های هاخام ، دروغ هایی برای تضعیف درویشیگری است، باز هم قضایا ذره ای تفاوت نمی کند، زیرا اگر یک خاخام عالی قدر برای بد نام کردن دراویش دروغ می گوید، پس یهودیان جز توطئه چینی و انتشار دروغ کار دیگری نمی دانند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 11:10  توسط کاوه دانمارکی   | 

13بدر روز قتل عام ايرانيان توسط یهودیان

آنچه كه امروزه از آن با عنوان روز طبيعت ياد مي شود تنها ياد آور روزهاي سختي است كه اجداد یهودیان امروز و مادران و پدران كساني چون شارون و نتانياهو هزاران سال پيش ايرانيان مظلوم را به مانند ملت ستم كشيده فلسطين قتل عام كردند و هنوز كه هنوز است اين قتل عام را جشن مي گيرند. فراموش نكنيم كه 13 بدر كمترين نسبتي با آنچه اين روزها به عنوان روز طبيعت از آن ياد مي شود ندارد و واقعيت چيز ديگري است كه مروري اجمالي بر آن چندان بي ارتباط با وقايع اخير جهان عرب و دخالت هاي يهوديان صهيونيست و حملات ددمنشانه آنان به مردم مظلوم غزه نيست.


در تواريخ آمده است كه : خشایارشاه را ملکه ای و شهربانویی بود عفیف و باحیا، به نام "وشتی" که در زیبایی نیز شهره بلاد بود. شاه ایران زمین که در پایان جشن 180 روزه از باده نوشی بدمست گردیده بود، در هنگام بدمستی ، شهربانو را می طلبد تا او را به اغیار بنمایاند. ملکه از این دستور گستاخانه شاه سر باز می زند و شاه خشمگین، او را از شهربانویی ساقط می نماید. یهودیان که در سراسر ایران ، نفوذ فراوان داشتند، جسارتشان به جایی رسیده بود که از دادن مالیات و خراج استنکاف می نمودند و این استنکاف باعث شده بود که "هامان" صدراعظم خشایارشاه بر علیه آنان بشورد و آنان را در تنگنا قرار دهد و یا حتی دستور قتل برخی از آنان را صادر نماید. الکلام ؛ یهودیان که به صورت غیررسمی در دربار شاه نفوذ داشتند چاره می اندیشند و از این فرصت استفاده کرده و دخترکی یهودی به نام "استر" را به عنوان ملکه و شهربانوی کشور به پادشاه معرفی می کنند . شاه سست عنصر نیز، وقتی زیبایی و صباحت وجه او را می بیند، شیفته او شده و او را به عنوان ملکه تمام ایرانیان برمی گزیند، بدون آنکه بداند او یهودی است و یا خواهرزاده و یا پسرعموی "مردخای" رهبر مذهبی یهودیان ایران است . "اِستِر" ملکه ایران می شود و با نقشه های "مردخای" دایی و یا عموی خود "هامان" صدراعظم خشایارشاه را از تخت صدر اعظمی به زیر می کشد و ساقط می نماید و به همراه 10 پسرش به مرگ محکوم می کند و این تراژدی غمبار قتل امیرکبیر در زمان ناصرقاجاری را تداعی می کند.


یهودیان؛ حاکم بلامنازع دربار هخامنشی می گردند و چون بر بلاد ایران حاکم گشتند از پادشاه، سه روز مهلت خواستند تا مخالفان پارسی و ایرانی یهودیان را بکشند و در این سه روز بیش از هفتاد و پنج هزار ایرانی توسط یهودیان قتل عام گشتند و در برخی نقل ها این تعداد تا پانصد هزار نفر نیز نقل شده است* .


یهودیان از آن تاریخ، به یاد این رویداد که به موجب آن از یک یهودی کشی، رهایی یافتند، هر سال در ماه عبری آدار جشن می‌گیرند و آن وقایع را «پوریم» می‌نامند.


ایرانیان؛ پس از سه روز قتل و غارت یهودیان از دست ستم آنان به کوهها و بلندی ها و دشت ها، پناه بردند تا از آنان در امان باشند در تاریخ آورده اند که این روز رهایی، روز سیزده فروردین بوده است و یهودیان نیز به شکرانه این هولوکاست بزرگ و قتل عام فجیع، جشنی را برافراشتند و اسم آن جشن را عید پوریم و یا عید ایرانی کشان نام گذاری کردند. و ايرانيان نيز در فراخناي تاريخ از دست اين قوم ظالم و خون ريز روزهاي سيزده بدر را به دشت و دمن پناهنده مي شوند .


پس شايد توجه به چند نكته قابل توجه باشد:


-1آدم كشي و قتل و غارت در پوست و گوشت و استخوان صهيونيست هاست. چه در سه هزار سال پيش و چه در قرن بيست و يك.


-2تلمود، رسما يهوديان را به نسل كشي و قتل و غارت توصيه مي كند. اين اقدام حيواني به عنوان آئين مذهبي آنان مورد توجه است.


-3براي اين قوم كه مصداق بارز آنان يهوديان صهيونيست امروزي است فارس و عرب و مسلمان و غير مسلمان فرق نمي كند.، تنها مهم است كه آنان ملت هاي ديگر را سرنگون كرده و به كشتار آنان دست بزنند چرا كه خود را قوم برتر مي دانند

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 13:44  توسط کاوه دانمارکی   | 

افسران يهودي ارتش نازي

 

جامعه يهودي و صهيونيست‌ها دوست ندارند پرده از همکاري آنها با نازي‌ها برداشته شود چرا که اين با هولوکاستي که مردم را وادار به پذيرش آن کرده‌اند، تعارضي جدي دارد. مقامات نازي بالاترين نشان‌هاي نظامي (نشان شواليه) را حتي به نظاميان يهودي خالص که از پدر و مادري يهودي متولد شده‌اند نيز داده‌اند، در حالي که از يهودي بودن اين افراد کاملا آگاه بوده‌اند.


 جامعه يهودي و صهيونيست‌ها دوست ندارند که پرده از همکاري آنها با نازي‌ها برداشته شود چرا که اين با هولوکاستي که مردم را وادار به پذيرش آن کرده‌اند، تعارضي جدي دارد.

از جمله نيرنگ هاي اساسي موجود در گفتمان تحليلي غرب اين است که پديده‌اي را از شکل و شمايل انساني و فرهنگي آن تهي و در مقابل آن را صرفا به نوعي حادثه يا امري بديهي تبديل مي‌کنند در نتيجه جهان غرب قادر است هر گونه معنايي را که خود بخواهد بر اين پديده مترتب ساخته آن را آنطور که خود مي‌خواهد تفسير نمايد.

امروزه با پديده‌اي نظير فساد در حکومت‌هاي جهان سوم بويژه در آفريقا و جهان عرب، اين چنين برخورد مي شود. لذا در روبه رو شدن با اين پديده و بررسي آن، نقش عناصر ديگر نظير حمايت جهان غرب از اکثر اين حکومت‌ها و همچنين رشوه‌هايي که جهان غرب و شرکت هاي بزرگ وابسته به غرب به سران برجسته حاکم در کشورهاي جهان سوم پرداخت مي‌کند، به کلي از جانب غربي ها ناديده گرفته مي شود. فساد که در اصل پديده اي اجتماعي ،سياسي است و تا حد زيادي محصول تمدن غرب است، به دروغ از جانب غربي‌ها، تلقين مي‌شود که

اين پديده از طرف جهان سومي‌ها برخاسته و ارتباطي ناگسستني با آن دارد؛ چرا که از منظر غربي‌ها، جهان سومي‌ها به ارزش هاي دموکراسي غربي چندان پايبند نبوده و اين باعث بوجود آمدن فساد در ميان آنان شده است!!

از ديگر پديده‌هايي که مي توان از نيرنگ‌هاي غرب دانست چيزي به نام "تروريسم اسلامي" است. غربي‌ها تروريسم را به دين اسلام نسبت مي‌دهند در حالي که پديده تروريسم نيز محصول خود غربي‌هاست. فتنه و آشوب نيروهاي آمريکايي در عراق و افغانستان؛ حمايت روز افزون از برخي حکومت‌هاي فاسد عربي؛ حمايت بي‌دريغ از رژيم اشغالگر صهيونيستي و ظلم و ستم مداوم بر مردم مظلوم فلسطين؛ تنها اندكي از دخالت‌هاي غرب در خاورميانه است.

سپس تعريف خود از تروريسم را گسترش داده و مقاومت قانوني مردم - فرق نمي‌کند در کجا باشد فلسطين، عراق، افغانستان يا هر جاي ديگر- در برابر نفوذ استعماري امريکا درمسائل مربوط به جهان عرب را بر نمي‌تابد و با همكاري حكومت‌هاي فاسد عربي و ديگر هم پيمانان خود، به بهانه مقابله با تروريسم -ببينيد مقاومت مردم را تروريسم مي دانند- به سرکوب مقاومت مردم مي‌پردازند.

جهان غرب پديده "کشتار يهوديان " اروپا بدست نازي‌ها را که از آن به "هولوکاست" تعبير مي‌کند، دست مایه چنین رفتاری قرار می‌دهد. به جاي اينکه به بررسي صحت اين پديده در چارچوب تمدني غرب بپردازند، مردم را به اعتقاد قلبي داشتن به اين پديده وادار کرده و آن را به باور غير قابل تغييري تبديل کرده‌اند كه كسي جرأت بررسي موشكافانه و دقيق آن را نداشته باشد.


افسران يهودي ارتش هيتلر، هولوكاست را به يك افسانه مبدل مي‌سازد تا واقعيت

اگر هم جهان غرب بخواهد به بررسي صحت کشتار يهوديان به دست نازي‌ها بپردازد نبايد کشتار ميليون‌ها انسان به دست تمدن غربي را فراموش كند.

(از جمله مي توان به کشتار ساکنان اصلي امريکاي شمالي، استراليا و نيوزلند، کشتار ميليون‌ها آفريقايي طي روند به بردگي كشيدن ميلون‌ها نفر از آنها، کشتار ساکنان اصلي کونگو به دست استعمارگران بلژيکي، کشتار ميليون ها جزائري بدست استعمار فرانسي كه تنها اندكي از جنايات تمدن غرب عليه بشريت است، اشاره كرد)

ادعاي کشتار آلمان نازي عليه يهود دورنگ متضاد به خود گرفته است: سياه و سفيد. نازي‌هاي آدم کش و يهوديان قرباني!! براي اين کشتار ادعايي، قداستي بزرگ جعل كرده‌اند؛ گويي که حق مطلقي است که هيچ باطلي به آن راه ندارد و قابل مقايسه با هيچ پديده‌ي ديگري نيست. گويي که هيچ کشتار ديگري – اگر واقعيت داشته باشد كه ندارد- مثل اين از ابتداي تاريخ به وقوع نپيوسته است و تنها همين يك كشتار وجود دارد و آن هم عليه يهود است. اينجا است که قوانين سختي عليه کساني که در کشتار يهوديان ترديد ايجاد مي‌كنند، وضع شده است.– اين در حالي است که هيچ قانون مشابهي براي مجازات کساني که در وجود خدا يا حتي ارزش‌هاي ثابت و مطلق اخلاقي شک مي‌کنند و همجنس‌بازي و سقط جنين را مشروع جلوه مي‌دهند، وجود ندارد-

به نظر مي‌رسد بايد اين رويکرد تنگ‌نظرانه به قضيه کشتار يهوديان که به کسي اجازه تحقيق وبررسي در اين موضوع را نمي‌دهد، کنار زد و آن را در چارچوب سياسي و تمدني غرب مطرح نمود؛ قداست را از آن برداشته و اين مساله‌ي انساني – تاريخي را آشكارا تبيين نمود. لذا نبايد تفاوتي بين اين پديده با پديده‌هاي مشابه ديگر قائل شد و نبايد تک بعدي - يکي قاتل و ديگري مقتول - به اين مساله نگاه کرد.

ارتش يهودي هيتلر؛ واقعيتي كه هولوكاست را زير سؤال مي‌برد
از مهمترين کارها در اين زمينه تبيين ميزان همکاري صهيونيست‌ها و يهوديان با نازي‌هاست. جالب اينجاست كه اين همکاري‌ها در عين ناباوري در تمامي سطوح چه فردي وجمعي و چه علني و پنهاني وجود داشته است.

روزنامه‌ انگليسي "ديلي تلگراف" در دسامبر 1996 مقاله‌اي تحت عنوان "کشف ابعاد پنهاني ويژه ارتش يهودي هيتلر!!" منتشر کرد. عبارت «ارتش يهودي هيتلر» گفتمان حاکم بر غرب، درباره کشتار يهوديان بوسيله نازي‌ها را از ريشه ويران مي‌کند؛ چراکه میزان و چگونگي ارتباط بين نازي‌ها از يک طرف و صهيونيست ها و يهوديان از طرفي ديگر را برملا مي‌سازد.

لذا مساله روشنايي و تاریکی محض، داستان قاتل و مقتول (نازي هاي قاتل و يهوديان مقتول) را از اساس زير سوال مي برد.


سربازان در حال اعلام وفاداري به هيتلر (پنج نفر از آنان يهودي هستند)

اطلاعات تکان دهنده‌ي اين مقاله، از قبيل جار و جنجال‌هاي روزنامه‌اي نيست بلکه اين مقاله حاصل پژوهشي است که يک محقق و استاد تاريخ در دانشگاه اکسفورد به نام برايان ريگ به آن مبادرت ورزيده است.

اين مقاله – كه بعدها ريگ آن را در قالب يك كتاب ارزشمند منتشر نمود- بيان مي‌دارد با آغاز حکومت نازی‌ها درسال 1935، اعطاي تابعيت به يهوديان نژادهاي ديگر - غير از آريايي‌ها – ممنوع بود. اين هم ازهمان نقاط تاريک و روشني است که گفتمان تحليلي صهيونيستي- غربي در ترويج آن مي‌کوشد اما واقعيت، اين رويکرد محدودنگر را به چالش مي‌کشد.

این مقاله چنین می‌گوید: به يهودياني که به خدمت ارتش در آمده بودند، اجازه داده شد تا در ارتش بمانند و به درجات ماقبل افسري ارتقا يابند اما به اين قانون پايبندي چندانی نشان داده نشده است. دفتر امور کارگران ارتش آلمان، از وجود 77 افسر عالي رتبه نظامي که يا داراي نژاد مختلط يهودي بوده‌اند و يا با زنان يهودي ازداوج کرده‌اند، خبر مي‌دهد که همگي در ارتش نازي‌ها موسوم به فيرماخت خدمت مي‌کرده‌اند.

همچنین اين گزارش از وجود هزاران "نیمه يهودي" - کساني که نسب آنها با غير يهوديان پيوند خورده است- که در ارتش نازي خدمت کرده‌اند، پرده برمي‌دارد. نتايجي که ريگ به آنها دست يافته داراي حالت‌هاي گوناگوني است. بعضي از اين يهوديان -که در ارتش نازي ها - خدمت کرده‌اند از يهوديان متدين هستند. برخي ديگر خود را يهودي به شمار نمي‌آوردند اما از منظر قانون يهودي محسوب مي‌شدند. عده‌اي نيز نسب اصلي خود را مخفي نگه مي‌داشتند برخي ديگر نيز قادر به پنهان کردن نسب اصلي خود نبودند.


كتاب سربازان يهودي هيتلر نوشته برايان ريگ

ريگ توانست نزديک به 30 هزار مدرک درباره افسراني که داراي نژاد يهودي بودند جمع‌آوري کند. وي با بررسی ارتش هیتلر دست‌كم به یهودی بودن ۱۲۰۰ نفر از درجه‌داران عالی‌رتبه‌اش هیتلر پی برده است.

اين اسناد نشان مي‌داد که از افسران يهودي نازي، 2 نفر از آنها ارتشبد، 10نفر ژنرال، 14 نفر سرهنگ و 30 نفر سرگرد بوده‌اند. مطابق تقسیمات نظامی این افراد فرماندهی بیش از صدهزار نفر از سربازان ارتش را برعهده داشته‌اند.

اين اسناد از حوادثی تاريخي پرده بر مي‌دارد که برخي از آنها در نهايت شگفتي است. به عنوان مثال مي‌توان به قضيه ملاقات يکي از افسران ارشد نازي يهودي با پدرش که در يکي از اردوگاه‌های یهودیان در آلمان نازي به سر مي‌برده، اشاره کرد. اين افبسر يهودي با لباس رسمي نظامي و نشان جنگي که بيانگر حضور او در ميدانهاي جنگ بود و همچنين صليب آهني که به علت درخشش او در انجام وظيفه در جنگ به او داده شده بود، به ديدار پدرش آمده بود. ممکن است اين براي ما کمي عجيب باشد اما به نظر مي‌رسد مسائلي از اين دست در آلمان نازي کاملا مرسوم بوده است. اين قضيه در حالي به وقوع مي پيوندد که فرماندهان نظامي آلمان شناخت کاملي از افسران يهودي خود داشته‌اند.

علاوه بر این تحقیقات نشان می‌دهد كه از میان نظامیان آلمانی كه عالی‌ترین نشان ارتش آلمان یعنی صلیب شوالیه‌ها را دریافت داشته‌اند حداقل بیست‌نفر آنها به طور قطع یهودی بوده‌اند.

بریان ریگ خاطر نشان می‌كند كه در زمان تحقیق او یك نفر از یهودیان دریافت‌كننده نشان، در ۸۲ سالگی هنوز ساكن شمال آلمان بوده است و خود اعتراف نموده است كه حتی در زمان جنگ و در ارتش آلمان مناسك دینی یهودی خود را به جا می‌آورده است.


كتاب ديگر ريگ درباره زندگي سربازان ارتش هيتلر

تحقیقات ریگ نشان می‌دهد كه ورنر گولدبرگ ، سرباز مشهور آلمانی كه در دوره جنگ تصویر او به عنوان سرباز ایده‌آل ارتش آلمان منتشر و تكثیر می‌شد، یك یهودی اصیل بوده است.

علاوه بر او آرتور پیسك از رهبران نظامی مشهور آلمان، فرمانده نظامی پال‌آشر كه چندین نشان نظامی از شخص هیتلر دریافت كرده بود و نیز دكتر الكه شرویتز از رهبران اس‌اس كه اردوگاه مجتمع‌سازی یهودیان در لنتاكایسروالد تحت نظارت او بود، همگی یهودی بوده‌اند.


ورنر گولدبرگ، سرباز ايده‌آل ارتش آلمان يك يهودي بود

ویلیام مونتالبانو نيز در مقاله‌ای با عنوان یهودیان در ارتش هیتلر، نشان می‌دهد كه وجود یهودیان بی‌شمار در ارتش آلمان حاكی از نادرستی ادعای تلاش هیتلر برای كشتار یهودیان است.

از میان فیلدمارشال‌های یهودی ارتش آلمان می‌توان به ارهارد میخ جانشین فرمانده نیروی هوایی و هرمن گورینگ اشاره كرد. حتی در دهه ۱۹۳۰ نیز یهودی بودن میخ به طور گسترده در ارتش آلمان مطرح بود. از جمله موارد ديگر ميتوان به ارتشبد ارهارد ميخ اشاره نمود. وي در سال 1892 از پدري يهودي متولد شد. او دوست صميمي هرمن گورينگ -فرمانده نيروهاي نظامي آلمان و يکي از کاندیداهای احتمالي جانشيني هيتلر- به شمار مي رفت.

ميخ، رئيس شرکت لافتهانزا است که در پيشرفت آن نقش بسزايي داشت. همچنين وي رئيس سازمان هواپيمايي بود و بنابر تعريف نازي‌ها وي "نیمه يهودي "به شمار مي رفت. اما هيتلر و گورينگ تصميم مي‌گيرند تا مانعي را که سبب مي‌شد تا ارهارد ميخ يهودي محسوب شود، کنار بزنند. تصميم آنها از اين قرار بود که "بايد دايي مادر اين ارتشبد پدر واقعي او محسوب شود و درنتيجه وي از نژاد پاک آلماني به شمار آيد."

اين ارتشبد نازي نيمه يهودي، در منصب خود باقي ماند و برطرفداري از رژيم نازي پافشاري کرد تا اينکه در محاکمه‌هاي بعد از جنگ دادگاه نورنبرگ، جنايتکار جنگي محسوب شد. مدت 10 سال (1945-1955) را در زندان سپري کرد و سرانجام در سال 1972 از دنيا رفت.


گاترد هنريخ از فرماندهان يهودي نازي در كنار هيتلر

نمونه‌هاي فراوان ديگري از این قبیل را می توان در اين پژوهش يافت که می توان به برخی از آنها اشاره مختصری کرد.

ادگار جاکوبس، او کسي است که همواره سعي داشت نام واقعي خود را پنهان نگه دارد. بنابر تعريف نازي‌ها وي فردي کاملا يهودي است. هر چند که وی به عبادت هاي يهوديان پايبند نبود و با دختري غير يهودي ازدواج کرد؛ بنابر تعريف نازي ها وي يک يهودي خالص است. ادگار، ابتدا کارگردان فيلم بود، سپس در سال1941 در دفتر رسانه اي نازي ها در پاريس مشغول به کار شد و سپس موفق به اخذ "صليب آهني" شد.

در سال 1941 زمانی که خواهرش با لباس يهودي سعي داشت در کنفرانس نازي ها شرکت کند، نازي ها مانع از ورود او شدند. وي نيز به نازي ها اعتراض کرد که چرا مانع ورودم مي شويد در حالي که برادرم سرگرد ارتش نازي هاست.

هلموت ويلبرگ ، مهندس "حملات رعد آسا " در ارتش نازي. او کسي است که در جنگ جهاني اول براي حمايت بيشتر از توپخانه ارتش آلمان، از هواپيماها استفاده کرد. مادرش يهودي است. اسناد موجود در پرونده اش حاکي از اينست که وي در تاريخ 30 آوريل 1940، اقدام به بررسي نسب اصلي خود کرد تا اينکه در کمال ناباوری فهمید که يهودي نيست!! وي در سال 1941 با سقوط هواپيمايش در جنگ مرد.


هلموت ويبلرگ مهندس حملات رعد آساي ارتش نازي يك يهودي بود

کلنل والتر هولايندر فرد ديگري بود كه در سال 1933 به ارتش جمهوري ويمار پيوست. مادرش يهودي است. پرونده وی در"دفتر امور افسران ارتش "به اين مطلب اشاره دارد که مرکز فرماندهي افسران در برلين، در سال 1934 نامه‌اي فرستاده است که در اين نامه چنين آمده است: «او آريايي نيست.» وی فرد خوش شانسي است چرا که در سال‌های 1923 و 1924 عليه کمونیست ها جنگيده بود. بنابراين دفتر امور افسران نازی دستور مي‌دهد که او مي بايست در ارتش باقي بماند و حتي هيتلر در سال1936 و سپس در 1939 به او مدال افتخاري اعطا کرد.

هاليندر در خدمت نظامي در کشور لهستان در بخش " بمب گذارها " انجام وظیفه می‌کرد. وي صليب برجسته" پرتاب نارنجک " را بدست آورد . همچنين در ماه مه 1943 با فرماندهي گروه «قهرمان» توانست در درگيري «کيوسک»، 21 تانک روسي را از پا در آورد به همين جهت به پاس خدمات فراوان به ارتش نازي‌ها به وي"صليب آهني" اعطا گرديد. سرانجام در اکتبر 1944 به دست نيروهاي روسي، اسير شد و 12 سال را در زندان هاي روسيه سپري نمود.


والتر هولايندر

هيلموت ويلبرگ، وی از دیگر یهودیانی بود که در جنگ جهاني اول براي پشتيباني نيروهاي زميني آلمان، از هواپيما استفاده کرد. وي دسته‌اي از هواپيماهاي آلماني را که در سال 1936 براي حمايت از «فرانکو» به اسپانيا حمله برد، رهبري مي کرد.

به پاس خدماتش نشان "قهرمان" به وي داده شد. وي همچنین مديريت دانشکده هواپيمايي را نیز به عهده داشت. وي مراحل پيشرفت را پله پله طي کرد و حتي به درجه ژنرالي نيز نائل آمد. مادر وی يهودي بود.


برخي از افسران يهودي ارتش نازي

مقامات نازي بالاترين نشان‌هاي نظامي (نشان شواليه) را حتي به نظاميان يهودي خالص که از پدر و مادري يهودي متولد شده‌اند نيز داده‌اند در حالي که از يهودي بودن اين افراد کاملا آگاه بوده‌اند. به عنوان مثال سرگرد بورخارت در سال 1934 از مقام نظامي‌اش برکنار شد زيرا او نيمه يهودي بود اما در همان سال سند نژادي او مبني بر اينکه وي فردي آلماني - نه يهودي- است از جانب هيتلر صادر شد!!

لذا وي به چين فرستاده شد تا به ارتش کمک کند ودر سال 1941 فرماندهي «دسته تانک ها» را بر عهده گرفت. در اگوست همان سال به پاس قدرداني از حسن انجام وظيفه درجنگ با روسيه، به نشان کيان کاي چک نائل آمد. سپس به يگان "اروميل" منتقل و در درگيري "العلمين" به اسارت گرفته شد و در پايان 1944 آزاد شد. درسال 1946 به آلمان بازگشت تا بنا به گفته همسرش، در ساخت دوباره کشورش سهيم باشد.

در سال 1983 قبل از وفاتش در زادگاه خود آلمان، به دانشجويان خود چنين گفت: بسياري از يهوديان آلمان و يهوديان مختلطي که در جنگ جهاني اول و جنگ جهاني دوم شرکت کردند، بر اين باور بودند که بايد به سرزمين پدري خود – آلمان- احترام بگذارند و اين ميسر نبود جز شرکت وهمکاري با نازي‌ها در جنگ. به عبارت ديگر وي همچنان بصورت کامل بر همبستگي با سرزمين خود يعني آلمان تکيه مي‌کرد.


هديه جوزف والد سرباز يهودي به هيتلر كه بر روي آن
به عبري نوشته است: «تقديم به هيتلر»، 1944

بر اساس تحقیقات گسترده‌تر ریگ كه در كتابی با عنوان سربازان یهودی هیتلر منتشر شد، در ارتش چندین میلیونی هیتلر در مجموع بیش از ۱۵۰ هزار یهودی شركت داشته‌اند كه در زمان جنگ نیز برای ارتش آلمان جنگیده‌اند. از میان رهبران ارتش آلمان افراد زیر یهودی بوده‌اند:

▪ ژنرال ژوهانس زوكرتورت :
دریافت كننده نشان نظامی از شخص هیتلر.


ژنرال ژوهانس زوكرتورت


▪ ژنرال هلموت ویلبرگ:
دریافت كننده بالاترین نشان نظامی و دو نشان دیگر

▪ كلنل والتر هالیندر:
دریافت كننده نشان از شخص هیتلر و پنج نشان نظامی دیگر.

▪ هورست گیتنر:
دریافت كننده نشان شجاعت

▪ آدمیرال برنهارد روگ :
دریافت كننده نشان از شخص هیتلر و پنج نشان نظامی دیگر.


برنهارد روگ

همكاري اسحاق شامير با ارتش هيتلر
مطلب تكان‌دهنده ديگر همكاري اسحاق شامير نخست وزير اسرائيل با ارتش نازي است. اسحاق شامیر نخست وزیر اسرائیل را باید یكی از مهم‌ترین رهبران یهودی دانست زیرا به یكی از بزرگ‌ترین مناصب حكومتی یهودیان و صهیونیستها دست یافت.

اما سابقه زندگی او نشان می‌دهد كه این یهودی سرشناس نه تنها حامی هیتلر بوده، در زمان حكومت هیتلر بر آلمان از او حمایت كامل می‌كرده است، بلكه در زمان جنگ و در همان دوره‌ای كه حامیان هولوكاست مدعی كشتار برنامه‌ریزی شده یهودیان توسط رایش سوم بودند، او دوشادوش ارتش آلمان علیه متفقین می‌جنگید.


اسحاق شامير نخست وزير رژيم صهيونيستي: رهبران صهيونيستي با ارتش نازي همكاري داشته‌اند

حضور شامير در ارتش هیتلر نشانه‌ای آشكار بر حمایت و همكاری سطح بالای جامعه یهودیان و صهیونیستها با نازیهاست. اما همین فرد سالها بعد وقتی كه در اسرائیل به نخست‌وزیری رسید از دولت آلمان پس از جنگ برای كشتار یهودیان به دست ارتش آلمان غرامت می‌گرفت؛ درحالی كه خود در زمان جنگ در ارتش آلمان خدمت می‌كرد. يهودی شناخته شده دیگر آوراهام اشترن معروف به اشترن گانگستر (رهبر جنبش آزادی اسرائیل) است كه در زمان جنگ دوم جهانی پیشنهاد رسمی حمایت از ارتش آلمان در برابر متفقین را مطرح ساخته بود. او نقش و جایگاه والایی نزد یهودیان داشت و اسحاق شامیر سالها جانشین او در جنبش مذكور بوده است.

حضور این دو رهبر یهودی در ارتش آلمان و حمایت آنها از نازیها در اوج جریانات فرضیه كشتار جمعی یهودیان توسط هیتلر و نظام هیتلری را دستخوش تردید جدی می‌كند. چرا كه در صورت پذیرش این فرض باید این رهبران مورد احترام صهیونیستها و یهودیان را خائنانی به یهود دانست كه رسماً از كشنده یهودیان اعلام حمایت كرده‌اند.

رهبران یهودی حامی هیتلر به این دو نفر منحصر نمی‌شود.امیل موریس، از دوستان نزدیك هیتلر، نیز از یهودیان سرشناس بود. موریس كه در دوره‌ای به همراه هیتلر در زندان به سر برده بود، بعدها در هنگام رهبری هیتلر در حزب نازی، نفر دوم اس‌اس (SS) شد. او در میان اس‌اس‌ها پس از هیتلر قدرت‌مندترین شخص شناخته می‌شد.

علاوه بر همه اینها، برخی از رهبران یهودی آلمان همچون هلموت اشمیت كه از ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۲ صدراعظمی آلمان را برعهده داشتند در زمان جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان به فعالیت مشغول بوده‌اند.

ترديد جدي در هولوكاست
تظاهر به ناداني يهوديان و صهيونيست‌ها درقبال مساله ي حضور افسران يهودي در ارتش نازي را مي‌توان چنين تفسير كرد:جامعه يهودي دوست ندارد که پرده از همکاري آنها با نازي‌ها برداشته شود چرا که اين با هولوکاستي که مردم را وادار به پذيرش آن کرده‌اند، تعارضي جدي دارد.

بعضا پذیرش این ادعای حامیان هولوكاست كه آلمان هیتلری در طول سالهای جنگ، میلیونها یهودی را كشته و این كشتارهای برنامه‌ریزی شده با هدف از میان بردن كلیه یهودیان صورت گرفته است، در این صورت باید ارتش آلمان نازی را عامل اجرایی اصلی این جنایت معرفی كرد. حامیان هولوكاست نیز معتقدند كه افسران اس‌اس و نظامیان ارتش آلمان مجریان سیاست نابودی یهودیان بوده‌‌اند.

با این فرض باید توقع داشت كه سیاست پاكسازی نژادی از خود ارتش آغاز شده باشد.به عبارت دیگر اگر قرار بود ارتش آلمان شش میلیون یهودی را بكشد، اولین گام آن بود كه در ارتش آلمان هیچ یهودی‌ای وجود نداشته باشد.

اگر به تحقیق دریابیم كه ارتش آلمان هیچ‌گاه از یهودیان پاكسازی نشده، حتی در دوران جنگ جهانی دوم نیز یهودیان در مناصب مختلف این ارتش و با درجات متفاوت درحال كار بوده‌اند، در این صورت فرض وجود هولوكاست كاملا غیرمنطقی است.

نمونه‌هايي که ذکر آنها گذشت، ادعاي غربي‌ها و صهيونيست‌ها درباره هولوكاست را زير سؤال مي‌برد چرا كه خود صهيونيست‌ها و افسران يهودي از همكاران نازي‌ها بوده‌اند پس چگونه مي‌توان مظلوم نمايي يهوديان را باور كرد كه مدعي‌اند هيتلر شش ميليون نفر از آنان را كشته است.

اگر قرار به كشتن بود چرا اين افسران را نه تنها نكشت، بلكه درجه‌هاي نظامي آنان را ارتقا بخشيد؟ و اساساً چه توجيهي دارد وقتي افسران يهودي مي‌ديدند هيتلر پدر و مادر يهودي آنان را مي‌كشد و به هم‌كيشان يهودي‌شان رحم نمي‌كند، با هيتلر همكاري كنند؟ حال آنكه مي‌توانستند از ارتش نازي جدا شده و به صف مخالفان هيلتر پيوسته و عليه وي اعلام جنگ نمايند.


منابع:

http://www. Adolfthegreat. Com/ Trivia/trivia- JewsFor Hitler. Html.

http://www.revisionisthistory. org/jewishnazi.html

http://mtq.ir/pdf/oj213180174.pdf

http://www.elmessiri.com/articles_view.php?id=32

http://www.kansaspress.ku.edu/righitpix.html
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 11:18  توسط کاوه دانمارکی   | 

مطالب قدیمی‌تر